گفت:در میان همه صفات الاهى،چرا “عدل” از همه مهم تر شده و در شمار اصول اعتقادى قرار گرفته است؟ آیا این که خدا عادل است،همچون اینکه خدا قادر یا رازق یا شافى یا محیی یا ممیت (یا دیگر صفات) است،نیست؟
گفتم : نه،صفت عدل برای خدا،همچون دیگر صفات نیست.اگر کسی همه صفات را برای خدا باور داشته اما او را به عدالت قبول نداشته باشد، گوئى خدا را منکر شده است ؛زیرا پذیرش ظلم برای خدا،او را از خدائى مى اندازد.شما نمى توانید به کسی که در امور جزئى فاقد عدالت است اعتماد و اقتدا کنید چطور کسی که در آفرینش فاقد عدالت است را به خدائى باور داشته باشید؟! به همین خاطر است که در کلام معصومین،دو پایه اصلى دین،توحید و عدل بیان شده است(إنّ اساس الدین،التوحید و العدل).صفت عدل،بنیادی ترین صفات الاهى است…
گفت : تعریف دقیق صفت عدل برای خداوند چیست؟ گفتم: روایات ،عدل الاهى را اینگونه تعریف نموده اند: به خداوند چیزی را نسبت ندهى که تو را بر داشتن آن چیز ملامت کرده است(أن لا تنسب الى خالقک ما لامک علیه).مثلاً خداوند تو را ملامت مى کند اگر به کسی ظلم کنى و حقش را نپردازی و در مجازات مجرمین تعلل و تبعیض روا داری و…،”عدل” این است که چنین رفتارهائى را به خدا نسبت ندهى.لذا صفاتى که بر داشتن آنها ملامت و سرزنش مى شوى مثل ظلم و نابرابرى و حقکشى و تبعیض و…را نباید برای خدا قائل شوى و باید عادلش بدانى…
تأملى کرد و گفت:چه کسانى در درون جامعه اسلامى،نسبت ظلم به خدا مى دهند؟ گفتم : آنها که فعل انسان را به خدا نسبت مى دهند و انسان را مجبور مى پندارند و طبیعتا همه افعال شرّ او را پای خالق او که خداست مى گزارند.اینان بدترین اعتقاد را در مورد خدا دارند زیرا آنها بدلیل آنکه قائل به جبرند همه قبائح و زشتی های افعال انسانها را پاى خدا مى نویسند و طبیعتاً چون یزید و شمر و دوانیقی و هیتلر و صدام و داعش را مجبور مى دانند ،فعلشان را به خدا نسبت مى دهند.باور به جبر، منحط ترین باور است زیرا خدا را در مظانّ همه نسبت های زشتى قرار مى دهد که او خود ، ما را از ارتکاب آن اعمال نهى نموده و در صورت ارتکاب ، ما را ملامت و سرزنش مى نماید…
گفت:ظاهراً در این دنیا مجال کامل ظهور عدل الاهى فراهم نیست و بسیار ظالمان ، جزا نمى بینند! گفتم: آرى، به همین خاطر ، اصل دیگر اعتقادی یعنى آخرت باوری از دل عدل متولد مى شود و از سرچشمه عدل است که معاد ضروری مى گردد؛ چون عدل خدا بطور کامل در این دنیا مجال ظهور ندارد،دادگاه فراگیر رستخیز و عالم معاد برپا مى شود تا هرکس پاداش حتى کوچک ترین کار خیر خویش را بگیرد و نیز جزای خرد ترین کار بد خویش را نیز ببیند(فمن یعمل مثقال ذره خیراً یره و من یعمل مثقال ذره شرّاً یره)…
گفت : شنیده ام در آخرالزمان بدست ولى خدا صاحب الزمان(ع) یک جلوه از عدل و دادگری نمایانده مى شود.گفتم :آرى این وعده خداست که بدست ولیّش تحقق پیدا مى کند و حاکمیت عدل بر پا مى شود؛ آن هنگام با ظهور قدرت الهى بدست ایشان ،انتقام مظلومان از ظالمان ستانده مى شود و زمین همانگونه که از ستم پر شده ،از دادگری مالامال خواهد گردید(یملأ الارض قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً)…