شکور

 

 
شکر و سپاس از کریم و بخشنده و منعم، از امور عقلی است و هر انسان عاقلی آن را لازم مى شمرد؛ چنانکه خداوند متعال نیز به بندگان دستور می‌ دهد که شکر نعمت‌ ها را به‌جای آورند و کفران نعمت نکنند ١از طرف دیگر از بندگان شکور، تعریف و تمجید نموده بندگان غیر شکور را مورد سرزنش قرار می‌دهد و شکر را موجب زیاد شدن نعمت و کفران را موجب حرمان نعمت می‌ شمرد٢.امام باقر(ع) فرمود:یکى از همسران رسول خدا(ص)که مى دید آن حضرت بیشتر شب را در حال رکوع و سجود و گریه و إنابه بود،عرض کرد چرا این قدر نفس خود را به زحمت مى اندازید، [و عبادت مى کنید] با این که خداوند آنچه در قبل و بعد انجام مى دهید راضى است و شما را آمرزیده است، فرمود:”آیا نباید بنده شکرگزارى باشم؟!”٣.صفت شاکر و شکور ،چنان زیبا و پسندیده است که خداوند،خود را نیز شکور خوانده است زیرا به بهترین نحو با نعمت های بهشت برین، از مومنان و صالحان در سرای جاوید، پذیرائی و سباسگزارى مى نماید: “خداوند،شکرگزار و بردبار است”(وَ اللّهُ شَکُورٌ حَلِیمٌ)۴.
 
به پاس همه نعمت هاى مادى و معنوى خداوند، عقلاً باید شاکر بود؛ خداوند به موسى(ع) دستور شکر مى دهد و مى فرماید:از شاکران باش(وَ کُن من الشاکرین)۵.اما چگونه شکر کنیم؟ شکر سه گونه است:شکر قلبى و شکر زبانى و شکر عملی. شکر قلبی،ممنون و شاکربودن حقیقى در دل است؛شکر زبانی ،بر زبان گفتن کلمات شکر همچون الحمدلله و الحمدلله رب العالمین و شکراً ِلله و…است و شکر عملى آن است که نعمت در آن راهی که برای آن آفریده شده است استفاده شود و این نوع از شکر بالاترین شکر است که این گونه شکرگزاران به تعبیر قرآن، شمارشان اندک است:” و اندکى از بندگان من سپاس گزارند(و قلیل من عبادی الشکور)۶. سعدى بسیار زیبا کوتاهى و تقصیر و ناتوانى انسان ها از سپاس همین نفس کشیدن را تبیین مى نماید:منت خدای را عزّ و جلّ که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت؛هر نَفَسى که فرو مى رود مُمِدّ حیات است و چون فرو مى رود مُفَرّحِ ذات ، پس در هر نَفَسى دو نعمت است و بر هر نعمتى شکرى واجب! از دست و زبان که برآید/کز عهده شکرش به در آید؟! ٧.
 
علاوه بر شکر خداوند، دستور به شکر از والدین نیز بسیار مهم شمرده شده و همراه شکر الاهى ،شکر از ایشان بیان گردیده است:”سپاس گزار من و پدر و مادرت باش!”(ان اشکر لی و لوالدیک)٨. در کنار این توصیه به شکر، خداوند یک اصل کلى را نیز در دو آیه قرآن، بیان مى فرماید و آن اینکه خداوند،نیازی به این شکرگزارى هاى شما ندارد بلکه سود این شکر به خود شما باز مى گردد:”هرکس سپاس گذار باشد، نفع شکر برای خودش می‌ باشدو هرکس ناسپاسی کند، پروردگارم بی نیاز و بخشنده است”٩.اصل دیگرى که خداوند در مورد آثار شکرگزاری مطرح مى فرماید این است که شکرگزارى، مانع نزول عذاب مى شود:”اگر سپاسگزار و مؤمن باشید، چرا خداوند شما را عذاب کند؟! خداوند شکر پذیر داناست”١٠.موضوع دیگر گلایه از ناسپاسی بسیارى از مردم است که در چندین مورد در قرآن بیان گردیده است:”ولى بیشتر مردم شکر نمى کنند”١١ و “اندک هستند شاکران”١٢!
 
اما روایات در مورد شکر بسیار است که فرجام این سخن را با تعدادی از آنها نورانی مى کنیم تا انسان معارفی نظر پیشوایان را در این موضوع پیگیرى نماید.پیامبر(ص):”شکر نعمت، نعمتت افزون کند”١٣؛”ایمان دو نیم است: نیمی صبر و شکیبایی و نیمی دیگر شکر و سپاسگزاری است”١۴؛ و نیز:” شکرگزار چهار علامت دارد: در وقت نعمت شاکر، هنگام بلا صابر، به قسمت خدا قانع و تنها خدا را ستایش و بزرگداشت می‌دارد”١۵. امیرمومنان(ع): “شکر هر نعمتی در این است که انسان آنچه خدا بر او حرام کرده از آن دوری نماید”١۶؛ و نیز:”نعمتی که به دست‌ تان رسید، با قصور در شکرگزاری آن، نیمه‌کاره آن را از دست ندهید!١٧. امام صادق(ع):”شکر نعمت، دوری از گناهان است و کمال شکرگزاری انسان، گفتن «الحمدُ للهِ رَبِّ العالَمین»است”١٨؛ و نیز:” هر کس در آغاز روز چهار مرتبه بگوید «الحمدُللهِ رَبِّ العالمین» شکرانه آن روز را به جا آورده و اگر آن را در آغاز شب بگوید شکرانه آن شب را (نیز) به جا آورده است”١٩؛ و نیز:”هر کس در هر روز هفت مرتبه بگوید «الحمدُللهِ عَلی کُلِّ نِعمهٍ کانَت أَوهِیَ کائنَه» شکر تمام نعمت‌ های گذشته و آینده را به جا آورده است”٢٠. 
————-
١.بقره/١۵٢.   ٢.ایراهیم/٧.   ٣.کافى٩۵/٢.  ۴.تغابن/١۴.    ۵.اعراف/١۴۴.    ۶.سبأ/١٣.       ٧. دیباچه کتاب گلستان.    ٨.لقمان/١۴.   ٩. نمل/۴؛لقمان/١٢.   ١٠.نساء/١۴٧.  ١١.بقره/٢۴٣؛یوسف/٣٨؛یونس/۶٠؛غافر/۶١؛اعراف/١٧؛. ١٢. سبأ/١٣.      ١٣.بحارالانوار۴۴/٧١.   ١۴.تحف العقول/۴٧.  ١۵.تحف العقول٢١.      ١۶. خصال١١/١.   ١٧.بحارالانوار۵٣/٧١.    ١٨.همان۴٠/٧١.   ١٩. مکارم الاخلاق/٣٠٨.  ٢٠.ثواب الاعمال/٢٧.  
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه