انصاف ده ، آیا کسی که خدایش او را دارای خُلق عظیم شمرده، ما توان وصف او را داریم؟(إنّک لعلىٰ خُلُقٍ عظیم) …پیامبرى که آنقدر بر هدایت مردم اصرار داشت که مى خواست جان خود را در این راه فدا کند.خدای بزرگ به او فرمود: شاید تو از این که مشرکان ایمان نمیآورند مى خواهى خود را به هلاکت افکنى(لَعَلَّکَ بَاخِعٌ نَفْسَکَ أَلاَّ یَکُونُوا مُؤْمِنِینَ) و یا شاید مى خواهى از این اندوه که آنان به این سخن ایمان نمى آورند خود را هلاک نمائى(فَلَعَلّکَ باخِعٌ نَفْسَکَ عَلی آثارِهِمْ اِنْ لَمْیُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدیث اَسَفا) و در جای دیگر از او مى خواهد این اندازه از گمراهى مردم حسرت و اندوه نخورد که جانش را از دست بدهد(فَلاَ تَذْهَبْ نَفْسُکَ عَلَیْهِمْ حَسَرَاتٍ)…مهربانى به مردم و حرص بر هدایت و خوشبختى و سعادت آنها با گوشت و پوست او عجین شده بود.تجلى این مهربانى در اخلاق و رفتار او مشهود بود و اصولاً برانگختگی او به رسالت برای تکمیل این نوع اخلاق بود(بعثت لاتمم مکارم الاخلاق)…
تاریخ ، تنها گوشه اى از بزرگواری ها و کرامت های اخلاقى او را ثبت نموده است:هر گاه به مجلسی وارد می شد در نزدیک ترین جای خالی می نشست جلسات او با اصحاب بی آلایش و حلقه وار بود به گونه ای که اگر کسی از بیرون وارد مـی شـد پـیامبر را نمی شناخت ، اجازه نمی داد کسی پیش پایش بایستد، هرگز پای خـود را پـیـش اصـحـاب دراز نـمـی کـرد وقـتـی در حـضـور فـردی مـی نـشـسـت تـا قـبـل از رفـتـن او لبـاس و زیـنـت خـود را از تـن خـارج نـمـی کـرد. بـا غنی و فقیر یکسان مصافحه می کرد و دست خود را نمی کشید تا طرف دست خود را بکشد… بـارزتـرین صفت پسندیده او، آراستگی ظاهری و نظافت او بود.نـه تـنـهـا بـرای خـانـواده بـلکـه بـرای اصـحـاب و مـردم نـیـز خـود را مـی آراسـت . قبل از بیرون آمدن از منزل به آینه یا آب نگاه می کرد و موی سر را شانه می زد. هزینه عـطـریـات او بـیـشـتـر از خـوراکـش بـود.همواره خوش رو بود و بدون این که بخندد تبسمی بر لب داشت ، هـمـچون خادمان در کنار سفره می نشست و بر خلاف سیره مـتـکـبـران و پـادشـاهـان هـنگام تناول طعام به هیچ چیزی تکیه نمی زد، بلکه روی زمین یا فـرش مـی نـشـسـت…
سـراسـر زنـدگـی پـیامبر بر نظم و انضباط استوار بود و یکی از جلوه های نظم او این بـود که اثاث و اشیاء و حیوانات خود را به اسم خاصی نام گذاشته بود. مسلمانان را به همکاری و همیاری سفارش می کرد وخود نیز در کارهای عمومی شـرکـت مـی جـسـت .در مسافرت ها برای هرکس وظیفه ای تعیین مى نمود و خود نیز وظیفه ای را تقبل مى کرد.بخشنده ترین مردم بود. هرگز در هم و دینار نزد او نمی ماند، اگر چیزی پیش آن حضرت زیاد می آمد تا آن را به کسی یا مستحقی نمی رساند به خانه نمی رفـت .در حلم و کنترل خشم،برترین بود.هیچ گـاه در فـکـر انـتقامجویی حتی از دشمنان و معاندان نبود و در طول زندگى از هـیـچ فـردی انـتقام نگرفت .مهربانی با کودکان سیره او و از عـاداتش بـوسـیـدن و نـوازش آنـان بـود…
این سیره و اخلاق،در جذب مردم به سوی آئین چنان موثر افتاد که خدایش فرمود: “به برکت رحمت الهى با آنان نرمخو شدى و اگر تندخو و سخت دل بودى قطعا از پیرامون تو پراکنده مى شدند ؛ پس از آنان درگذر و برایشان آمرزش بخواه و در کار ها با آنان مشورت کن و چون تصمیم گرفتى بر خدا توکل کن زیرا خداوند توکلکنندگان را دوست مى دارد”.امروز شبیه ترین فرد به آن حضرت،خَلقاً و خُلقاً،فرزندش حضرت بقیه الله(ع) است که همه آن ویژگى های مکارم اخلاقى از عفو و گذشت و مهربانى و بخشندگى و شجاعت و ایثار و…در او متجلى است امید که چشممان به دیدار این پیامبر مجسّم روشن گردد…