اصطلاح “صاحب سرّ”، به بعضى از اصحاب و یاران پیامبر و امیرمومنان و ائمه علیهم السلام ،اطلاق مى شده که آن حضرات،برخى از اخبار غیبى و یا معارف الاهى را در سطح و رتبه اى بالاتر از دیگران ،برای آنها مطرح مى نموده و دریچه هائى از معرفت را به روى انان مى گشوده اند.این برگزیدگان حامل گوهرهائى از معارف بودند که از برخى از آنها، بعدها و پس از درگذشت آن ذوات الاهى ،پرده بردارى نموده و دیگران را از آن انوار بهره مند مى نموده اند و البته بعضى از آن علوم هم در سینه آنها مکتوم مانده و با خود به سرای باقى مى بردند.صاحب سرّ اصلی پیامبراکرم(ص)، مقام شامخ امیرمومنان(ع) بوده اند که از ابتدای بعثت تا زمان وفات،علوم بیشمارى را که از وحى دریافت مى نمودند،به او مى آموخته اند و سینه او را خزانه اسرار علوم الاهى مى نموده اند١. بعد از ایشان،از کسان دیگرى به عنوان صاحب سرّ پیامبر یاد شده است همچون سلمان و حذیفه بن یمان و…در برخی منابع از عبدالله بن مسعود نیز به عنوان صاحب سر پیامبر یاد شده است٢.
حذیفه بن یمان که یکى از کسانى است که در منابع علم رجال از او به عنوان صاحب سرّ پیامبر(ص) یاد شده ، کسى است که پیامبر به او اطمینان زیادى داشت و اخباری از حوادث آینده را با او در میان مى گذاشت. همچنین از باطن برخی افراد به او خبر داده و برخی منافقان را به او شناسانده بود٣. همچنین رسول خدا(ص) به هنگام بازگشت از غزوه تبوک، نام منافقانی را که قصد ترور وی را داشتند، به او گفت و او در سینه نگهداشت۴.به همین دلیل شرح حال نگاران از وی با عنوان «صاحب سرّ» (رازدار) رسول خدا(ص) یاد کردهاند۵. سلمان نیز از کسانى است که قطعاً صاحب سرّ بوده است و مطالبى ویژه را از پیامبر و امیرمومنان علیهماالسلام در سینه محفوظ داشته که دیگر صحابه جلیل همچون ابوذر و عمار و مقداد، از آن معارف بی بهره بوده اند…
اما صاحب سرّ در مورد برخی از اصحاب حضرت علی(ع) نیز به کار رفته است. امام علی(ع)، کمیل بن زیاد را صاحب سر خود دانستهاند۶ و مطالب ویژه اى را برای او مطرح فرموده اند. یکی از آن مطالب ،حدیث حقیقت است .در حددث حقیقت،خود کمیل تصریح مى نماید که صاحب سرّ آن حضرت مى باشد. بعضى از رشحات علمى که برای کمیل گشوده اند،حدیث علم و دعای کنیل و احادیثى دیگر است که سالهاست جشمان حقیقت جویان را به خود خیره ساخته است.تراجم نویسان، افراد دیگری را هم به عنوان صاحب سرّ امام نام بردهاند همچون رشید هجری٧ و میثم تمار٨. گفته شده است که حضرت علی (ع)،میثم تمار را از «أسرار خفیه من أسرار الوصیه»(رازهای پنهان در موضوع اسرار وصیت پیامبر) آگاه کرده بود٩.بنابر این اگر صاحب سر به معنای کسانی باشد که امام آنان را از برخی امور غیبی باخبر کرده باشد، میتوان افرادی چون میثم تمار و حبیب بن مظاهر را نیز صاحب سر علی(ع) دانست، هر چند در منابع به صاحب سر بودن امثال آنها تصریح نشده باشد. مرحوم محدث قمی از این سه تن به عنوان کسانی یاد میکند که اخبار غیبی را برای یکدیگر بیان میکردند و از نحوه شهادت یکدیگر خبر میدادند١٠.
واژه صاحب سرّ یعنى کسی که امام، اسرار خویش را برای وی بازگو نموده است. از الفاظی است که چنانچه برای یک راوی به کار برود، دلالت بر وثاقت وی یا حداقل وجاهت و ستایش راوی دارد١١. این اصطلاح در مورد معلی بن خنیس از اصحاب امام صادق(ع) و مسافر، خادم امام رضا(ع) نیز به کار رفته است. همچنین از اباصلت هروى نیز به عنوان صاحب سرّ حضرت امام رضا(ع) و از یاران خاصّ ایشان یاد شده است١٢.اباصلت هروى پس از به شهادت رسیدن حضرت امام رضا (ع) توسط مأمون، زندانى گردید. یکسال در زندان بر او گذشت تا آن که کار بر وى سخت شد و بسیار دلتنگ گردید.خداوند را به حضرت رسول و خاندانش سوگند داد تا وى را آزاد نماید.به ناگاه، حضرت امام جواد (ع) در زندان بر او وارد شده، فرمودند: “اى اباصلت، کار بر تو سخت گردید و دلتنگ شده اى، برخیز و بیرون برو”. آن گاه امام (ع) با دست مبارک بر زنجیرها زدند و همگى باز شد و اباصلت را پیش چشم زندانبانان بدون آن که ایشان کلامى بگویند، آزاد کردند و به وى فرمودند:”در امان و حفظ خداوند برو که دیگر چنین اتّفاقى برایت رخ نمىدهد و دست آنان نیز از تو کوتاه خواهد شد”١٣…
——–
١.مهریزی و خوئی، میراث حدیث شیعه٢٢٢/٢. ٢.استرآبادى،رجال کشّى١٧٧/١. ٣.ابنسعد، الطبقات الکبری٣۴۶/٢؛ ابن اثیر، اسدالغابه۴۶٨/١. ۴.واقدی، المغازی٣ /۱۰۴۲-۱۰۴۴. ۵.ابنعبدالبرّ، الاستیعاب٣٣۵/١؛ ابن حجر، الاصابه۴٠/٢؛ابن اثیر، اسدالغابه۴۶٨/١. ۶.مجلسی، روضه المتقین٨١/٢. ٧. قمی، منتهیالآمال۴٧٣/١. ٨و٩.ثقفی، الغارات٧٩٧/٢. ١٠.قمی، منتهیالآمال۴٧٣/١. ١١. منتهی المقال فی الدرایه و الرجال/٩٩؛کاظمی، تکمله الرجال،١٣٣/١. ١٢و١٣.عبدالله مامقانى،تنقیح المقال، به نقل از:نگاهى گذرا بر زندگانى امام جواد(ع)/۵١.