وقتی سخن از زیرکی مومنان است، این سخن پیامبرمان -که ضرب المثل هم شده -به یاد می آید که فرمود:”مومن از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود” (لا یلدغ المومن من جُحرٍ مرّتین).این معنا در ادب فارسی نیز سریان یافته است:”آدمى یک بار پایش در چاله میرود”؛و در شعر: گوش ، من لایُلدَغَ المؤمن شنید / قول پیغمبر به جان و دل گُزید (مولوی) ؛ هر آن گاهی که باشد مرد هشیار / ز سوراخی دو بارش کی گزد مار؟! (ویس و رامین گرگانى)
استفاده از تجربیات، نشان زیرکی است.زیرک ، یک موضوع را دوبار تجربه نمی کند.در فرایند زندگى از برایند تجربه های پیشین خود یا دیگران ، بهره می برد.از شکست ها و تلخکامى ها و گزیدگى های گذشته درس گرفته دوباره دچار همان اشتباه نمى شود که شکست و گزیدگی دوم برایش رقم بخورد.مولای متقیان فرمود:”در تاریخ گذشتگان چنان دقیق شدم و تجربه اندوختم که گوئى با آنان زیستم”.زیرک نیست کسی که تجربه های دیگران را نیاموزد و به کار نگیرد:هرکه نامخت از گذشت روزگار/ نیز ناموزد ز هیچ آموزگار(رودکى)!
اعتماد به منافقان، فریب خوردن از چرب زبانى چاپلوسان، به غیر خدا امید داشتن،در دام فرقه ها اسیر شدن ، فریفته زرق و برق دنیا شدن،در عاقبت امور نیندیشیدن، بردباری و صبوری را ترک کردن،ترشروئی و اخلاق تند داشتن و صدها از این قبیل که به شکست و ناکامی خود یا دیگران انجامیده برای زیرکان نباید تکرار شود…
از بزرگ ترین مصادیق زیرکى مومنان، رها نکردن حبل ولای آل الله است.هرکس از تمسک به آنان باز ماند اسیر گرگان خونخوار ظلم و جهالت و شقاوت شد.هرکس اهلبیت(ع) را رهاکرد جیره خوار مکاتب انحرافى و گمراه گشت.هرکس از کشتی نجات و پناهگاه امن آنان باز ماند غریق دریای حیرت و ضلالت شد.امروز زیرکان ،متوسلان و متمسکان به خاتم الاوصیاءاند.هرگز از در خانه او به جای دگر نروند.دیده اند کسانی که در دوران غیبت فریب اغیار را خوردند و امامشان را رهاکردند، چگونه تباه و گمراه شدند و برعکس آنانکه ذره ای از امام دور نشدند ،نیک فرجام گشتند.چرا باید دوباره و چندباره گزیده شوند…؟!