کمتر روزی است که انسان با رنجی دست و پنجه نرم نکند .اصلا این دنیا و زندگی در آن ، با رنج و غم آمیخته است.،هم رنج های خودتان شما را می کاهد هم دیدن رنج دیگران (به مقتضای “تو کز محنت دیگران بی غمی/نشاید که نامت نهند ادمی)،شما را می آزارد.
اگر این را باور کردیم که زندگی بدون ناملایمات و رنج متصور نیست،تحمل رنج ها برایمان آسان تر می شود و البته سهم اولیای خدا از رنج ها از همه بیشتر است(هرکه در این بزم مقرب تر است/جام بلا بیشترش می دهند )و بهترین خلق خدا -پیامبر- فرمود:هیچ پیامبری به اندازه من آزار ندید…و نواده ش در دشت کرب و بلا، از سوی همان کسان که به میهمانی دعوتش کرده بودند بیشترین آزارها را دید…و بیش از یازده قرن است که دوازدهمین حجت خدا سنگینی همه رنج های عالم را بر سینه سینایش تحمل می کند و اشک ریزان ظهورش را از خدا طلب می نماید…
تنها خدا می داند که مولای زمان و منتظرانش با چه رنج هایی روبرو بوده و هستند: رنج های زیستن در زمانه حاکمیت ظالمان وجائران، جنگ ها و فقرها و قحطی ها و فسادها و نفاق ها و دیدن مصائب مظلومان و به خاک و خون غلطیدن شهیدان و آه یتیمان و بیوه زنان و کثرت معاصی و تحریف دین و تعطیل احکام و تزویر منحرفان و هزاران رنج و شکنج که هرکدامش زخمی است بر روح و روان که اگر گویم زبان سوزد و گر خاموش مانم مغز استخوان سوزد…
اما با همه این ها مأموریم صبوری کنیم و لبخند بر لب داشته باشیم و به وظایف خویش عمل نمائیم و استقامت پیشه کنیم و از میدان نگریزیم و با استعانت از ذات لایزال شجاعانه موانع را از سر راه برداریم و دستگیری کنیم از ضعیفان و به دام شیاطین افتادگان و مقابله کنیم با منحرفان و اضلال گران که دام ها گسترده اند سر راه مومنان…
این روزهای سخت غربت و رنج را در روزگاران غیبت صاحب الزمان با یاد مصائب آل الله سپری می کنیم و بر پیشانی هر روز و ساعتش خواسته خود را حک می کنیم که العجل یا ولی الله و اللهم عجل لولیک الفرج…