گفتم: رهایش کن ،این کار از روی عادت از او سر زده است.گفت :چرا باید به کار بد عادت کند؟ انسان ، خود عادت هایش را می سازد،حیوان که نیست بگوئیم اقتضای طبیعتش بوده : نیش عقرب نه از ره کینه است/اقتضای طبیعتش این است!
“عادت”، کار و رسم و خو و منش و هنجار و آئین و سنت و عکس العملى است که انسان به آن خو گیرد و در زمان و موقعیت خاصى انجام دهد و معتاد به انجام آن شود. عادات بر اثر تکرار منظم و پایدار به وجود می آیند و برای دفعات بعد،انرژی کمتری از مغز می گیرند اما انسانها می توانند با راهکارهایی بر چرخه عادت هاشان اثر بگذارند و آنها را تغییر دهند.عادت از دیرباز در اخلاق و تعلیم و تربیت و دین مورد توجه بوده و عادات خوب یا زشت از عوامل خوشبختى یا تیره بختى شمرده شده است…
اراده،مهم ترین سرمایه انسان در ایجاد یا تغییر یا ترک عادت است. حتى اگر عادت ها چنان در انسان جاگیر گشته که طبیعت ثانویه او شده باشد،با تلاش و اراده قوى می توان بر آنها فائق شد.بسیارى از عادت ها از کودکى و نوجوانى و به تدریج در افراد شکل می گیرد و اولیای تربیتى می توانند بهترین ها را در آنها،به عادت تبدیل کنند. به برکت قدرت تمرین و تلقین مداوم می توان به تجمع و تمرکز قوا نائل و رفتارهای مناسب را در خود ایجاد و آنها را تبدیل به عادت نمود.پیدا کردن همراهان مناسب در این مسیر و قرار دادن امور انگیزشی و تشویقی برای خویش به این فرایند مدد رسان خواهد بود.باید گذاشت عادت های خوب در اثر تکرار چنان نیرومند و مستحکم شود که نتوان با آنها مقابله و ستیزه کرد.باید اینگونه رفتارهای شایسته در انسان تبدیل به عادت و سجیّه (منش، خوی، خصلت) شود…
در فرازی از زیارت جامعه خطاب به امامان بزرگوار خود می گوئی:
کار شما ، نیک و عادت شما احسان و منش شما بخشندگى است(فِعْلُکُمُ الْخَیْرُ وَ عَادَتُکُمُ الْإِحْسَانُ وَ سَجِیَّتُکُمُ الْکَرَمُ ).انس می گوید: نزد امام حسین علیه السلام بودم که کنیزی آمد و دسته گلی به حضرت تقدیم کرد. امام فرمود: تو را در راه خدا آزاد کردم. گفتم: ای فرزند رسول خدا! یک دسته گل چقدر ارزش دارد که شما او را آزاد کردید؟ امام فرمود: خدای سبحان ما را تربیت کرده و فرموده هرگاه به شما تحیتی گفتند پاسخ آنان را نیکوتر از آن و یا به همان اندازه بدهید، پاسخ نیکوتر او همان آزادی اش بود.آن بزرگوار وقتی دید دشمن و اسبش تشنه است با دست خود، او و مرکب او را آب نوشاند و آن غلام شبان ،که حضرت همه گله گوسفندان را از ارباب او خرید و به او بخشید و خودش را آزاد کرد، گفت:در شگفتم که این دستان بخشنده چگونه زیر خاک خواهد رفت…
در مورد فرزندش حضرت بقیه الله ارواحنا فداه نیز در زیارت روز جمعه می خوانید :و تو ای مولای ما بخشنده و فرزند بخشندگان و مامور به مهمان نوازی و پناه دادن و پذیرشی پس ما را بنواز و بپذیر (وانت یا مولای کریم من اولاد الکرام و مأمور بالضیافه و الإجاره فاضفنی و أجرنی)…
اگر رهرو راه این بزرگوارانیم ،عادات نیک را از آنان بیاموزیم و سجیّه خود کنیم…