صفات و شؤون امام

 
 
 
 
 
در مرو خدمت امام هشتم على بن موسی الرضا(ع)رسیدم و گزارشی از اعتقاد مردم در امر امامت را به عرض ایشان رساندم.حضرت ،سخنان جامعى در اهمیت امر امامت با استناد به آیات قرآن بیان نمودند و سپس فرمودند: آیا این مردم (که مى پندارند خودشان توانائى انتخاب امام معصوم را دارند)مقام و قدر و موقعیت امامت و جایگاه او در میان امّت را مى شناسند تا انتخاب آنان در آن امر ،روا باشد؟! به راستى امامت اندازه‏اى فراتر و مقامى والاتر و موقعى بالاتر و آستانى منیع‏تر و عمقى بیشتر از آن دارد که مردم با عقل خود بدان رسند یا اینکه بتوانند با رأى و نظر خود آن را درک کنند یا به انتخاب خود امامى بگمارند. امامت مقامى است که حضرت ابراهیم (ع) پس از آنکه به مقام نبوت  رسید و در مرحله دوم به مقام خلّت(خلیل بودن) دست یافت، خداونداو را به سومین درجه و فضیلت یعنى امامت مشرف کرد و نامش را بوسیله آن بلند نمود و فرمود : «همانا من تو را براى مردم امام قرار دادم». ابراهیم خلیل از فرط شادمانى عرض کرد: «و از ذریه و نژاد من هم قرار خواهى داد؟»خداوند فرمود: «عهد من به ظالمان نخواهد رسید». این آیه  نشان مى دهد که هیچ ظالمى تا قیامت به مقام امامت نائل نمى شود…
 
امام هشتم(ع)ادامه دادند: امامت زمام دین و نظام مسلمین و عزت مؤمنین است؛امامت بنیاد پاک اسلام و شاخه با برکت آن است، بوسیله امامت نماز و روزه و زکاه و حج و جهاد به  درستى مى گراید؛ غنیمت و صدقات بسیار مى گردد؛ حدود و احکام اجرا مى‏شود، مرزها و نواحى کشور مصون مى‏شوند؛ امام حلال و حرام خدا را بیان مى‏کند و حدود خدا را بر پا مى‏دارد و از دین خدا دفاع مى‏کند و با حکمت و پند نیک و دلیل رسا به راه خدا دعوت مى‏نماید؛امام همانند آفتاب در عالم طلوع کند و بر افق قرار گیرد که دست و دیده مردم بدان نرسد، امام ماه تابنده، چراغ فروزنده، نور بر افروخته و ستاره رهنما در تاریکى شب ها و بیابان هاى تنها و گرداب دریاها است، امام آب گوارائى است براى تشنگى و رهبر بحق و نجات بخش از نابودى است…
 
امام رضا علیه السلام ،همچنان با شور ادامه داد: امام چون آتشى است برفراز تپه براى سرمازدگان و دلیلى است در تاریکى‏ها که هر که از آن جدا شود هلاک گردد. امام ابرى است بارنده، بارانى است سیل آسا، آفتابى است فروزان و آسمانى است سایه بخش و زمینى است گسترده و چشمه‏اى است جوشنده و غدیر و باغى است، امام امینى است یار و پدرى است مهربان و برادرى است دلسوز و پناه بندگان خدا است در موقع ترس و پیشآمدهاى بد، امام امین خداى عز و جل است در میان خلقش و حجت او است بر بندگانش و خلیفه او است در بلادش و دعوت‏کننده به سوى خداى و دفاع‏کننده از حقوق خداى جل جلاله است. امام کسى است که از گناهان پاک است و از عیوب بر کنار است، به دانش مخصوص است و به حلم و بردبارى موسوم؛ نظام دین است و عزت مسلمین و خشم منافقین و هلاک کفار؛ امام یگانه روزگار خود است؛ کسى با او برابر نیست و دانشمندى با او همسر نیس؛جایگزین و مانند و نظیر ندارد، بدون تحصیل مخصوص به این  فضل و از طرف خدای مفضل بدان اختصاص یافته است…
 
 و مجدداً در مورد انتخاب امام فرمودند: کیست که‏ تواند به شناخت کامل امام برسد تا او را انتخاب کند؟ هیهات ،هیهات! خردها و خاطرها در باره‏اش سرگردان و چشم ها کم نورند؛ بزرگان در این مقام کوچکند و حکیمان در حیرت و نظر بردباران کوتاه و هوشمندان گیج و شعراء لال و گنگ و ادباء درمانده و سخندانان بى‏زبان اند،؛شرح یک مقامش نتوانند و وصف یکى از فضائلش ندانند، همه به عجز معترفند، چگونه توانند کنهش را وصف کرد و اسرارش فهمید؟ چطور کسى به جاى او ایستد و حاجت مربوط به او را برآورد؟ نه، چطور؟ از کجا؟ او در مقام خود اخترى است فروزان که از دسترس دست‏یازان و وصف واصفان فراتر است، انتخاب بشر کجا به این پایه رسد، عقل کجا و مقام امام کجا؟ کجا چنین شخصیتى یافت شود گمان برند که در غیر خاندان رسول (ص) امامى یافت شود..؟١
———–
١.اصول کافى،کتاب الحجه١١٧/٢،کمال الدین/۶٧۵،عیون اخبار ١٩۵/٢،معانى الاخبار/٩۶
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه