حال شما در روزگاران غیبت مولای خود،حال خوشی نیست.چه کسی ایام هجران را به شادى مى گذراند؟ چه کسى دوران فراق را با خرسندى سپرى می کند؟ اصلاً ایام فراق را جزو زندگى نمی شمرند:بی عمر زنده ام من و این بس عجب مدار / روز فراق راکه نهد در شمار عمر؟! در عوض ایام فراق ،ایام راز و نیاز با محبوب و نغمه ها و نجواها و ندبه های عاشقانه است: ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر/ باز آ که ریخت بی گل رویت بهار عمر/ از دیده گر سرشک چو باران چکد رواست / کاندر غمت چو برق بشد روزگار عمر…
علاوه بر آن که راه و رسم نجوای عاشقانه را خود آن عزیزان به ما آموخته اند و دعای “ندبه ” را پرداخته و آموزش داده اند،اما دوگانه فراق و کمالات محبوب،خود زبان عاشقان را باز نموده و آنها را نجواگر اشتیاق می کند.این زیبائى های گل است که بلبلان را نغمه ساز و غزلخوان می سازد:بلبل از فیض گل آموخت سخن ور نه نبود/ این همه قول و غزل تعبیه در منقارش/ آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست/ هر کجا هست خدایا به سلامت دارش…
منشور”ندبه” به عاشقان می آموزد چگونه اعتقاد محکم خود را بیان کرده و در عین حال چگونه درد فراق را شکوه کنند و چگونه اشتیاق شان را حکایت نمایند و چگونه او را صدا بزنند و چگونه روزگار وصلش را طلب کنند.این مانیفست همچنین می آموزد که با چه عبارات زیبائی چون “جانم به فدایت”(بنفسی أنت) و پرسش های جانسوز و مداوم “کجا”و”چه زمان”(أین و متی)،حماسه انتظارشان را فریاد نمایند و از خدا پایان فراق را بخواهند…
عاشقانه های فراق،در “ندبه “،منحصر نیست،هریک از دعاهای وارده در عصر غیبت،بخش هایی از این عاشقانه ها دارد ؛نظیر فراز های پایانی دعای افتتاح،دعای عهد،زیارت آل یاسین ،دعای اللهم ادفع،سلام الله الکامل،الهی عظم البلاء و دیگر نیایش ها که همگى مأثورند و تعلیم امامان برای منتظران عصر پنهانى صاحب الزمان ارواحنا فداه که شرح هریک از آنها خود کتابهایی خواهد شد سرشار از جاودانه های اشتیاق و مهر و تولّا به ساحت قدسی مولا …
و این خوانش ها و زمزمه ها و نجواها تسلای فراقی خواهد بود که آرزو دارند بزودی به وصال بپیوندد ان شاء الله…