رشد شخصیت اخلاقى

 
 
 
 
 
فرزندان شما چون موم در قلمرو دستان شما قرار دارند؛بنگرید که آنان را به چه شکلى در مى آورید و چه تندیسى از آنان مى سازید! دیوئى از نظریه پردازان مشهور تعلیم و تربیت گفته بود شما ده نوزاد را به من بدهید و بگوئید مى خواهید آنها چکاره شوند من آنان را همانگونه که مى خواهید برای شما خواهم ساخت: پزشک ،صنعتگر ، شاعر، سیاستمدار، نظامى،بازرگان، فیلسوف یا هر شخصیت دیگر.این هنر والدین و تعلیم و تربیت است که مى تواند شخصیت خاصى را در کسانى که هنوز رنگ نگرفته اند،ایجاد کند.این به معنای نفى نقش های وراثت یا اختیار انسانها نیست بلکه نشانگر نقش فائق و برتر تعلیم و تربیت است که مى تواند هویت فرد را شکل دهد…
 
گاهى یک تشویق،یک آفرین،یک جایزه چنان در روح یک فرد تأثیر مى گذارد که او را به یک موتور پر انرژی برای تلاش بیشتر در همان زمینه تبدیل مى کند و برعکس گاهى یک تنبیه و سرزنش و توبیخ ممکن است برای همیشه آن فرد را از ادامه راهى که مى رفته باز دارد.انواع حمایت ها یا عدم حمایت ها از یک فرد یا یک جریان،در رشد شخصیت آنها مؤثر است.بیان تجربه ها و آموزش راهکارهای توفیق در یک زمینه توسط مربی،به متربى کمک مى کند که در یک زمینه خاص،رنگ بیشتری بگیرد و در رشته اى به تخصص برسد.در زمینه منش و اخلاق نیز شخصیت افراد تحت تأثیر محیط و آموزش های رسمى و غیر رسمى و رسانه اى است.هر الگوئى که فرا روی افراد بگذارند به آن رنگ در مى آیند.به ویژه افراد مشهور و ظاهراً موفق هنری یا ورزشی که از رسانه ها مطرح مى شوند،بیشتر تأثیرگذارند…
 
هنجارهای اجتماعى نیز بر شخصیت افراد، موثرند.اگر در جامعه ای قبح یک عمل خلاف شکسته شود کم کم دیگران نسبت به آن بى تفاوت و خنثى خواهند شد.نباید در جامعه ،هنجارشکنان الگو شوند که اگر چنین شود نوجوانان و جوانان ،آنها را الگوى خویش قرار مى دهند و شخصیت شان آنگونه شکل خواهد گرفت.محتوای آموزش ها و پرورش ها باید براوردن یک شخصیت سالم و مفید و محکم و استوار و اعتدالى از یک شهروند و متربى باشد تا این شخصیت بتواند هم به خود و هم به دیگران کمک کند و مفید باشد.نبایدهنجارهای یک جامعه ،غیر اخلاقى باشد…
 
هدف نظام دینى که برگرفته از وحى است ، تربیت شخصیت های سالم و با ایمان و با صلابت و مفید و متعالى است.تمامى فضائل و رذائل در این فرهنگ تعیین شده و مربى با مهارت خاص باید روح افراد را به تدریج با ملکات اخلاقى خو دهد و طوری با بیان و عمل خویش ،ظاهر شود که افراد اختیاراً به سمت فضائل متمایل باشند تا رذائل.ایجاد انگیزه در آنها برای نمونه شدن با نشان دادن الگوهای متعالى از پیشوایان و حجج الاهى،بسیار کارساز است.اگر قصد و نیت مربى ساختن شخصیتى خدمتگزار به آستان مهدوى باشد باید علاوه بر تلاش های آموزشی و تربیتى،پیوند او را با آن امام همام برقرار کرده بطوریکه خود را در منظر امام ببیند و تلاش کند امام وقتى او را مى بینند مسرور شوند نه مغموم؛لبخند زنند نه افسرده شوند و او را بپسندند و برایش دعا کنند…
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه