از موضوعات مهم جهان ما موضوع احترام به تکثرهاى فرهنگى و روادارى است.از سامان خواستم به این موضوع بپردازد.سامان گفت:بله سعید جان، اما شماهم مشارکت کنید.اصطلاح رواداری که امروزه به کار مى رود ترجمه اى از واژه تلورانس(Tolerance)به معنای تاب آوردن، تحمل کردن ،مدارا و شکیبایی است. وقتی میگوییم کسی تحمل بالایی در برابر درد دارد، مقصودمان این است که او میتواند در برابر درد که رنج آور و خلاف انتظار است تاب بیاورد. در صحنه اجتماع تحمل افکار معارض و مخالف و نداشتن موضع خشن در برابر آنها،روادارى است.بعضى ها علاقه دارند سابقه روادارى را به روش گفتگویی سقراط برسانند که در جستجوی حقیقت به حریفان خود اجازه مى داد مطالب خود را آشکار بیان کنند.بعضى نیز پیشینه تاریخی آن را به پیام انجیل مى رسانند که دشمنان را دوست داشته باشید و دیگران را ببخشایید و از داوری کردن درباره دیگران پرهیز کنید؛ شفقت بودایی را نیز با رواداری مرتبط دانسته اند که در قرن سوم پیش از میلاد مسیح، امپراتور بودایی هند،آشوکا رسماًخواستار رواداری دینی شد. همچنین گفته اند در قرن شانزدهم میلادی، اکبر، امپراتور مسلمان، نیز برای برقراری رواداری دینی در شبه قاره هند تلاش بسیار کرد…
گفتم:اینطور که معلوم است روادارى ،در برابر خشونت هاى فرقه اى،قومى،مذهبى و دینى که موجب جنگ هاى طولانى و خانمان سوز در جهان بوده(بویژه اصحاب کلیسا در قرون وسطى و ماجراهاى تفتیش عقاید و جنگ هاى صلیبى) مطرح شده و شیوه صلح آمیز و مداراگر را در برابر تفاوت ها و اختلافات اندیشگى و سیاسى پیشنهاد مى کند.این شیوه چیست و چه پیشنهادى دارد؟ سامان گفت:اصل را بر این مى گذارند که هر فرد دارای ارادهای از خود است و اگر مجبور و ملزم به انجام کاری بهتر نشود، حال و روز بهتری دارد و خود بهتر میداند که مصلحت و خیر خود او در چیست و اعمالى که در تضاد با منافع شخصی اوست انجام نمى دهد.لذا مانع او نشویم و اگر هم مى خواهیم او را به راه بهترى دعوت کنیم راهش گفتگوست.روادارى را نباید به معناى بی تفاوتی یا بی عملی گرفت بلکه به معناى خویشتن داری و مهار هواهای خود در پرتو خیرى بزرگتر است تا از طرق علمى و اخلاقى و انسانى بتوانیم آنها را متوجه مطالب دیگرى کنیم و موجب هدایت آنها به امور متعالى تر شویم در حالیکه بى تفاوتى و بی عملى، تهى از هر اقدام است …
گفتم: موضع دین در این زمینه چیست؟سامان گفت:اصل پذیرش دین بر مبناى انتخاب و اختیار است زیرا فلسفه و حکمت آفرینش انسان، رشد، تعالى و کمال او بر مبناى اختیار و آزادى است و البته در این زمینه نیازمند آگاهى و شناخت است که خداوند از طریق وحى و ارسال رسل و تشریع شرایع و احکام دینى و راهنمایى و هدایت توسط پیامبران مقدمات آن را فراهم آورده است. اما اجبارى در کار نیست(لا اکراه فى الدین) :”حق را براى آنان مطرح کن،هرکس خواست ایمان بیاورد و هرکس خواست کافر شود”(قل الحق من ربکم فمن شاء فلیؤمن و من شاء فلیکفر١)و یا:”ما راه هدایت را نشان دادیم خواه سپاسگزار شوند یا ناسپاس و کافر(انا هدینا السبیل اما شاکراً و اما کفوراً٢). و در مورد پیامبر هم مى فرماید:”از مهر خدا بود که تو براى این مردم نرم دل شدى و اگر درشتخو و سخت دل بودى همانا از پیرامون تو پراکنده مى شدند پس از آنها در گذر و برایشان آمرزش بخواه و با ایشان در کار مشورت کن و چون آهنگ کارى کردى خداى را پشتیبان خود بدان که خدا مردم با توکّل را دوست مى دارد٣”…
حمید گفت:البته روادارى دینى به معناى ترک مسئولیت هدایت و امر به معروف و نهى از منکر نیست.پدر نمى تواند شاهد افتادن فرزندش به چاه باشد و ساکت بنشیند؛اما شیوه اجبار و اکراه و فشار و خشونت را پیش نمى گیرد، بلکه وقتى مى خواهد با دگراندیشان و مخالفان اعتقادى روبرو شود با دعوت و مهربانى و زبان خوش و نرمخوئى و سعه صدر همراه با حکمت و گفتمان برتر(موعظه حسنه و جدال احسن)،عقل و قلب آنها را متوجه حق مى گرداند (أدع الى سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم باللتى هى أحسن۴)؛او هرگز به شیوه دشنام و بدگوئى از اعتقادات حریف روى نمى آورد و این خط قرمز را هماره رعایت مى کند؛زیرا شیوه تحقیر و دشنام،فرد را به عمل متقابل دشنام کشانده و دشمنى او را برمى انگیزد و حرف حق را نمى پذیرد(ولا تسبّواالذین یدعون من دون الله فیسبواالله عدواً بغیر علم۵). گاهى عمل نیک افراد،بهترین تبلیغ است و مخالفان را به دوست تبدیل کرده و موجب جذب آنها مى شود.روادارى پیامبر چنان بود که در مدینه مخالفان نیز به او رأى داده و او را حاکم بر خویش نمودند زیرا او را امین و عادل و مهربان یافتند و بتدریج همه جذب پیام او شدند…
——————-
١.سوره کهف،آیه٢٩
٢.سوره دهر،آیه ٣
٣.سوره آل عمران،آیه ١۵٩
۴.سوره نحل،آیه ١٢٨
۵.سوره انعام،آیه ١٠٨