سعید: جمع دوستان بار دیگر، به پیشنهاد همه و به خاطر مباحثه پیرامون مسائل روز تشکیل شد تا با مباحثه و هم افزایی ،به یک برداشت مشترک دینى دست یابیم.این بار مدیریت بحث ها به من واگذار شد و قرار شد ضمن اینکه همه در مطالعه و ارائه مشارکت مى کنند،در مواقع ضرورى از اساتید هم در جلسات بهره بگیریم.پوریا گفت: موضوعات روز خیلى زیاد و پراکنده هستند همچون هویت، فرهنگ، معنویت و دین، سیاست، اقتصاد، علم و پژوهش، هنر، آزادى و دموکراسى، حقوق، قانون، دادرسى، شهروند، رسانه، فناورى، روادارى، مسئولیت اجتماعى، جنگ سرد، جنگ نرم، خانواده، آموزش و پرورش، تهاجم فرهنگى، ورزش، گردشگرى، دانشگاه، اوقات فراغت و تفریحات، وطن و ملیت، جهان وطنى، تاریخ، مهاجرت، موفقیت، اقلیت ها،دگراندیشان، آرمان گرائى، آینده پژوهى، اشتغال، فرار مغزها، حقوق زنان، جوانان، سبک زندگى، مشارکت، تشکل و حزب، تمدن، سنت و مدرنیته، تبلیغ، دشمنان …من گفتم :این موضوعات همانطور که پوریا گفت زیاد و پراکنده هستند باید سعى کنیم نظمى به آنها بدهیم. بهتر است ابتدا از “جهان ما”، شروع کنیم تا معلوم شود از کدام جهان حرف مى زنیم و سپس برداشت دینى خود را از این مقوله ها به اشتراک گذاریم …
رضا که ارشد جامعه شناسى مى خواند گفت :در مورد ” جهان ما”،بسیار سخن گفته اند: آیا ماهیت جغرافیائى جهان،مورد نظر است یا تلقى ذهنى از جهان یا داشتن دید جهانى در تحلیل مباحث اجتماعى یا تحلیل وقایع در قالب گلوبالیزیشن و جهانى شدن…که هرکدام بحث هاى مربوط به خود را دارند.آنچه مهم است اینکه انسان مسلمان، در هر نقطه جغرافیائى جهان که باشد-از گذشته هاى دور تا امروز به ویژه در عصر ارتباطات-، تلقى اش نسبت به سایر انسانها، سایر امور جهانى، دیگر همکیشان، دگراندیشان ،برخورد فرهنگ ها ، تعاملات اجتماعى ، دهکده جهانى، جهانى شدن، یکپارچگى، همگرائى ، واگرائى و امثال این امور چیست؟من با تحقیقاتى که در متون دینى کرده ام به این نتیجه رسیدم با اینکه سخن اصلى اسلام با مومنان است اما از دیگران غافل نیست و با خطاب هائى چون یا ایها الناس و یا اهل الکتاب و یا ایها الکافرون آنها را نیز در گفتمان اندیشگى وارد مى کند و یا در نظام حقوقى خود،مواردى را به آنان اختصاص مى دهد و نظر انسانى و محبت آمیز به آنها دارد…
دین ما بدون آنکه هویت خود را نادیده بگیرد، چشم خود را بر واقعیت تنوع فرهنگى و دینى در اطراف خود و دیگر نقاط جهان نمى بندد و براى آن به میزان قدرت و توان و تأثیر، توصیه ها،نکات و احکامى دارد.گاهى در دعاهایش براى بهبود امور مردم ، فقط همکیشان را در نظر نمى گیرد و براى همه انسانها دعا مى کند و مثل دعاى ماه رمضان، شفاى همه بیماران،آزادى همه اسیران،اداشدن قرض همه مقروضان،بى نیازى همه فقیران و…را از خدا مى خواهد و گاهى چون امیرمومنان(ع) که خبر خلخال کشیدن از بانوى غیر همکیش را مى شنود آرزوى مرگ مى کند و با تمامى نیرو از دگراندیشانى که قصد جنگ ندارند به عنوان اقلیتى که در پناه دولت اسلامى هستند، حمایت اقتصادى و نظامى مى نماید و رحمت و مهر پیامبر خدا را مختص مسلمین ندانسته بلکه او را رحمت براى جهانیان (رحمهً للعالمین)مى نامد و اولین خطاب منجى جهان حضرت صاحب الزمان را که به همین لقب جدّ بزرگوارش نامیده شده به هنگام ظهور”،أَلا یا اهل العالم”اعلام مى کند یعنى اى جهانیان،من همان موعود عدالت گستر جهان هستم…
حمید گفت: مى خواهى بگوئى در جهان فکرى ما،همه مردم ،بندگان خدایند که از یک پدر و مادر آفریده شدند و این نسبت آنان را به هم نزدیک مى کند؟رضا گفت:بله،خدا هم فرموده:اى مردم [جهان]،ما همه شما را از یک زن و مرد آفریدیم و گروه گروه و قبائل متفاوت قرار دادیم تا هم را بشناسید و گرامى ترین شما،[پاک ترین و]پرهیزکارترین شماست.اولاً خطاب به ناس و همه مردم است ثانیاً گونه گونى را دلیل هیچ برترى نمى شمرد و ثالثاً گرامى تر بودن را فقط به تهذیب و پاکى و تقوى مى داند و نه چیز دیگر…بنابراین یک مسلمان، عینیت گراست و تنوع را مى پذیرد و احترام مى گزارد و با آنها همزیستى و تعامل دارد و ایشان را در دعاى خویش شریک مى کند و هرچه براى خود مى خواهد براى آنان نیز مى خواهد و خلاصه با همه جهان در فکر و عمل در ارتباط است، مگر استثنائى وجود داشته باشد که جداگانه باید بحث کرد.این برداشت من است تا نظر دوستان چه باشد.قرار شد در نشست بعدى اگر کسى نظر دیگرى دارد ، مطرح کند و من از رضا به خاطر شروع بحث تشکر کردم…