صفویان

 

 

 

تأسیس حکومت صفویه در زمان اسماعیل اول از نوادگان شیخ صفی بود. شیخ صفى الدین اردبیلى از تبار فیروز شاه زرین کلاه بود که در قرن پنجم قمری در اردبیل می‌زیست.حکومت صفویان خاستگاهی صوفیانه داشت و بر پایه حمایت انبوه پیروان این فرقه که به قزلباشان نامبردار بودند استوار بود. بعد از تاسیس حکومت، رئیس طریقه صفویه در عین حال شاه و هم مرشد کامل بود. بخش اصلی نیروی نظامی صفویان را نیز همین گروه قزلباشان تشکیل می‌دادند.اسماعیل در رأس مریدان خود به همراه هفت هزار تن قزلباش، نیروهای آق قویونلو را در ناحیه شرور شکست داد و وارد تبریز شد و تشیع را به عنوان مذهب رسمی اعلام نمود. کمى بعدتر شاه عباس اول نه تنها توانست بر تمام اغتشاشات داخلی فائق آید بلکه توانست ابتدا با صلح با عثمانی خیال خود را از جبهه غربی راحت کرده و به بیرون راندن ازبکان از خراسان بپردازد و در مرحله بعد عثمانیان را نیز از مناطق متصرفی خود در همدان و آذربایجان عقب براند.او سلطنت را از آن چنان قدرت و تمرکزی برخوردار ساخت که پیش از آن بی‌سابقه می‌نمود.
 
حکومت صفویه را مى توان نخستین حکومت ملی ایران نامید که تشیع به عنوان عامل اساسی در شکل‌گیری هویت ملی در عصر صفوی نقش آفرینى نمود و به یکپارچگی مردم ایران و در نتیجه توانمندی آنان در برابر دشمنان مذهب اکثریت انجامید.در این رویکرد مذهب شیعه، عاملی برای وحدت بخشی به جامعه ایرانی و در عین حال ایجاد تمایز و تشخص ایرانیان در برابر دشمنانش، بخصوص حکومت عثمانی بود.در اواخر دوران سلطنت شاه اسماعیل صفوی، علما به ساختار حکومتی صفویان وارد شدند و عهده‌دار مناصبی مانند صدارت و قضاوت شدند. از دوران سلطنت شاه طهماسب صفوی، ورود فقها به دربار صفوی سرعت بالاتری یافت.نخستین بار لقب شیخ‌ الاسلام را شاه طهماسب درباره محقق کرکی به کار برد. طهماسب که به محقق کرکی احترام زیادی می‌گذاشت با این منصب در واقع او را بالاتر از منصب صدرالاسلامى قرار داد و اختیارات زیادی حتی در امور حکومتی به او تفویض کرد. از دیگر افرادی که منصب شیخ الاسلامی داشتند می‌ توان به سید حسین مجتهد کرکی، شیخ بهایی (م.۱۰۳۰ ق.)، محمد باقر سبزواری (م۱۰۹۰ ق.) و علامه مجلسی (م۱۱۱۰ ق.) اشاره کرد.
 
دولت صفویه با تمام ضعف‌ هایش مروج شعائر مذهب بود و اهل تسنن نیز عموماً تحت فشار نبودند و نسبت به مسیحیان، یهودیان و زردشتیان نیز روش مدارا اعمال می‌شد، در حالی که اکثر کشورهای غربی حتی با آزادی نسبی ادیان، ‌بیگانه بودند. رونق کشاورزی، رشد اقتصادی و رفاه نسبی عمومی، رضایت طبقه متوسط را نسبت به سیاست اقتصادی دولت صفویه جلب نمود و بیشتر شاهان صفوی را از حمایت مردمی‌ برخوردار کرده بود.توسعه فرهنگی، گسترش مراکز علمی‌ و حمایت همه جانبه از علما و مؤلفان، از برجسته‌ترین امتیازات دوران صفویه است و ابتکار بهره گیری از هنر و صنعت و معماری در خدمت فرهنگ و معارف اسلامی‌ از خصوصیات دیگر این دوره است.حضور علما در حکومت را این نظریه محقق کرکى توجیه مى کرد که حکومت در زمان غیبت امام معصوم از اختیارات فقیه جامع الشرایط است اما این فقیه می‌تواند از روی مصلحت، قدرت سیاسی مشروع خود را به سلطان واگذار کند. شاه طهماسب این نظریه را پذیرفت و خود را نایب فقیه جامع الشرایط خواند.
 
ایجاد تحول در سیستم سیاسی و اداری حکومت و وجود زمینه برای ایفای نقش بیشتری، برای علما در امور سیاسی، قضایی، فرهنگی از دیگر خصوصیات این دوره است.علما چنانکه بعضى اسلام ستیزان بیان کرده اند در پی کسب مقام دنیوى نبودند و به انگیزه دنیا خوارى به حکومت نزدیک نشدند بلکه انگیزه همکارى امثال علامه مجلسی و شیخ بهائی، با حکومت صفویان، بازگرداندن استقلال و هویت‌ شیعی ایرانیان و رهایی از بیگانه پرستی و حمایت کامل از موجودیت دین، موجب می‌گردید که علمای شیعه بر مشروعیت قدرت سیاسی پاشاهان صفویه صحه بگذارند.این علما حتى در مواضعى با دیدگاه هاى حاکمان مخالفت خود را اظهار مى داشتند مانند آنچه در مقابله با قزلباشان و مرام صوفیانه آنها ابراز نمودند. در این دوره مخالفت با تصوف در آثار علمای شیعه کم کم رو به فزونی گذاشت و در اواخر حکومت صفویان به دشمنی شدید و آشکاری تبدیل شد که به نگارش آثار علمای شیعه در رد و حتی تکفیر صوفیان انجامید. نماد ستیز آشتی ناپذیر علما با صوفیان را علامه محمد باقر مجلسی بود که در اواخر حکومت صفویان مقامی پر ارج یافت و آثاری در رد صوفیان نگاشت وی همچنین با استفاده از مقام شیخ الاسلامی، اقدامات عملی در محدود کردن فعالیت صوفیان صورت داد…
————–
ر.ک: سیوری، ایران عصر صفوی؛جعفریان، صفویه در عرصه دین،‌فرهنگ و سیاست؛ جنابدی، روضه الصفویه؛  گودرزی، کارکرد هویت بخش مذهب شیعه در دوره صفویه؛رجبی، فقیهان عصر صفوی درباره تعامل با حکومت‌ها؛تشکری و نقیبی، تعامل و تقابل تصوف و تشیع در عصر صفوی.
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه