راستی کن، که راستان رَستند/در جهان، راستان، قوی دست اند/ راست کاران بلندنام شوند/ کجروان نیم پخته، خام شوند!/ یوسف از راستی رسید به تخت/راستی کن، که راست گردد بخت…حرفی که نهی به راستی نه/کز هر هنریست راستی به…راستی موجب رضای خداست/کس ندیدم که گم شد از ره راست…سعدیا! راست روان، گوی سعادت بردند/ راستی کن که به منزل نرسد کجرفتار… آرى، دیگر از عوامل بزرگى، راستى و صداقت است زیرا فطرت پاک انسانى، طالب راستى است و مى خواهد که با کسانى همنشین باشد که دل و زبان و ظاهر و باطن شان یکسو و هماهنگ باشد. پیامبر خدا(ص)فرمود:”راستی، مبارک و دروغ نامیمون است١”؛امیر مومنان(ع)نیز فرمود: “راستی قویترین رکن ایمان است٢”و”وقتی خدا بندهای را دوست بدارد، راستی را به او الهام میکند٣”؛امام صادق(ع)نیز فرمود:”خداوند هیچ پیامبری برنیانگیخت جز با راستی در سخن و امانت داری نسبت به نیکوکار و بدکار۴” و” برای شناخت یک فرد، به راست گویی و امانت داری او توجه کنید نه طول رکوع و سجودش۵”…
مردم ،به انسان هاى راستگو و راست کردار،اعتماد مى کنند و حاضرند همه زندگى شان را نزد آنان به امانت گزارند لذا نزد مردم بزرگ جلوه مى کنند. در قرآن ،خداوند همه پیامبران و مردان الاهى و اولیاى خویش را به صفت راستگوئى توصیف نموده و ستوده است۶.در نقطه مقابل،دروغ سرچشمه همه گناهان شمرده شده است، امام عسگری(ع) فرمود: “تمام پلیدی ها در اطاقی قرار داده شده، و کلید آن دروغ است٧” زیرامهم ترین سرمایه یک جامعه اعتماد متقابل و اطمینان عمومی است و مهم ترین چیزی که این سرمایه را به نابودی می کشاند دروغ و خیانت و تقلب است.لذا قرآن کریم توصیه مى نماید که انسان با افراد صادق همراه و همنشین بشود:باشید:”ای کسانی که ایمان آوردهاید، از خدا پروا کنید و با راستگویان باشید٨”؛زیرا “رستگاری دنیا و آخرت در راستگویی است(بِالصِّدْقِ تَکُونُ النَّجَاه٩)؛ و “فرجام راستگویی، نجات و سلامت است١٠”؛ راستی ورز و رستگاری بین/یار شو خلق را و یاری بین/صادقی؟: هر چه جز خداست بباز/از بد و نیک با خدا پرداز/ترس کاری؟ به راست رفتن کوش/ور نداری، تو خود نداری هوش/گر حکیمی دروغ سار مباش/با کژو با دروغ یار مباش …
.
در مورد گستره و ابعاد صدق هم باید گفت: صدق در گفتار و سخن خلاف واقع به زبان نیاوردن، شناخته شده ترین بٰعد صدق و نخستین مرتبه آن است. اگر آنچه را که آدمی به زبان می آورد با واقع هماهنگ باشد، کلید گنج سعادت را در اختیار خواهد داشت که امیر مومنان فرمود:”کسی که سخنانش راست باشد مقامش شکوهمند گردد١١”و “کسی که گفتارش راست باشد جلالتش زیاد گردد١٢”.بُعد دیگر راستى در کردار است؛گاهی سخنی را که انسان به زبان می آورد با عمل و رفتار او مطابقت ندارد؛ قرآن کریم کسانی را که میان رفتار و گفتار آن ها هماهنگی نیست، سخت نکوهش کرده و این کار آنان را موجب خشم و نفرت الهی شمرده است:”ای کسانی که ایمان آورده اید! چرا سخنی می گویید که عمل نمی کنید. نزد خدا بسیار موجب خشم است که سخنی بگویید که عمل نکنید١٣”.امیر مومنان نیز فرمود:”ای مردم! به خدا سوگند من شما را به هیچ طاعتی وادار نمی کنم، مگر این که پیش از شماخود به آن عمل می کنم؛ و شما را از معصیتی نهی نمی کنم، مگر این که خودم پیش از شما از آن دوری می نمایم١۴”…از طریق صدق و راستى ،انسان به مقام صدیقین نائل مى شود؛ مقامى که از جهت فضیلت و ارجمندی در مرتبه پس از پیامبران الهی قرار دارد و نزد پروردگار عالم به عنوان پرافتخار «صدّیق» ملقب می گردد. در روایتی از امام باقر(ع) چنین آمده است:آدمی بر اثر صدق و راستی، به مرتبه ای می رسد که خداوند او را صدّیق می نامد؛این مقامى است که در قرآن ،هم ردیف مقام انبیا و شهدا و صالحان از آن یاد شده است:”آنان که از دستورهای خدا و پیامبر اطاعت کند، با کسانی خواهد بود که خداوند نعمت خود را بر آن ها ارزانی داشته است، از: پیامبران و صدّیقان و شهدا و صالحان. و آنان رفیق های خوبی هستند١۵”. وجود سراسر صداقت و حقیقت امام علی (ع) به عنوان کامل ترین مصداق صدّیق معرفى شده (که در روایت نبوّی آمده و من الصدیقین علی بن ابی طالب١۶) نشان دهنده عظمت مقام و والاییِ مرتبه صدیقین است و این افتخار براى صدیقین بس که همنشین مولا خواهند بود…
——————————-
١.بحارالانوار، ج۷۷، ص۶۹.
٢.غررالحکم، ج۱، ص۸۵.
٣.همان،ص٢٨٨.
۴.بحارالانوار، ج۷۱، ص۲.
۵.سفینهالبحار، ج۵، ص۶۵.
۶.سوره مریم،آیه ۵٠:(وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ صِدْقٍ عَلِیًّا).
٧.بحارالانوار،ج۶٩،ص٢۶۴.
٨.سوره توبه،آیه ١١٩.
٩.غرر الحکم ،ص٢١٨.
١٠.همان، ج۱، ص۴۶۶.
١١.همان، ج۴،ص٢٩۶.
١٢. همان،ج۵،ص٢٧٨.
١٣.سوره صف، آیات٢ و ٣.
١۴. نهج البلاغه، خطبه١٧۵.
١۵.سوره نساء، آیه۶٩.
١۶. شواهد التنزیل، ج١،ص١۵۴.