عالمان

 
 
 
 
 
نشست فامیلى هفته بعد منزل یکى دیگر از خویشان بود،امیر رو کرد به علیرضا و گفت:بحث ما در رسالت انسان ها بود ، به نظر تو مهم ترین رسالت ما چیست؟علیرضا گفت:به نظر من مهم ترین رسالت ما آگاه شدن ؛دانستن و عالم شدن است؛اینکه در ظلمت جهل و بى خبرى نمانیم بسیار مهم است؛ همه شکست ها و سقوط ها و بدبختى ها و جنگ ها  بخاطر جهل است و گام بعدى این رسالت ، پراکندن علم در جامعه است.جامعه آگاه ، کلاه سرش نمى رود؛حقوق خود را مى شناسد و براى استیفاى آن اقدام مى کند؛ اما جامعه اى که فاقد علم است؛همیشه تاوان جهالتش را با هزینه هاى گزاف مى پردازد و ثروتش به غارت مى رود و توان بهره گرفتن از منابعش را ندارد.بنابراین ، عالم شدن مهم ترین رسالت هر فرد است و رسالت عالمان نیز دستگیرى مردم و نجات آنها از نادانى است و رسالت مردم نیز مراجعه به عالمان و آگاهان است؛لذا خداوند نیز مردم را به پرسش از عالمان فراخوانده و فرموده است:”از دانایان (اهل ذکر)بپرسید اگر نمى دانید”(فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ)١…
 
پدر گفت:آفرین به علیرضا که این چنین زیبا از رسالت علم و آگاهى سخن گفت؛بله، عالمان رسالت سنگینى دارند.اگر عالمان به وظیفه خود در برابر مردم عمل کنند، جوامع رنگ سعادت مى گیرد و برعکس اگر به وظیفه خود در برابر جامعه اقدام نکنند،آن جامعه به فساد و تباهى مى گراید لذا گفته اند: هرگاه عالم ،فاسد شود،جهان نیز فاسد مى شود( إذا فَسَدَ الْعالِمُ فَسَدَ الْعالَمُ)٢ و یا :لغزش عالِم ،فساد جهان را به دنبال دارد٣.آرى این عالم فاسد است که دنیایی را به فساد می‌کشاند؛لذا یکى از شیوه هاى استعمارگران براى بلعیدن کشورها،خریدن عالمان آن کشورها با وعده پول و مقام بوده است تا مردم را آگاه نکنند و بلکه سلطه أجانب را توجیه نمایند و توده ها را به سازش ترغیب کنند.جامعه اى که عالمان متعهدى دارد که با تیزبینى مراقب همه جهات فساد و صلاح جامعه هستند و تخم آگاهى مى پراکنند،یقیناً از ثروت عظیمى بهره مند است…
 
مهدى اجازه خواست سخن بگوید و گفت: اجازه بدهید من هم  بر این موضوع تاکیدى داشته باشم با سخنى از حضرت امیر سلام الله علیه. على علیه السلام در نهج البلاغه،سخن جاودانه اى دارند مبنى بر اینکه خدا از عالمان ، پیمان گرفته است که در مقابل سیرى ظالم و گرسنگى مظلوم ساکت نمانند و رضایت ندهند(یعنى عالم در برابر مظلوم و ستمى که توسط ظالم بر او مى رود مسئول است و نباید سکوت کند) و بعد این را یکى از انگیزه هاى خویش براى پذیرش حکومت مى شمرند و مى فرمایند:”اگر نبود حضور آن جمعیت (که از من مى خواستند رهبرى شان را بپذیرم)و تمام شدن حجّت با وجود یار و یاور ؛ و اگر نبود که خداوند از دانایان پیمان گرفته است که بر سیرى ستمگر و گرسنگى ستمدیده رضایت ندهند ، هر آینه مهار شتر خلافت را بر شانه اش مى انداختم و از پذیرش آن خوددارى مى نمودم!”۴…
 
در این هنگام ،یکى از بانوان فامیل که بحث ها را دنبال مى کردند و بانوى فاضله اى بود، زمام بحث را به دست گرفت و گفت: رسالت عالمان،رسالت بزرگى است.اگر جامعه به دانش آنها نیازمند باشد و آنها دانش خود را در اختیار قرار ندهند و اظهار نکنند،مستوجب لعنت الاهى مى شوند و این سقوط بزرگى براى آنان است.پیامبر اکرم(ص) فرمودند:”هنگامى که بدعت ها در میان امت من آشکار شد،بر عالمان فرض است که علم خویش را آشکار کنند (و با انحرافات و بدعت ها بستیزند)،آنکس که چنین نکند،لعنت خدا بر او باد!”۵…همچنین امام صادق از امیر مومنان علیهماالسلام نقل فرمودند :”عالمى که علم خویش را بپوشاند،روز قیامت چنان بوى بسیار بدى از او خارج مى شود که همه جنبدگان زمین او را بخاطر آن بوى ناخوشایند،لعنت مى کنند”۶…
 
————————-
١.سوره نحل،آیه ۴۴.
٢.خصال، باب الإثنین، ص ۳۷.
٣.غرر الحکم ، جلد ۴، صفحه ١٠٩، حکمت۵۴٧٢ : (زله العالم تفسد العوالم).
۴.نهج البلاغه،خطبه سوم:(لَولا حُضُورُ الحاضِرِ، و قِیامُ الحُجَّهِ بِوُجودِ الناصِرِ، و ما أخَذَ اللّه ُ عَلَى العُلَماءِ أن لا یُقارُّوا على کِظَّهِ ظالِمٍ، و لا سَغَبِ مَظلومٍ ، لأَلقَیتُ حَبلَها على غاربِهِا).
۵.وسائل الشیعه،باب وجوب اظهار العلم عند ظهور البدع وتحریم کتمه الا لتقیه وخوف، وتحریم الابتداع،حدیث ٢١۵٣٨ به نقل از کافى ج١ص۴۴ و المحاسن،ص٢٣١:(إذ ظهرت البدع فی امتی فلیظهر العالم علمه، فمن لم یفعل فعلیه لعنه الله).
۶.،همان،حدیث٢١۵٣٩،به نقل از محاسن،ص٢٣١:(إن العالم الکاتم علمه یبعث أنتن أهل القیامه ریحا، تلعنه کل دابّه من دوابّ الارض الصغار).
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه