سرّ خلود

 

 

 

آیا جاودانگى عذاب برای مجرمان در دوزخ، با عدالت خداوند سازگار است؟ این مجرمان مدت کوتاهى در دنیا تبهکارى کرده اند، چرا به همان مدت که جرم انجام داده اند،عقاب نمى شوند و باید در جهنم،خالد باشند؟خلود آنها چه توجیهى دارد؟ مسئله ى جاودانگى عذاب برخى دوزخیان از دیرباز مورد مناقشه، جدال، شبهه و اشکال هاى فراوان قرار گرفته و اندیشمندان علم کلام در همه مذاهب اسلامى دیدگاه هاى متنوع و گاه متعارضى در این باره ارائه داده و در پی حل این شبهه بوده اند.البته بهشتیان نیز خلود دارند اما در مورد آن شبهه ای نیست زیرا بخشش و پاداش هر چه بیشتر باشد نشانه فضل و کرم پاداش دهنده است و جاى هیچ گونه ایراد و خرده گیرى بر بخشنده و کریم نیست؛ اما در مورد کار بد و گناه و ظلم و کفر و انکار، چگونه عذاب جاودانه در برابر گناه محدود با اصل عدالت خدا سازگار است؟ کسى که دوران طغیان و سرکشى و تجاوزش محدود است چرا باید برای همیشه در آتش بماند و مجازات شود و شکنجه ببیند؟ آیا عدالت ایجاب نمى کند که یک نوع تعادل بین جرم و جزا برقرار گردد؟
 
یکى از پاسخ هائی که به این پرسش داده شده، نیت، تصمیم و اراده این مجرمان بر ارتکاب جرم شان تا ابدیت است. روایتى از امام صادق(ع)که  همین معنا را بیان مى نماید:”به این سبب [جمعى از] اهل دوزخ همیشه در آن مى مانند که نیت آنها این بوده که اگر جاودانه در دنیا بمانند، جاودانه گناه و معصیت خدا کنند و به این سبب اهل بهشت همیشه در آن مى مانند که قصد آنها این بوده که اگر به طور دائم در این جهان بمانند اطاعت فرمان خدا کنند، بنابراین هر دو دسته به خاطر نیت و قصدشان، «خلود» یافتند”١.نیت گناه جاویدان ممکن است برای بعضى افراد،کافى برای عقاب ابدی نباشد اما برای بعضى که تمام وجودشان به رنگ گناه درآمده و طغیان و سرکشى همه وجود آنان را احاطه کرده که آماده ادامه جنایات خود در هر شرایطی هستند. در اخبار آمده بود که برینتون تارانت که در مارچ ٢٠١٩ به دو مسجد در شهر کرایست چرچ نیوزیلند حمله مسلحانه کرده و ۵١ نفر را کشته و ۴١ نفر را هم زخمى کرد، در جلسات متعدد دادگاه هیچ اظهار پشیمانى نکرده و با صراحت گفت که مى خواسته به مسجد سوم نیز حمله کند و اگر بازهم آزاد شود همین کار را خواهد کرد و حاضر نشد که وکیل مدافع هم داشته باشد. 
 
جنایتکارانى که جنگ جهانى اول و دوم را راه انداختند که موجب کشتار ده ها ملیون نفر و آن همه جنایات عظیم شدند،اگر زنده مى بودند، چه بسا همینگونه جنایات خود را به خاطر نژادپرستى و اغراض دیگر تکرار مى کردند.در قرآن مى خوانیم:آرى، کسى که مرتکب گناهى گردد و آثار آن تمام وجود او را احاطه کند چنان کسى اهل دوزخ است و جاودانه در آن خواهد ماند(“بَلى مَنْ کَسَبَ سَیِّئَهً وَ أَحاطَتْ بِهِ خَطیئَتُهُ فَأُولئِکَ أَصْحابُ النّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ”٢.نمی توان گفت کسی که ظرف چندثانیه،با پرتاب بمب اتمى موجب مرگ ملیون ها نفر مى شود،به اندازه همان چندثانیه عذاب ببیند. این کیفیت جرم است که مجازات را تعیین مى کند نه کمیت زمانى آن.چه بسا یک جرم  شایسته یک عمر مجازات یا بیشتر باشد.به هرحال خداوند قصد ظلم به کسی را ندارد بلکه این خود افراد هستند که با اعمال شان میزان عقاب شان را تعیین مى کنند:”امروز [روز رستاخیز] به هیچ کس ذره اى ستم نمى شود و جز اعمال خود شما جزائى براى شما نیست!”٣و نیز: “اعمال بد آنها در برابر آنان آشکار مى گردد و آنچه را به باد مسخره مى گرفتند بر آنها وارد مى گردد”۴؛ و نیز:”به آنها که کار بد انجام داده اند، جزایى جز اعمال آنها داده نمى شود”۵…
 
نکته دیگر در مورد خلود این است که  عدالت اقتضا مى کند جرم را در رابطه با کسی که جرم نسبت به او واقع مى شود باید سنجید؛ اگر کسى از امر کارفرماى خودش تمرد کرد یک جرم مرتکب شده اما اگر از امر فرمانده و حاکم تخطی کرد جرمش به گونه دیگرى خواهد بود چه برسد به تخطی از فرمان امام و پیامبر و بالاتر از همه خدا . اگر کسی از فرمان خالقش که این همه به او مهربانى کرده و او را آفریده و روزی داده و این همه راهنما برایش فرستاده و به او عمر و فرصت و مهلت داده تخطی و تمرد کرده و با جسارت هم از این رفتارش خشنود باشد،درجات جرمش با کسی که جرمى محدود مرتکب شده و به آن هم معترف است،متفاوت است.کافران و مشرکان و منافقان،نسبت به خالق جهان و انسان که ولى نعمت آنهاست،عصیان نموده اند و عقاب شان، جاودانگى است ؛ به ویژه کسانى که با یک رفتار خود مانع هدایت ملیونها نفر شده و آنها را به گمراهى کشیده اند یا با غصب مقام و عنوان خلیفه اللهى مانع رسیدن خیر به بشریت شده و حجج الاهى را شهید نموده و مسبب جنایت ملیون ها جنایتکار بعد از خود شدند… 
———————-
١.کافى٨۵/٢، باب نیّت.  ٢.بقره/٨١.  ٣. یس/۵۴.   ۴.جاثیه/٣٣.   ۵.قصص/٨۴.  

 

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه