خوان کول در ٩ ژانویه ١٩٨٣ در نامه اش به بیت العدل در حیفا مى نویسد:”من بر این عقیده ام که سیاست اتخاذ شده از سوی بیت العدل جهانی ، خط مشی زیانبار و مصیبت باری است و گذشت زمان غلط بودن آنرا اثبات خواهد کرد.اطمینان دارم که در آنزمان،آن مرجع عالی، بر اساس اطلاعات و ملاحظات آتی خود، سیاست کنونی را کنار خواهد زد.عمیقاً عقیده دارم که حذف قسمتی از یک متن،اصل یا ترجمه آن، موقتاً یا دائمی، اقدامی غیرصادقانه است.همچنین احساس میکنم ممانعت یک موسسه و نهاد عمومی از دسترسی عموم مردم و محققان به اسناد و اطلاعات بیش از 30 سال ، به لحاظ اخلاقی غلط و ناصحیح میباشد . زیرا عمیقاً عقیده دارم این قبیل کارها اساساً غلط میباشد و هیچ دلیل و بهانه ای نمیتواند آنرا توجیه کند…
او ادامه مى دهد:”همچنین نگرانم که اینگونه سیاستهای پنهان کاری و حذف و سانسور نهایتاً به نام و اعتبار آیین بهائی لطمه بزند.من عقیده دارم که آیین بهائی نباید از اسناد و مدارک تاریخی باقیمانده از قرن نوزدهم وحشت داشته باشد.رفتارها و نوشته های اشخاص و افراد نمیتواند اعتبار آنرا لکه دار کنند. ما بهائیان باید با مستندات تاریخی، نه با ترس و پنهانکاری و حذف و سانسور، بلکه با باور و ایمان به صحت امر بهائی، روبروشویم.امین بنانی استاد دانشگاه کالیفرنیا، هم که مقدمه ای بر خاطرات سلمانی نگاشته ،اصرار داشت که نامش از روی مقدمه برداشته شود، زیرا به هیچ روى راضی نبود نامش در ارتباط با یک اثر سانسور شده باشد…نکته پایانی: مثال بیت العدل جهانی درباره اجازه انتشار مطالب تاریخی، کتاب آیین های بابی و بهائی : برخی روایات معاصر غربی، تالیف موژان مومن است(اکسفورد :انتشارات جرج رونالد،١٩٨٠). ولی در حقیقت این کتاب هم دچار سانسور شده و مولف قصد داشته مطالب مهمی را از آرشیو های انگلیسی در کتاب بیاورد که با اصرار و تاکید بیت العدل اعظم، حذف کرده است !
از این سانسور مهمتر سانسور کتاب احمد یزدانى نویسنده شاخص بهائى به نام “نظر اجمالى به دیانت بهائى” است که کتابش به تایید شوقى افندى هم رسیده و چند بار هم چاپ شده بود.چون این کتاب در زمان حیات شوقى نوشته شده و حاوى نصوصی برای رهبرى بهائیت توسط بیت العدل و اداره اش توسط ولى امر بوده،بعد از فوت شوقى دستور حذف و سانسور قسمت هائى که به لزوم وجود ولى امر در بیت العدل اشاره نموده و کتاب را بدون اجازه مولف آن،سانسور و نشر داده اند.این موضوع یعنى حذف بخش هائى از کتابى که با تایید خود شوقى نگاشته شده با مخالفت احمد یزدانى مولف آن واقع شده و طى نامه هائى به بیت العدل به شدت به آن عتراض نموده که خواندنى است و فصلنامه بهائى شناسی در شماره دوم متن مکاتبات متعدد بین او و بیت العدل را آورده است…