شفاعت

 

 

 

شفاعت،یک دریچه امید و بخشش براى انسان هائى است که مرتکب خطا شده اند.در لغت به معناى ضمیمه کردن یا پیوند دادن دوچیز است و این پیوند و رابطه ، موجب نجات مجرم مى شود.بر اساس آیات قرآن،شفاعت به طور کامل از آن خداوند است و هیچ کس بدون اذن او نمی‌تواند شفاعت نماید. بر این اساس اگر خداوند از ایمان بنده‌ای راضی باشد به شفیعان اذن می‌دهد در حق او شفاعت کنند. شفاعت،همانند توبه، راهى است که به طریقى خاص، فرد را از عقوبت،نجات داده و مشمول  گذشت و احسان مى نماید.البته شفاعت،به هم زدن ضوابط و قواعد نیست، بلکه خود،قاعده اى است نشان دهنده آن که دست خدا باز است تا از طریق پیوند شفاعت شونده با شفیع، او را مشمول عفو نماید.چنین شفاعتی مردم را امیدوار و در عین حال ، تلاشگر براى پیوند با خدا و جفت شدن با اولیاى او مى نماید تا از طریق این پیوند مستوجب شفاعت آنها شود و از کیفر و جزا، نجات یابد و رستگار شود…

 

حدود سی آیه در قرآن مربوط به شفاعت است که به چهار دسته تقسیم می شوند:آیاتی که شفاعت را نفی می کنند: “روزی که معامله و دوستی و شفاعت در آن نیست”(یوم لا بیع فیه و لا خله و لا شفاعه)١؛ آیاتی که تنها به شفاعت خداوند صراحت دارند:غیر از او(خدا) هیچ یاور و شفاعت کننده ای براى شما نیست(ما لکم من دونه من ولی و لا شفیع)٢؛ آیاتی که به شفاعت دیگران با اذن خداوند اشاره مى نماید:”چه کسی در نزد او شفاعت مى کند مگر به اذنش”(من ذالذی یشفع عنده الا باذنه)٣؛آیاتی که شرایط شفاعت شوندگان را بیان می کند،مانند: “شفاعت نمی کنند مگر برای کسی که مورد رضایت خدا باشد”(و لا یشفعون الا لمن ارتضی)۴؛ و”برای ستمکاران، دوستدار و شفیعی نیست”(ما للظالمین من حمیم و لا شفیع)۵؛و”فرشتگان برای کسانی که ایمان آورده اند دعا و استغفار می کنند”(و یستغفرون للذین آمنوا)۶،که نشان مى دهد شفاعت شونده بر اساس ضوابطى مستوجب شفاعت مى شود.اصولا پیوند با خدا و بازگشت به سوى او ،موجب شفاعت مى گردد.علی(ع) فرمود:هیچ شفاعتی نجات‌ بخش‌ تر از توبه نیست(لاشَفیعَ أنْجَحُ مِنَ التّوبَهِ)٧…

 

داشتن رابطه معنوى و پیوند قلبی با شفیع (خدا و اولیای او)، فرد را مشمول شفاعت او مى گرداند. مثلاً پیوند با پیامبراکرم(ص)که محبوب خداى متعال است و توسل به او و طلب دعا از او مستوجب مغفرت مى شود چنان که قرآن مى فرماید:”اگر هنگامی که به خود ستم کردند نزد تو می‌ آمدند و از خدا طلب آمرزش می‌ کردند و پیامبر هم برای آنها استغفار می‌ کرد خدا را توبه‌ پذیر و مهربان می‌ یافتند(وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللهَ تَوَّاباً رَحِیماً)٨. آرى،سرسلسله شفیعان،وجود مسعود پیامبر اکرم(ص) است که مهربان امت است و اجازه شفاعت از خداوند براى امت خویش دارد.خود آن حضرت فرمود:”خداوند به من پنج امتیاز عطا فرموده است… که یکی از آنها شفاعت است و آن را برای امت خود نگاه داشته‌ ام،شفاعت برای کسانی است که برای خدا شریکی قائل نشوند”(اُعطیتُ خمساً… و اُعطیتُ الشفاعه، فادّخرتُها لأُمّتی فهی لِمَن لا یشرک باللّه شیئاً)٨٩همچنین فرمود:”سه گروهند که نزد خدا برای گنهکاران شفاعت می‌کنند و شفاعت شان مورد قبول واقع می‌شود: پیامبران، علمای دین و شهدا”١٠…

 
خداوند در قرآن با بیان مواردی تاکید مى نماید که مردم مى توانند برای رسیدن به خواسته‌ هایشان افرادى را واسطه کنند تا بهتر به نتیجه و مقصود برسند همان گونه که برادران حضرت یوسف، پدر را واسطه کردند تا از خدا برایشان استغفار کند١١؛ و یا از مردم مى خواهد که نزد پیامبر(ص)روند و از او بخواهند تا براى آنها طلب مغفرت نماید، زیرا دعا و استغفار پیامبر خاتم را برای افراد مؤثرتر از دعا و استغفار خودشان معرفی مى فرماید١٢؛و مردم زمان حضرت عیسی(ع) برای شفای بیماران و رفع گرفتاری هاشان به حجت الهی آن زمان مراجعه می‌کردند١٣؛ چنانچه واسطه قرار دادن افراد با وجود نزدیکی خداوند به انسان غلط بود بایستی خداوند آنان را در قرآن توبیخ می‌نمود نه اینکه آن را به عنوان راه پسندیده و مقبولی به مردم معرفی فرماید.لذا شفاعت کسانى که خداوند به آنها اذن شفاعت عطا فرموده مثل پیامبران و امامان و اولیاى خدا و صالحان و شهیدان، کاملاً صحیح و بر اساس مضامین قران و روایات است…
——————–

١.بقره/٢۵۴.

٢.سجده/۴.

٣.بقره/٢۵۵.

۴.انبیاء/۴٨.

۵.غافر/١٨.

۶.غافر/٧.

٧.بحارالانوار، ج۶، ص۱۹.

٨.نساء/۶۴

٩.مسند احمد:۱/۳۰۱؛ سنن نسائی:۱/۲۰۹؛ سنن دارمی:ج۲ ص۸۷۳ و…

١٠.مجلسی، بحارالأنوار، ج ۸، ص۳۴.

١١.یوسف/٩٧.

١٢.نساء/۶۴.

١٣.آل عمران/۴٩.

 

 

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه