سیمای یک مرزبان

-بگو برای ما از ویژگی های یک مرزبان!  – به یقین  می گویم  او شخصیتی است که:

علم،گمشده او ؛ دانایی،مطلوب او؛ تحقیق،شیوه او؛ادب، منش او؛ آموختن،روش او و تعلیم،سیره اوست؛

قلمش از نوشتن  و زبانش از گفتن و قدمش از رفتن و هنرش از بالیدن و شعرش از سرودن باز نمی ماند؛

موسیقی اش سرود انتظار ، هنرش نمایش اشتیاق، رسانه اش رسانا وگویا و سرشار از اعتقاد به اوست؛

در سفر بی تاب اوست و در حضر دلتنگ او، آرمانش زیارت اوست و رفتارش در جهت رضایت او؛

روز را با یاد او آغاز و به خدمت او مشغول است و شب ها گزارش تلاش هایش آماده تقدیم است؛ 

از یکسو ملتهب است و آرام  ندارد و از سوی دیگر آسوده خاطر است که حمایت او را همراه دارد؛

در التهاب است که نمی داند میهمانش کی می رسد و دلش قرص است که میهمانش حتماً می رسد؛

خستگی از دست او خسته می شود و تلاش با او تعریف می شود و در خدمت لحظه ای آرام ندارد؛

وقتی تنها می شود با او به نجوا می نشیند وغزل اشتیاق زمزمه می کند و چون در جمع است از او می گوید؛

مناسبت های سال را از نگاه او می بیند ؛در ایام سرور او مسرور و در حزن هایش محزون است؛

تعطیلات برای او بی معناست و مجالی هم برای جدایی ندارد،می گوید: “مگر عشق تعطیل بردار است”؟!

با دوستانش دوست و با پیکارگران با او در پیکار است،یاوری کار او و مرزبانی شغل ثابت اوست؛

غذا می خورد تا بماند، ورزش می کند تا توان گیرد، می خوابد تا انرژی رفته را بازیابد، می خندد به خنده او،

می گرید با گریه او، گرفته است با دلگیری او، شادمان است با شادی او، و در نیاش است با نیایش او؛

برای هدایت همنوعان، روز و شب نمی شناسد، هرچه در توان دارد سخاوت مندانه در طبق اخلاص می نهد؛

کودکی و نوجوانی ، میانسالی و پیری،زن باشد یا مرد ، شعارش ثابت است:”انتظار شما افتخار ماست”!

خانه اش را پایگاه کرده است برای آموزش ،همایش،نیایش و آمادگاهی برای هر پرش و تقرب به آستان او؛

او را فرمانفرمای آفرینش و کارگزار خداوند در هستی می شمرد و جز از اوانتظار گشایش و فَرَج ندارد ؛

چون رود،از لابلای سنگ ها و صخره ها،راه عبور می یابد و پیش می رود وهیچ چیز مانع رفتنش نیست؛

چون ابر بی سکون و چو توسن گریز پای/ چون رود بی درنگ و چو امواج ، پر خروش/ راهی به سوی دوست؛ 

آوای جغدان شب را خاموش و حیلت روبهان مکار و حمله شغالان رهزن وگرگان انسان نما را دفع می کند؛

دلش آینه،روحش صیقلی،دستش بخشنده، لبش پر خنده،خلقش محمدی،صلابتش علوی ، میراثش فاطمی،

شورَش حسینی و مرامش مهدوی است…

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه