… بر اثر صبر، نوبت ظفر آید! بدون صبر و شکیبائى ، دست یابى به اهداف و موفقیت و تداوم زندگى ، ممکن نیست؛ هر انسانی برای وصول به هر هدف مهمى نیازمند صبر و شکیبائى است.البته صبر هرگز به معنای تحمل بدبختی ها و تن دادن به ذلت و تسلیم در برابر سختی ها و پذیرش شکست نیست بلکه صبر و شکیبایی، پایداری و استقامت در برابر مشکلات و حوادث و ناملایمات است؛ لذا در قرآن، ١٠٣ بار از صبر یاد شده و از مهم ترین و محکم تریم امور برای رسیدن به اهداف کوچک و بزرگ معرفى شده١ و انسان ها علاوه بر اینکه خود باید صبور باشند،دیگران را نیز باید به صبر دعوت کنند:”ای اهل ایمان در کار دین شکیبا باشید و یکدیگر را به مقاومت و صبر سفارش کنید و مُهیا و مراقب کار دشمن بوده و خداترس باشید، باشد که پیروز و رستگار گردید”٢. امیرمومنان (ع) نیز فرمود:” بر شما باد به صبر و استقامت؛ چراکه صبر در برابر ایمان، همچون سر است در مقابل تن”٣. همان طور که تن بی سر فایده ای ندارد، همچنین ایمان بدون صبر ناپایدار و بی نتیجه است.
صبر ، انواعى دارد: صبر به معنای امساک و ترک یک فعل در حالیکه طبع آدمی به انجام آن مایل و مشتاق است، اما عقل و شرع انجام آن را ناپسند دانسته اند. دیگر صبر بر مصیبت است یعنى تسلط بر نفس از بی تابی و جزع و فزع است؛ یعنی کنترل نفس از انجام رفتاری ناپسند از قبیل جزع و فزع و بی تابی و از دست دادن عنان اختیار. قرآن کریم مى فرماید:”بی شک همه شما را با اموری از قبیل ترس و گرسنگی، نقصان مالی و جانی و کمبود محصول آزمایش می کنیم؛ پس به صبرکنندگان مژده بده”۴؛ دیگر، صبر بر معصیت است یعنى خویشتن دارى از انجام رفتارهای زشت و ارتکاب گناه و بازداشتن نفس از تجاوز به حدود الهی و خطوط قرمز اخلاقی که نیازمند شکیبایی و مقاومت است.دیگر صبر در راه انجام وظیفه است:لقمان به فرزندش گفت:”پسرم! نماز را بپادار و به خوبی ها دعوت و از بدی ها نهی کن و بر آنچه برایت روی می دهد، شکیبا باش”۵؛پیامبران هم مى گفتند: “در برابر اذیت هائى که درباره ما می کنید، صبر می کنیم و اهل توکل همواره به خدا توکل می نمایند”۶ و نیز “پیش از تو نیز پیامبرانی را تکذیب کردند و آنها تکذیب و آزار مخالفان را تحمل نمودند تا این که یاری ما به آنها رسید”٧…
شکیبائی و صبر واقعاً قدرت مى خواهد و این قدرت را هم باید از خدا خواست؛ چنانکه خود به پیامبر فرمود: “صبور و شکیبا باش و نیست صبر تو مگر به توفیق خدا”٨ ! و راهنمایی کرد که در دعاهای خود از خدا بخواهند تا بدانان صبر عطا کند:”و چون روبرو شدند با جالوت و لشکر او، گفتند: اى پروردگار ما! فرو ریز بر ما صبر را؛ و ثابت دار قدم هاى ما را؛ و ما را بر قوم کافران پیروز گردان “(رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبرًْا وَ ثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَ انصُرْنَا عَلىَ الْقَوْمِ الْکَافِرِین)٩؛ و در جای دیگر :”بارالاها! صبر و استقامت بر ما فرو ریز! و ما را مسلمان بمیران(رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبرًْا وَ تَوَفَّنَا مُسْلِمِین )١٠. در جائی نیز سخن از صبرى زیبا و جمیل به میان آورده است(فَاصْبرِْ صَبرًْا جَمِیلا)١١ که طبیعتاً خالص ترین صبر است و آن رضایت به تقدیر الاهى است( چنانکه سیدالشهداء(ع) در آخرین لحظات پیش از شهادت اظهار نمود) و نوید داد که عاقبت،از آن صابران است(فَاصْبرِْ إِنَّ الْعَاقِبَهَ لِلْمُتَّقِین)١٢.
صبر در بعضى موقعیت ها،عداوت و دشمنى ها را به دوستى های گرم و صمیمی مبدل مى سازد که این نعمت نصیب کسانى مى شود بهره بزرگى از ایمان دارند. لذا قرآن کریم به مؤمنان سفارش می کند که برای مقابله با عقاید باطل و رفتار خشونت آمیز دشمنان اسلام، صبر پیشه کنند و به بهترین شکل به مقابله اندیشگى با آنها برخیزند:”بدى را با نیکى کنار بزن، ناگاه (خواهى دید) همان کس که میان تو و او دشمنى است، گویى دوستى گرم و صمیمى است! امّا جز کسانى که داراى صبر و استقامتند، به این مقام نمى رسند، و جز کسانى که بهره عظیمى (از ایمان و تقوا) دارند، به آن نایل نمىگردند”١٣. از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که میفرماید: “نصف ایمان صبر و نصف دیگر آن شکر است”١۴. به این معنا که انسان در زندگی، یا در آسایش است، که باید در آن حال شکرگزار باشد، یا در حال سختی و گرفتاری است که باید صبور باشد. امام رضا(ع)نیز فرمود:”کسی از شیعیان ما نیست که به بلایی گرفتار شود و صبر کند، مگر اینکه خداوند برای او اجر هزار شهید بنویسد”١۵.
—————–
١. لقمان/١٧. ٢.آل عمران/٢٠٠. ٣. نهج البلاغه،حکمت٨٢. ۴.بقره/١۵٣. ۵. لقمان/١٧. ۶.ابراهیم/١٢. ٧.انعام/٣۴. ٨. نحل/١٢٧. ٩.بقره/٢۵٠. ١٠.اعراف/١٢۶. ١١.معارج/۵. ١٢.هود/۴٩. ١٣.فصلت/٣۵. ١۴.نهج الفصاحه/١٠٧٠. ١۵.کافی٣۵۴/١،ح۱۰.