زکه نالیم؟

 

گفتا زکه نالیم که از ماست که بر ماست! این بیان مجمل از منشأ بسیاری از گرفتاری های ماست که خود برای خویش ساخته ایم:از من است این غم که بر جان من است/ دیگر این خود کرده را تدبیر نیست…
گفتند به دریوزگی آستان غیر خدا نرویم،رفتیم و دست خالی برگشتیم .گفتند از در خانه آل الله جدا نشویم،جدا شدیم و طعمه گرگان گشتیم؛گفتندامام را رها نکنید،رهاکردیم و ضایع شدیم وبی پناه گشتیم.پس از ماست…
 
در انتخاب سبک زندگى،سبک زندگى دینی را رها کردیم و غربی شدیم.نتیجه اش سستی بنیاد خانواده شد و ازدواج ها کم و طلاق ها افزون گشت.در انتخاب کسب و کارها،آلوده به وام و ربا و حرام شدیم،برکت حلال از سفره هامان رفت؛در انتخاب علم و معرفت به جای معلمان الاهی نزد یونانیان و غربیان رفتیم هم به شناخت صحیح نرسیدیم هم خود را گم کردیم؛در انتخاب رفیق همراه دقت نکردیم در دام فرقه ها اسیر و تباه و گمراه شدیم .پس از ماست…
 
اما هیچ دلیلی برای نا امیدى نیست و در هیچ نقطه ای نباید پنداشت راه بازگشت مسدود است زیرا بارگاه محبوب هماره به روی پناهجویان باز است. و نوید”از رحمت الاهی نومید مباشید که خدا همه گناهان را مى آمرزد”روح شما را برای رفتن به یک زندگی نو،نوازش مى دهد.مى توان این بار به “گفتند”ها عمل کنیم و سبک زندگى و کسب و کار و تعلیم و تعلم و رفیق همراه را درست انتخاب کنیم تا شبیه آل الله شویم و زندگی و مرگمان چون آنان باشد و اینگونه دعا کنیم: “اللهم اجعل محیای محیا محمدٍ و آل محمد و مماتی ممات محمدٍ و آل محمد”…
 
چه خوب باشیم یا بد،متعلق و رعیت و شهروند و امت مولایمان هستیم. چون نامه اعمال مان خدمتش عرضه می گردد از خوبانمان خرسند گشته و برای ره گم کردگان غمگین می شود و برای هدایت آنها دعا می کند.رها نکنیم دامان آن عزیز جان را که این گونه به روایت سیدبن طاووس برای امت خویش دعا می فرماید :خدایا؛ شیعیان ما را از شعاع نور ما و بقیه طینت ما خلق کرده‌ای، آنها گناهان زیادی با اتکاء بر محبت به ما و ولایت ما کرده‌اند، اگر گناهان آنها گناهی است که در ارتباط با توست از آنها بگذر که ما را راضی کرده‌ای و آنچه از گناهان آنها که در ارتباط با خودشان است، خودت بین آنها را اصلاح کن و از آنچه که حق ماست به آنها ببخش تا راضی شوند و آنها را از آتش جهنم نجات بده و آنان را با دشمنان ما در خشم و سخط خود جمع نفرما…
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه