شرک

 
 
 
 
 
باورش دشوار است که چرا “شرک”(یعنى شریک قائل شدن براى آفریدگار)،بزرگ ترین گناه ،شمرده شده که خداوند مى فرماید آن را نخواهد بخشید:”بى تردید خداوند شرک به خود را نمی‌‌‌آمرزد؛ اما گناهان غیر از آن را برای هرکس که بخواهد می‌‌آمرزد وآنکه به خدا شرک آورد به تحقیق گناه بزرگی را مرتکب شده است”(إِنَّ اللَّـهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَ یَغْفِرُ ما دُونَ ذلِکَ لِمَنْ یَشاءُ وَ مَنْ یُشْرِکْ بِاللَّـهِ فَقَدِ افْتَرى‏ إِثماً عَظیماً)١.در آیه اى دیگر چنین فردى را در افتاده به گمراهى عمیق و بعید،توصیف نموده است٢.آیا بزرگى این گناه به خاطر آن نیست که فرد دریچه عقل خویش را بسته و براى خالق بزرگ جهان،افراد یا اشیاء حقیرى را شریک قرار داده است؟ کسى که چنین کند بى تردید مرتکب ظلم بزرگى به خود و جامعه اى که در آن زندگى مى کند،شده است:”یاد کن هنگامى را که لقمان به رسم موعظه به پسرش گفت:پسرکم! براى خدا شریکى قرار مده ،همانا شرک، ظلمى بزرگ است”٣…
 
خدائى که مقام والدین را بسیار سترگ قرار داده و احسان به آنها را در ردیف عبادت خویش ذکر نموده و اطاعت نمودن از آنها و معاشرت معروف و نیکو با آنان را دستور داده ،فقط یک مورد را استثنا نموده و آن زمانى است که تو را دعوت به شرک نمایند که مى فرماید در این مورد از آنان اطاعت مکن (و إن جاهداک على أن تشرک بی ما لیس به علم فلا تطعهما و صاحبهما فى الدنیا معروفا)۴!
 
از مصادیق شرک،خواندن غیر خدا و عبادت براى غیر خداست.قرآن مى فرماید:”با خداوند،الاه و معبود دیگرى را نخوان که در این صورت،از عذاب شدگان خواهى بود(فَلا تَدْعُ مَعَ اللَّـهِ إِلهاً آخَرَ فَتَکُونَ مِنَ الْمُعَذَّبینَ)۵.در مساجد که نماد عبادت و دعاست،،نباید شرک ورزید و کسى را جز خدا خواند(وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّـهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّـهِ أَحَداً)۶؛یعنى نمى توانید و حق ندارید در مسجدها به جز الله، کسی دیگررا صدا بزنید وگرنه مشرک خواهید بود.در عبادت و دعا باید فقط به سراغ کسی بروید که آفریدگار شماست و قدرت اجابت دعاها و خواسته هاى شما را دارد و همیشه و همه وقت،صدا و دعاى شما را مى شنود و از دل و ضمیر و باطن شما هم مطلع است و به شما نیز مهربان است؛ “بگو همانا فقط پروردگارم را می‌‌‌خوانم واحدی را شریک او نمی‌‌ کنم”(قُلْ إِنَّما أَدْعُوا رَبِّی وَ لا أُشْرِکُ بِهِ أَحَداً)٧…
 
قرآن کریم براى آنکه مفهوم شرک را بطور روشن براى انسان ها ملموس نماید مثال هایی آورده است:”آن چیزهایی را که غیر از خدا می‌‌خوانید(و شریک خدا قرار مى دهید حتى) مالک پوست هسته خرمائی هم نیستند! اگر بخوانیدشان دعای شمارا نشنوند و اگر بشنوند جواب تان را ندهند و روز رستاخیز (شما را تنها گذارند و) شرک شمارا انکار کنند وکسی مانند خدای آگاه، تو را خبر ندهد”٨؛مثال دیگر:”ای مردم مثلی زده شد به آن گوش دهید محققا کسانی را که غیر از خدا و پایین تر از او مى خوانید هرگز نتوانند پشه (یامگسی) را خلق کنند و اگر چه برای آن اجتماع کنند و اگر مگس چیزی از ایشان برباید، نتوانند از او پس گیرند! طالب و مطلوب (خواننده و خوانده شده) هر دو عاجزند! قدر خدا را آنچه سزاوار عظمت اوست نشناختند، زیرا خدا توانای عزیز است”٩. و نتیجه را اینگونه اعلام مى نماید:”اینان غیر از خدا چیزهائی را می‌‌‌پرستند که نه ضررى به آنها می‌‌‌ رساند و نه سودی عایدشان می‌کنند و می‌گویند این‌ ها شفیعان ما نزد الله هستند! بگو آیا خدارا از وجود چیزهائی با خبر می‌‌سازید که خداوند در آسمان‌ها و زمین سراغی از آنها ندارد! خداوند منزه است از آن چیزهائی که مشرکان شریک او قرار می‌دهند”١٠…ضمناً برای آگاه سازى گروهى از مسیحیان که عیسى و مادرش را شریک قرار داده و عبادت مى کنند این گفتگو را آورده است:”(سورهٔ مائده-آیهٔ ۱۱۶) «و خداوند گفت: ای عیسى بن مریم! آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را به غیر از الله به خدایی بگیرند؟(عیسى) گفت: ستودن برازنده توست، خود را جایز نمی‌بینم سخنی بگویم که در خور آن نیستم. اگر چنین چیزی گفته بودم بدان آگاه می‌شدی. تو به آنچه در نفس من است آگاهی و من به آنچه در نفس توست بی‌اطّلاع، توئی دانای نهان‌ ها”١١…

————-

١.نساء/۴٨.
٢.نساء/١١۶.
٣.لقمان/١۴.
۴.لقمان/١۶.
۵.شعراء/٢١٣.
۶.جن/١٨.
٧.جن/٢١.
٨.فاطر/١٣و١۴.
٩.حج/٧٣.
١٠.یونس/١٨.
١١.مائده/١١۶.
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه