آیا بین نظام آفرینش(نظام تکوین)و نظام پرستش(نظام تشریع)، رابطه معنادار برقرار است؟ آیا این دو از هم تأثیر مى پذیرند؟ آیا رفتارهای اختیارى مردم در قالب اطاعت از اوامر الاهى یا عدم اطاعت و عصیان،بر امور طبیعى خلقت ورویدادهای تکوینى اثر مى گذارد؟ اگر از قرآن سوال کنیم پاسخ خود را دریافت مى کنیم که بله،بین نظام آفرینش و نظام پرستش یا نظام تکوین و نظام تشریع رابطه معنا دار وجود دارد.اینطور نیست که نظام خلقت یکبار طراحى شده و طبق آن جلو مى رود و تغییرى هم نمى کند و رفتار انسانها تأثیرى در روند تکوین ندارد. به این آیه قرآن توجه فرمایید:”و اگر اهل شهرها و آبادی ها، ایمان می آوردند و تقوا پیشه می کردند، برکات آسمان و زمین را بر آنها می گشودیم، ولی (آنها حق را) تکذیب کردند، ما هم آنان را به کیفر اعمالشان مجازات کردیم”(وَ لَو أَنَّ اهْلَ الْقُری آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَالْارْضِ وَلکنْ کذَّبُوا فَاخَذْناهُمْ بِما کانُوا یکسِبُونَ)١. مفهوم آیه به صراحت اعلام مى دارد،ایمان و تقوا بر نزول برکات آسمانى و زمینى تأثیر دارد و حتى مى تواند موجب عذاب تکوینى در همین دنیا بشود.
برکات آسمان و زمین، معنی وسیعی دارد که نزول باران ها، رویش گیاهان، فزونی نعمت ها و افزایش نیروهای انسانی،سلامت محیط زیست،رشد و آبادانى زمین ، حفظ حیات وحش و حیوانات و آبزیان و زیبائى های طبیعى و… را شامل می شود. برکت، در اصل به معنی ثبات و استقرار هر چیز، هر نعمت و موهبتی است که پایدار بماند و موجودات بی برکت آنها هستند که ثبات و قراری ندارند و زود فانی و نابود می شوند و خیرى برای انسان ها ندارند. بسیارند امّت هایی که دارای امکانات مادّی فراوان هستند و منابع زیرزمینی و روزمینی و انواع صنایع را دارند، ولی به خاطر تباهی اعمال و فساد رفتار که نتیجه مستقیم فساد اخلاق آنها و دورى از فرامین الاهى است، این مواهب برای آنها ناپایدار و فاقد برکت است و غالباً در مسیر نابودی شان به کار گرفته می شود.
خداوند به پیامبر و در واقع به مومنان مى فرماید:”مبادا اموال و اولادشان مایه اعجاب تو گردد، خدا می خواهد به وسیله آن، آنها را در دنیا عذاب کند و جان شان به مخاطره افتد در حالی که کافر باشند”(وَلاتُعْجِبْک امْوالُهُمْ وَاوْلادُهُمْ انَّما یریدُ اللَّهُ انْ یعَذِّبَهُمْ بِها فِی الدُّنْیا وَتَزْهَقَ انْفُسُهُمْ وَهُمْ کافِروُنَ)٢.همچنین وفور آب و بارش های آسمانى و منابع و چشمه هاى آب حیات بخش را در گرو استقامت بر طریقه ایمان مى شمرد:”اگر آن ها بر طریقه ایمان، استقامت ورزند، ما آن ها را با آب فراوان سیراب مى کنیم(وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّرِیقَهِ لَأَسْقَیْناهُمْ ماءً غَدَقاً)٣. آنجا که آب فراوان است همه چیز فراوان است، و به این ترتیب آن ها را مشمول انواع نعمت ها قرار مى دهیم.در نقطه مقابل اعراض از یاد خدا را موجب زندگانى سخت معرفى مى نماید:”هر کس از ذکر پروردگارش رویگردان شود، او را به راه عذاب شدید و روز افزونى مى برد(وَ مَنْ یُعْرِضْ عَنْ ذِکْرِ رَبِّهِ یَسْلُکْهُ عَذاباً صَعَداً)۴؛ و یا:”هر کس از یاد من روى گردان شود، زندگى تنگ و سختى خواهد داشت”(وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَهً ضَنکاً )۵.
برای خدای خالق تکوین، مؤنه اى نخواهد داشت که بعضى امور تکوینى را تابع امور تشریعى نماید. او دستش چنانکه یهود پنداشتند بسته نیست بلکه دستش باز است و هر طور بخواهد بر انسان ها بخشش خواهد نمود:( بَلْ یَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ یُنْفِقُ کَیْفَ یَشَاءُ)٢. یعنى مى تواند به خاطر دعا و نماز استسقای مومنان،باران نازل نماید و بخاطر ایمان و تقوى،ابواب برکات را بر آنها باز نماید.همچنانکه کفر و بی تقوایی ممکن است به سلب برکات منجر شود.در روایت امام صادق(ع) یکی از موارد سلب برکات آسمانى، فتوای ناحق بعضی فقیهان و مفتیان و قاضیان است. ایشان با اشاره به فتوای نادرست یکى از مفتیان در زمان خود ، مى فرماید:” از امثال چنین فتواهائی است که آسمان بارش خود را از انسان ها حبس و زمین برکاتش را منع مى نماید”٧. بنابراین بخشى از برکات آسمانى و زمینى به امور تشریعى وابسته است، یعنى نوع عملکرد افراد در حوزه دستورات الاهى ، در میزان بهره مندى آنها از برکات ، تأثیر گذار است و اینطور نیست که مقدرات جهان از پیش بسته شده باشد و دست خداوند در تغییر آنها بسته باشد.این باور،دریچه امید و نیایش و پرستش انسانها را هماره باز نگه مى دارد…
——–
١. اعراف/٩۶. ٢. توبه/٨۵. ٣.جن/١۶و١٧. ۴.جن/١٨. ۵. طه/١٣۴. ۶. مائده/۶۴. ٧.کافى٢٩٠/۵:”من مثل هذا الفتوى تمنع السماء قطرها والأرض برکاتها” و وسائل الشیعه٢۵۵/١٣:”فی مثل هذا القضاء تحبس السماء ماءها وتمنع الأرض برکتها”.