به هنگام آرمیدن، فعالیت های انسان تعطیل شده و در پرتو آن فرسودگى جسمى و روحى بازسازی شده و نشاط آنهاتجدید و تقویت می گردد و سرانجام پس از رفع هرگونه خستگی و ناراحتی، آمادگی دوباره برای کار و تلاش و حضور جدی در عرصه اجتماع فراهم مى شود.در موقع خواب دستگاه هاى اصلى بدن مانند قلب و ریه تعطیل نمى شوند؛ولى بسیار آرام تر کار مى کنند و گردش خون در اعضاء ملایم تر مى شود، و فعالیت مغز تقریبآ تعطیل مى گردد، عضلات نیز همه آرام مى شوند، و مجموع این امور سبب مى شود که آنها فرصت براى نوسازى و بازسازى خویش پیدا کنند. چنانکه متخصصان گفته اند در پرتو خواب، سموم بدن دفع مى شود، و نقش درمانى داردز یرا یک پدیده توقّف حفاظتى و تجدید نیرو و یک عامل درمانى در بیمارى هاى مختلف است و تجربیات روزانه نیز نقش درمانى خواب را تأیید مى کند.لذا “خواب یکى از نشانه های خداست١”؛ و خداى بزرگ فرمود:”ما خواب شما را مایه آرامش و آسایش قرار دادیم”٢…
شگفتى خواب، جداشدن یا کم شدن تعلق روح به بدن است. یعنى یک مرگ موقت برای انسان اتفاق مى افتد.اگر روح دوباره به بدن بازگردد، بیدار مى شویم و اگر باز نگردد، مرده ایم. به فرموده قرآن “خداوند تمام روح ها را موقع مرگ باز می ستاند و همچنین روحی را که در موقع خواب نمرده است، قبض میکند، آنگاه روحی که مرگ را بر او واجب کرده است، نگاه میدارد و دیگر روح ها را تا هنگامی معین به سوی دنیا باز می فرستد”٣.هوشمندان،از همین لطیفه، یعنى شباهت های خواب و مرگ به نکته های مهمى در تجرید دست یافته اند که برای متعمقان کلید کشف رموز است. این است که پیامبر(ص)فرمود:”سوگند به آنکه مرا به حق برانگیخت همان گونه که به خواب مى روید،خواهید مرد و همان گونه که بیدار مى شوید، برانگیخته خواهید شد”(والذی بعثنی بالحق لتموتن کما تنامون و لتبعثن کما تستیقظون”۴. هر چیز که هست ترک باید کرد/ از خواب قیاس مرگ می باید کرد. لذا بیداران معنوى با هربار برخاستن از خواب،خدا را سپاس مى گویند که بار دیگر به دنیا بازگشته اند تا اعمال صالحى ذخیره کنند!
شگفتى دیگر خواب ،رؤیاها یا خواب دیدن هاست. این خواب ها ، نوعاً خواب های پریشان است(أضغاثُ أحلام) و به ندرت خواب هاى راست(رؤیای صادقه) است خواب هایی که انسان می بیند، بردو قسم است: رؤیاهای صادقه، و خواب های پریشان. یا به تعبیر قرآن: “أضغاثُ أحلام”. در خواب های پریشان، قوه خیال انسان امور گوناگون و بی ربطی را در کنار هم می چیند و یک رؤیا را مى سازد که گاهى آزاردهنده و گاهى مطبوع است.امام هادى(ع) فرمود: “مرگ، همین خوابی است که هر شب به سراغ شما می آید، با این اختلاف که مدتش طولانی است و انسان از این خواب بیدار نمی شود مگر در روز قیامت. ببینید خفتگانی که خواب می بینند و در آن حال به انواع شادی های وصف ناپذیر، یا وحشت های بی حد و حصر دچار می شوند، چه اندازه شادمان یا وحشت زده هستند. مرگ و احوالاتی که در آن حال برای انسان پیش می آید، به همین گونه است. پس آماده مرگ شوید”۵.به ندرت هم رؤیاى صادقه داریم که خداوند حقایقى را سربسته به افراد مى رساند و تعبیرش هم کار هرکسی نیست.خداوند از این طریق بعضى حقایق یا اوامرى را به پیامبرانش چون ابراهیم و یوسف،رسانده است…
اما نکته بسیار مهم :رؤیاها هر چه باشند، حجت (به معنای دلیل شرعی) نیستند؛ نه تکلیفی ایجاد مى کنندو نه حقی را سلب می نمایند. هیچ کس بواسطه خوابی که دیده ماموریتی پیدا نخواهد کرد! خواب نمی تواند حلالی را حرام یا حرامی را حلال نماید. به هیچ وجه صرف دیدن رؤیا، کسی مکلف به انجامدادن یا ترک کاری که در بیداری بر آن مکلف نیست، نخواهد شد.اگر کسی در خواب از طرف معصوم(ع)به انجام کاری مأمور شود، در بیداری چیزی به عهده ندارد.دین خدا با رؤیا ثابت یا رد نمى شود و مبنا،بیدارى و تعقل است. امام صادق(ع)فرمود:”دین خداوند برتر از آن است که در خواب دیده شود”( ان دین الله عزوجل أعز من أن یری فیالنوم)۶.متاسفانه یکی از اشکالات عوامانه اهمیت دادن بیش از حد و نامعقول به رویاهاست که موجب اتهام ما به خرافه پرستی و گاه کفر و ارتداد میشود.حقیقت این است که خواب ،حجت نیست و صرفاً بر اساس یک خواب ، نمی توان باورهای عقلانی و اعتقادی خود را تغییر داد.ما برای بیداری آفریده شده ایم و مکلف به تعقل هستیم و براساس دریافت های عقلانی خود،به باورهایی می رسیم به عبارت دیگر عقل حجت است نه خواب.همین عقل که حجت درونی ماست ما را به سمت حجت بیرونی یعنی پیامبران که فرستادگان خالق ما هستند رهنمون می شوند و مجموع این دو حجت،اساس باورها و رفتارهای ما را می سازند.اگر هزار خواب ببینیم که پیامبر جدیدی آمده و صاحب فلان ادعا حق است و عدد چهار ، فرد و هشت کمتر از هفت است، هیچیک حجت نیست و حتی ارزش نقل هم ندارد و باید مثل هزاران خواب پریشان و به تعبیر قرآن “اضغاث احلام “آنها را فراموش نمود.مطمئن باشید بخاطر عمل نکردن به هیچ خوابی، خداوند در روز جزا شما را مؤاخذه نخواهد نمود!
————–
١.روم/٢٣. ٢.انبیاء/٩. ٣.زمر/۴٢. ۴.بحار الانوار،ج٧،ص۴٧. ۵.صدوق، معانی الاخبار/٢٨٩. ۶.بحارالانوار ،ج۶١،ص٢٣٧.