شهروندان

 
 
 
 
 
حمید گفت:شهر را،شهروندان مى سازند! بدون شهروند، شهرى شکل نخواهد گرفت؛همان گونه که شهرداران و حاکمان، مسئولیت هایی دارند،شهروندان نیز وظایف و مسئولیت هایی دارند.شهر،خانه آنهاست و خانه برای اینکه پاک و زیبا باشد باید اهالى خانه در زیباسازى آن بکوشند.وظایف مشترک همه شهروندان،تعاون در زیباسازى، پذیرش نقش هاى متفاوت توسط هر گروه و همکارى جمعى در ایجاد نشاط و رشد برای همه است.امیر مومنان(ع) فرمود:”هرکس که خداوند ثروتى به او ببخشد باید به نزدیکان خود ببخشد و سفره های مهمانی بگستراند و اسیر و رنج دیده را آزاد کند و از آن به نیازمند و بدهکار بپردازد و برای به دست آوردن ثواب الهی در برابر پرداخت حقوق، شکیبایی کند١”.رفتار نیکو و شایسته با دیگران و عدم آزار و مزاحمت از مهم ترین وظایف شهروندان است.پیامبر خدا(ص) فرمود:”مسلمان کسى است که مسلمانان از دست و زبان او آسوده باشند(اَلْمُسْلِمُ مَنْ سَلِمَ اَلْمُسْلِمُونَ مِنْ یَدِهِ وَ لِسَانِهِ)٢…
 
گفتم: حمید جان!آیا پاى بندى به قانون از مسئولیت هاى یک شهروند نیست؟ گفت: آرى،هست و این شامل همه قوانین و ضوابط در انضباط شهرى است.رعایت نظم و انضباط شهر در ساخت و سازها، احترام به قوانین زیست شهرى، مشارکت در مسئولیت هاى اجتماعى و تعاون در اعتلاى شهر،وظیفه همگانى است.یکی از مهم ترین عواملی که حیات اجتماعی را منظّم می سازد، مسئولیت و نظارت عمومی مردم نسبت به یکدیگر و نسبت به حکومت است. مردم باید مراقبت کنند که حکومت از مسیر اصلی خودش منحرف نشود و به بیراهه نیفتد و در گفتار و کردار حاکمان انحرافی رخ ندهد. على(ع)فرمود:”مردم باید حاکمان را آشکار و پنهان، پند و اندرز دهند”(وَالنَّصیحَهُ فِی الْمَشْهَدِ وَالْمَغیبِ٣)؛همه نیازمند این نظارت عمومى هستند هم مردم و هم مسئولان.هرکس باید چشم بیناى شهر خود باشد و اگر اختلالى در جائى وجود داشت، با اغماض و بى تفاوتى موجب توسعه آن اختلال به جاهاى دیگر نشود… 
 
 
گفتم: یک شهر خوب،بدون تعاون موثر بین شهروند و مسئوا به سامان نمى رسد،مى رسد؟! گفت: نه نمى رسد!همانطور که مسئولان باید یکایک حقوق مردم را با رعایت حقوق شهروندى محترم شمارند و با آنها صادقانه و متواضعانه و در عین حال قاطعانه و بر اساس عدالت رفتار کنند،مردم نیز موظفند حقوق مسئولان را در نظارت و خیرخواهى و نصیحت و مساعدت به آنها در پیاده سازى نظمى فراگیر،رعایت نمایند.همانطور که مسئولان در خطر لغزش هستند،شهروندان نیز در معرض این خطر قرار دارند.مولاى متقیان در مورد این خطر براى خویش مى فرمایند: “سوگند به خدا، اگر شب را تا به صبح به روى خار بگذرانم و مرا در غل ها به بند بکشند، برایم از آن بهتر است که خدا و رسول را در قیامت ملاقات کنم در حالى که بر یکى از بندگان ستم کرده، چیزى از مال دنیا غصب کرده باشم. چگونه به کسى ستم نمایم براى کسی  که با شتاب به کهنگى و پوسیدگى، روى نهاده است و دور زمانى در زیر خاک خواهد ماند۴”؟!
 
حمید ادامه داد:دولتى دولت کریمه و شهرى ،شهر نمونه و فاضله خواهد بود که همه پیشگام در اجراى حق و عدالت باشند؛ رغبت همه انسانها ،زیستن در حکومتى است که همه عزیز باشند و آئین حق برفراز باشد و خود مردم ، پیشگام در برقرارى تعالیم و قوانین سعادت نشان،الاهى باشند(اللهم إنا نرغب الیک فى دوله کریمه تعز به الاسلام و أهله و تذل به النفاق و أهله و تجعلنا فیه من الدعاه الى طاعتک و القاده الى سبیلک۵). مفهوم انتظارى است که به عنوان یک ارزش والا و مهم، جان منتظران را همواره پر از اشتیاق و طراوت نگاه مى دارد، رسیدن به چنین آرمانى است که انسانها در شهرى زیست کنند که همه به قوانین پای بندند و رعایت حقوق یکدیگر و حقوق الاهى را مى کنند و خود رهبران اجرای این نظم و انضباط اند(والقاده إلى سبیلک).بس است آزمون و خطاهاى بسیارى که در طول قرن ها داشته ایم و به نتیجه نرسیده ایم.بیائیم خود را شهروند یک شهر نمونه ببینیم که همگى با مساعدت یکدیگر آن شهر را نمونه بسازیم و بدایم که حجت خدا(ع)نیز از این تلاش خرسند خواهد شد…
 
————————
١.نهج البلاغه،خطبه ١۴٢.
٢.جامع الاخبار،ج١،ص٣٧.
٣.نهج البلاغه، نامه ۴٣. 
۴.همان،خطبه ٢٢۴.
۵.دعاى افتتاح.
 
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه