آنها که دنبال سیر و سلوک اند و از این و آن دستور العمل طلب مى کنند تا مثلاً به خدا نزدیک تر شوند، از خود نمى پرسند،امام که حجه الله است و أسوه براى جهانیان، سیر و سلوکش چگونه است تا ما هم سلوک مان را آن گونه کنیم؟ مگر سلمان از آنجا سلمان نشد که حتى در نوع راه رفتن ، تأسّى به ولىّ الله مى نمود؟ اگر پیرو و فرزند آنانیم باید چون آنان باشیم یا حداقل سعى کنیم در آن مسیر قرار گیریم : شیر را بچه همى ماند بدو/ تو به مولایت چه مى مانى بگو؟! آیا تا کنون کتابى و دفترى گشوده شده که به ما بگوید مولامان -اگر چه از دیده ها پنهان است- چگونه روز را به شب و شب را به روز مى رساند و در ارتباط با خود و خدا و مردم چه مى کند؟ مى گویم : پیروان واقعى امام باید به سلوک و اعمال مهدوى بیندیشند تا سلمان وار از مولاشان رنگ گیرند و به سنن او تأسى نمایند…
اُنس با نماز
امام را با نماز پیوندى است عمیق.در میان امامان، او بیشتر از همه دست به قنوت برداشته و سر بر سجده نهاده و قیام و قعود داشته است.نزدیک هزار و دویست سال است که بر فرائض و نوافل و نمازهاى استحبابى مداومت داشته و با خدایش به مناجات پرداخته است که نماز خلوت مناجات عبد و معبود (المصلّی مُناجٍ ربّه)و نیز نردبان قرب به بارگاه خداوند براى پرواپیشگان (الصلاه قربان کلّ تقیٍّ )و معراج مومنان(الصلاه معراج المؤمن) است.خود او فرمود:هیچ چیز مانند نماز، بینى شیطان را به خاک نمى مالد، پس با نماز ،بینى اش به خاک بسائید! امام ، همچون نیاى بزرگوارش پیامبر که نماز را نور چشمان خویش خواند(قرّه عینی فى الصلاه)چنان به نماز عشق مى ورزد که بعد از هر فریضه تا فریضه بعدى دلتنگ آن مى شود و برای مناجات وملاقاتى دیگر لحظه شمارى مى کند…
نماز براى امام،بالاترین نماد توحید و عبودیت است.او با خالقى همسخن مى شود که جان همه در قبضه اوست؛اکبر است؛ رحمان است ؛ رحیم است؛مالک روز جزاست ؛عظیم است،أعلىٰ است؛منزه از توصیف بشر است؛به حول و قوه اوست که مى نشینند و برمى خیزند؛او را تسبیح و تنزیه و ستایش مى کنند و با دو دست نیازمند خویش به هیأت قنوت ،به محضر او بار یافته و خواسته ها را به پیشگاه بى نیازش مى برند. همه باورهاى معرفتى فرد در مورد وحدانیت خدا در نماز متجلى مى شود؛لقاء خدا که جز یافتن فقر خویش و یافتن غناى خالق نیست ، مى تواند در نماز اتفاق بیافتد. اصل عبودیت و لقاء پروردگار،جز این نیست و نماز،کلید بزرگ آن است.اینگونه است که نماز این قدر براى امام ، مهم و دوست داشتنى است…
یکى از کسانى که پرده از اسرار نماز گشوده ، فرهیخته اى از خدمتگزاران خالص دین و آئین مسلمانى و نوشیده اى از معارف آستان مقدس مهدوى یعنى مرحوم آیه الله میرزا مهدى اصفهانى قدس سره مى باشد که در رساله “غایه المُنی ومعراج القرب واللقاء”، هم جایگاه نماز را در فرهنگ روائى تبیین نموده و هم در کشف حقیقت نماز،به توجه قلبى به خداى متعال وشرح حقیقت عبودیت – که مولویت و معبودیت، از شؤون آن است – پرداخته و سپس در مقام سوم به حقیقت عروج توسط نماز و معناى حقیقى لقاء الله اشاره هاى معرفتى نموده است. این کتاب شریف با عنوان”نماز، معراج بنده تا بلندای معرفت”بازگردان به فارسى شده و توسط نشر آفاق به زینت چاپ آراسته گشته و مشتاقان اسرار نماز را دلیل راه خواهد بود…
امام عصر ارواحنا فداه ،آن قدر نماز را دوست مى دارد که در زیارت آل یاسین که برون آمده از ناحیه مقدسه خود آن بزرگوار است ،سلام و درود بر او با نماز پیوند مى گیرد:السلام علیک حین تصلی و تقنت…سلام بر تو آن هنگام که به نماز و قنوت مى پردازى ؛ السلام علیک حین تقوم،السلام علیک حین تقعد،السلام علیک حین ترکع و تسجد:سلام بر تو وقتى در نماز قیام مى کنى و وقت نشستن و هنگام رکوع و سجود…آرى حالت ملکوتى امام در این جلوه ها آن چنان معنوى و ملکوتى است که شایسته درود فرشتگان و مومنان است…حال مى گوئیم وقتى سیره و سلوک امام این اندازه با نماز ،قرین و همراه است،علاقمندان و شیعیان و یاورانش نیز اگر داعیه شیعه بودن او را دارند باید نماز را این گونه بزرگ بدارند و از ملکوت کلمات و عبارات و حرکات و اعمالش،راهى به سوى عبودیت کامله و لقاء الله بردارند…