گفتم:آیا امام پنجم پس از چهارمین امام را معرفى کرده بودند؟گفت:آرى،امام سجاد(ع)در مورد فرزندش فرمود:” او(محمد)،هم امام است و هم پدر امامان؛امامت در فرزندان او باقى خواهد ماند تا روزى که قائم ما قیام کند و دنیا را از عدل و قسط پر نماید”. پیشتر نیز جابر بن عبدالله انصارى وقتى از پیامبر در امامان پس از على (ع) پرسید، پاسخ شنید :” حسن و حسین دو سرور جوانان بهشت،على بن الحسین سرور عبادت کنندگان در زمان خود ،سپس باقر، محمد بن علی ،که تو ای جابر او را خواهی دید”.پنجمین امام (۵٧-١١۴)،در طول ١٩ سال امامت، جنبشى علمى را پدید آورد که در دوران امامت فرزندش امام صادق(ع)به اوج خود رسید لذا به “باقر العلوم”(شکافنده دانش ها)مشهور گشت.او در علم و زهد و فضیلت و بزرگى سرآمد بود و بخش عظیمى از میراث علمى تشیع در فقه و معارف و تفسیر و اخلاق ،از آن بزرگوار است.دوره امامتش با حاکمیت پنج تن از امویان مصادف بود و سرانجام توسط هشام بن عبدالملک مسموم و شهید و در بقیع در کنار مزار پدر و امام حسن مجتبى(ع) به خاک سپرده شد…
گفتم: ویژگى آن دوران در چه بود؟گفت: از سوئى ضعف و افول حکومت امویان به دلیل درگیرى سران آنها براى رسیدن به قدرت در سال هاى ٩۴ تا ١١۴و وقوع شورش ها و تغییر زود به زود حاکمان،اوضاع کلى را مغشوش و لرزان ساخته بود و از سوى دیگر اقدام عمربن عبدالعزیز در برداشتن سنت سیّئه منع نقل حدیث (که توسط خلفای قبلی بنیانگذاری شده و بر اساس آن، گنجینه های علمی به یاد مانده از پیامبر اکرم (ص)سوزانده شده و یا زیر خاک از بین رفته و یا در سینه های راویان مکتوم مانده و زیان های جبران ناپذیری بر پیکر احادیث اسلامی وارد آورده بود)،بازار نقل و جعل و تحریف روایات را گرم کرده فضاى جامعه را براى تبلیغ افکار گروه هائى چون خوارج ،مرجئه ،کیسانیه و غالیان فراهم ساخته بود.در این شرایط امام باقر(ع) از این فرصت به بهترین شکل بهره برده و شاگردان فراوانى تربیت نمود و علوم بی شماری را به آنها تعلیم داد که آغازگر یک نهضت علمى تمام عیار گشت…
و گفت:بخشى از دروس امام را مباحث تفسیری تشکیل مى داد که شامل تبیین علوم قرآنى و پاسخ به سوالات و شبهات در این موضوع بود که ابن ندیم کتاب تفسیرى را از امام در فهرست خود آورده است.راهبرد امام در تفسیر رجوع به اهل بیت به عنوان یکى از دو ثقل محکم بود چرا که تنها آنان میتوانند محکمات قرآن را از متشابهات و ناسخ را از منسوخ تشخیص دهند و وجوه گوناگون آیات را بیان نمایند.در فقه،سرچشمه عظیمى را با توجه به دانش بیکران علم خویش براى طالبان گشودند؛در مباحث کلامى استدلال هاى اصحاب قیاس را مردود ساخته و با ردّ انحرافات ایجاد شده در شکل اشاعره و معتزله ،اعتقاد صحیح و فطرى را تشریح نمودند.در علم حدیث،چنان احادیث پیامبر را گسترش دادند که شاگردان ایشان چون که جابربن یزید جعفى و ابان بن تغلب مجموعه هاى بزرگى از احادیث نبوى را نقل و تدوین نمودند.شهرت علمی امام نه تنها در حجاز، بلکه حتی در عراق و خراسان فراگیر گشت و از همه جا نزدش حلقه زده اشکالات خود را مى پرسیدند.اهتمام دیگر امام مبارزه با اخبار دروغین و اسرائیلیات بود که توسط امثال کعب الاحبارها در جامعه رواج یافته و باید انحراف زدائى مى شد.
به گزارش شیخ طوسى در رجال خویش، اصحاب و شاگردان امام باقر(ع) را که از آن حضرت نقل حدیث کردهاند ۴۶۲ مرد و دو زن دانسته است. فردی چون محمدبن مسلم سی هزار حدیث و شخصیتی چون جابر جعفى هفتاد هزار حدیث از امام نقل کرده اند.از نظر علمای شیعه، فقیهترین فقیهان صدر اسلام شش نفرند که همه آنان از اصحاب امام باقر(ع) و امام صادق(ع) بودهاند. شخصیت ممتاز امام از دید بزرگان اهل سنت بسیار ستوده شده است:ابن حجر هیثمى گوید:امام، به اندازهای گنجهای پنهان علوم، حقایق احکام و حکمتها و لطایف را آشکار نمود لذا او را باقر العلوم خواندند. او عمرش را در طاعت خدا گذراند و در مقامات عارفین بدان حد رسیده بود که زبان گویندگان از وصف آن ناتوان است… ذهبى نیز گفته:از کسانی است که بین علم و عمل و آقایی و شرف و وثاقت و متانت جمع کرده، و برای خلافت اَهلیّت داشت…ابن ابی الحدید نیز گفته است: محمد بن علی علیهماالسلام آقای فقهای حجاز بود، و از او و فرزندش، مردم علم فقه را آموختند…گفتم چند سخن از او به یادگار بگو! گفت:آن حضرت در تشویق به فراگیری علم فرمود: تمام کمال در این امور است: فهمیدن دین، بردباری بر سختی ها و اندازه گیری معیشت؛ و فرمود: عالمی که از علمش بهره برده شود، برتر از هزار عابد است؛ و نیز فرمود:فقیه حقیقی، فقیهی است که زاهد [و گریزان از] دنیا و مشتاق آخرت، و پیرو سنت پیامبر باشد…