شانس یا بخت و اقبال از واژه های پر کاربرد در محاورات بسیاری از مردم است و به رویدادها و اتفاقات و فرصت هایی گفته می شود که خارج از کنترل افراد است و بدون علت خاصى رخ می دهد و شرایط خوب یا بدى را به وجود می آورد که به اقتضای آن فرد را خوش شانس یا بدشانس و خوش بخت یا بد بخت می گویند.به همین دلیل عده ای همه چیز را به شانس نسبت داده از شانس خود ممنون یا گله مندند! این تفکر عامیانه هیچ پایگاهى در دین ندارد زیرا هیچ چیز خارج از حول و قوه و تدبیر خداوند نیست و هرگز امری بدون علت و تدبیر و برنامه از سوی خدا یا انسان رخ نمى دهد.
در مورد شانس (کلمه فرانسوی به معنای فرصت)ملیت های مختلف جهان نظر داده اند.نمونه هائی از آنها:آدمی از بخت و اقبال یک بت ساخته تا بی قیدی و تنبلی خود را توجیه کند؛ستاره بخت هیچکس شوم نیست این ما هستیم که تقدیر را بد تعبیر می کنیم؛به امید شانس نشستن همان و در بستر مرگ خوابیدن همان! ایمان به بخت و شانس ،بدترین نوع بردگى است؛سرنوشت و بخت انسان دست خود اوست،کسی که به پشتکار خود اعتماد دارد،ارزشی برای شانس قائل نیست؛کسانى که تنبلی می کنند حق ندارند از شانس دم بزنند و شکایت کنند.اگر همه به انتظار شانس بنشینند چرخ زندگی متوقف خواهد شد…
ارزش انسانها به سعی و تلاش آنهاست(لیس للانسان الّا ما سعى)،هرکس در گرو اعمال و مکتسبات خویش است(کل نفس بما کسبت رهینه)؛ خداوند می نگرد که شما چگونه عمل می کنید(فینظر کیف تعملون)…به این مبنا اضافه کنید توکل به خدا،استمداد از او برای توفیق و موفقیت،نومید نبودن و امیدواری و چشمداشت به فضل الاهی؛ اغتنام فرصت ها و بهره برداری بهینه از آنها. مجموعه این ها از انسان ،معماری می سازد که بخت و اقبال خود را رقم می زند و بهترین شانس را برای خود به ارمغان می آورد.
چرا غافلیم از انبوه شانس ها و فرصت هایی که خدا در اختیارمان قرار داده و ما با وجود آنهاچیزى کم نداریم بلکه همه چیز داریم:نعمت اسلام،نعمت ایمان،نعمت پیامبری ،نعمت امامت و نعمت وجود پدر معنوی و اولى الامر و مولای مهربان و صاحب الزمان که کلید دار تکوین و تشریع است و خلیفه خداست که اگر با او باشیم بهترین ها را خواهیم داشت و شانس و اقبال باید گدائی ما را کنند که به آنها تحفه ای ببخشم! ما این همه شانس (فرصت)داریم اما از آنها بهره نمی بریم؟!