اگر نیمه دوم سده چهاردهم را عصر رسانه نامیدند،سده پانزدهم را تماماً باید سده رسانه نامید؛ زیرا کسى را نمى توان یافت که به یک یا چند رسانه دسترسى نداشته باشد و از طریق آن رسانه ها تغذیه فکرى و اطلاعاتى نشود. رسانه ها و فناوری های نوین ارتباطی به صورت گسترده در دسترس و مورد استفاده عموم مردم قرار گرفته و پیام های مختلفی را در موضوعات گوناگون از جمله باورهای دینى چه موافق یا مخالف منتشر مى کنند.یکی از کارکردهای رسانه مى تواند آموزش، تبلیغ و ترویج پیام های دینی باشد و مومنان مى توانند از این فرصت برای دیندارشدن مردم استفاده کنند چناکه دین ستیزان نیز از همین رسانه ها براى تخریب مبانى دینى استفاده مى کنند.رسانه ها از طریق جذب سلیقه مخاطب، آموزش، تبلیغ و جهت دادن به فکر مخاطبان و ساخت یک هنجار برای تعیین سبک زندگی ،اهداف صاحبان و مالکان رسانه ها را تحقق مى بخشند. با توجه به اینکه امپراطورى رسانه اى و رسانه هاى مشهور و فراگیر در اختیار صهیونیست ها و لائیک ها و سکولارهاست ، دین در این سده با چالش هاى جدی روبروست…
دشمنان دین، به این نتیجه رسیدند که بهترین راه برای دین زدائى و سوزاندن باورها یا مقابله با باورهاى دینى- که مزاحم سلطه آنها بر منابع کشورهای اسلامی است-تضعیف ایمان مسلمانان است از راه تشکیک در باورها و پخش شبهه در همه مسایل مربوط به دین در موضوعات بنیادى چون توحید و وحى و نبوت و امامت و معاد تا نظامات اجتماعى و اخلاقی و تربیتى که همه را مورد هجوم قرار داده و مى دهند.امروز جهان غرب از طریق رسانهها، لاقیدى و بی دینى را به شیوه های خاصّی تبلیغ می کند و از این طریق نسل حاضر را که سر و کار با این رسانه ها دارند، تحت تأثیر قرار میدهد. با پیشرفت بى سابقه فناورى های جدید و توسعه فضای مجازى، رشد شبکه های اجتماعی، انواع سایت ها و فضاهای ارتباطی،این امکان در اختیار قدرتمندان قرار گرفته است که بدون شلیک یک تیر و استفاده از جنگ افزارهاى گران قیمت ، با اثرگذارى بر افکار به اهداف خود دست یابند.اکنون همه انواع رسانه مثل تلویزیون و سینما و مطبوعات و موسیقى و انواع هنرها در همین گوشى هاى هوشمند تجمع یافته و در اختیار همه افراد قرار دارد و از این طریق همگان مشتری مفاهیمى هستند که از طریق این رسانه روى ذهن و نگرش افراد تأثیر مى گذارد.
به جد باید گفت این حجم تهاجم فرهنگی به دین در طول سده های گذشته سابقه نداشته و این امر دغدغه های بسیاری را برای خانواده ها و گروه های دین مدار که خود و فرزندان شان در این عرصه گرفتار مى بینند،ایجاد کرده و خواهد کرد.البته راه هائی هست که مبلغان دینی می توانند از حالت انفعال خارج شوند و با استفاده از همین بستر رسانه ها و پایگاه های وسایل ارتباط جمعی نوین با شناخت سواد رسانه ای، نوآوری و بهره گیری از هنر تبلیغات و ارتباطات تصویری و نوآوری در تبلیغ، ایجاد جاذبه و انتقال پیام ها و ارزش های دینى در کمترین زمان و گستردگی و مشمولیت بیشتر ضمن تشویق، ترغیب و اقناع مخاطبان بویژه جذب حداکثری نسل جدید و جوان، منجر به ارتقاء و رفعت جایگاه دین در بین عموم مردم بویژه جوانان شوند. همچنین با استفاده از ظرفیت رسانه و فضای مجازی، ضمن مبارزه با خرافات و انحرافات، در پاسخ گویی و رفع شبهات، سبک دهی زندگی دینى و مدیریت امور اهل ایمان تأثیرگذار شوند. یعنى دین و رسانه مى توانند تعامل خوبی با هم داشته باشند:دین به رسانه،محتوا و جهت بدهد و رسانه به دین امکان رساندن پیام به مخاطبان.
سال ها قبل علامه سید عبدالحسین شرف الدین آن عالم زمان آگاه و مرزبان دین و صاحب کتاب گرانسنگ و ماندنى “المراجعات”گفت:”هدایت از همانجا نشر مى یابد که گمراهى نشر یافته است(لا یَنْتَشِرُ الْهُدی الاَّ مِنْ حَیثُ اِنْتَشَرَ الضَّلال١)یعنى اگر از رسانه براى انحراف افکار استفاده مى کنند،براى هدایت افکار از همین ابزار باید بهره برد؛یعنی باید از همان ابزارهائى که گمراهان برای مقابله با دین به کار گرفته اند،علیه خودشان بهره گرفت.اگر آنها فضای مجازی را برای تاخت و تاز علیه دین انتخاب کردند، ما هم باید در همان فضا حاضر شویم و با آنها مقابله کنیم.باید مرزبانان دین و آئین،آماده نبرد با دین ستیزان در همه جبهه ها باشند.اگر با یک کلیپ هنرى، شبهه ای را مطرح کردند،ما هم با ساخت کلیپى زیبا و هنرى ، حمله آنها را خنثی و مطالب آنها را پاسخ و دیدگاه خود را تبیین کنیم. اگر با سخنرانى و فیلم و نمایش و داستان و رمان و طنز و شعر و مقاله پیش آمدند،ماهم با همین ابزارها به مقابله برخیزیم. باید دائماً خود را به روز کنیم و مهارت های خود را بالا ببریم و به اصطلاح مرزبان عصرى باشیم. یاوران دین خدا و حجت برگزیده زمان،باید داناترین و کارآمدترین باشند تا میدان را در سده نو،از دست دشمن گرفته و خود میدان دار نشر فضائل و معارف در جهان معاصر گردند…
——————–
١. المراجعات/۴۴.