آن چنان فرهنگ شیعه و مذهب اهل البیت(ع) را تبیین و تعلیم و ترویج نمود که او را رئیس و بنیانگذار مذهب و تشیع را مذهب جعفرى نامیدند.امام جعفر بن محمد ملقب به صادق آل محمد(٨٣-١۴٨)،ششمین امام منصوص، مدت ٣۴ سال پرچم امامت را بر دوش داشت و در حساس ترین دوره که روزگار ضعف حکومت اموى بود،نهضت علمى را که از زمان پدر آغاز شده بود ادامه و گسترش داد . دشمنى ها و مزاحمت هاى پنج خلیفه اموى و دو خلیفه عباسى که با او همزمان بودند هماره ادامه داشت.او در مسابقه امویان و عباسیان براى حکومت دخالت نکرد و درخواست های ابو مسلم خراسانى و ابوسلمه را برای برعهده گرفتن خلافت رد کرد و در قیام عمویش زیدبن على نیز شرکت نکرد و شیعیان را نیز از قیام پرهیز داد و فرمود قیام به نتیجه نمى رسد و همینطور هم شد که امام فرمود)؛امام از این موقعیت که آنها سرگرم رسیدن به قدرت بودند براى نهضت علمى بهره ها برد و حدود ۴٠٠٠ راوى و محدث و فقیه تربیت نمود بطورى که بیشترین روایات معارفى و فقهى و اخلاقى در فرهنگ ما، از اوست. سرانجام نیز توسط منصور دوانیقى حاکم خونریز عباسى، مسموم و به شهادت رسید…
گفتم : از دیگر ابتکارات امام بگو.گفت:یکى سازمان وکالت است.از آنجا که شیعیان در مناطق مختلف پراکنده بودند و ارتباط با آنها بدلیل فشارهاى سیاسى دشوار بود امام مجموعهای از نمایندگان را در نقاط گوناگون تعیین کرد که از آن با نام سازمان وکالت یاد میشود.این سازمان وظایفی چون رسیدگى به مشکلات و پاسخدهى سوالات دینى و ارتباط میان امام و آنها و دریافت هدایا و وجوه شرعى را بر عهده داشت. سازمان وکالت در زمان ائمه بعد گسترش یافت و در غیبت صغراى امام زمان (ع)توسط چهار وکیل و نماینده انجام مى شد و با آغاز غیبت کبرىٰ پایان یافت. ابتکار دیگر امام تربیت جوانان براى مرزبانى از امامت و بنیادهاى دینى بود که نمونه آن را در مورد هشام بن حکم مى توان نام برد که او را براى مناظره با مبلغان افکار انحرافى مى فرستادند و سپس در حضور دیگر شاگردان مى خواستند که گزارش مناظره را داده و سپس مورد تشویق قرار مى داد که تفصیل آن در کتاب الحجه اصول کافى آمده است.خواستم این موضوع را بیشتر توضیح دهد،گفت:
از خود امام نیز در متون حدیثی ،مناظرات و گفتگوهایی میان متکلمان مذاهب دیگر و نیز برخی از منکران با ایشان در موضوعات مختلف چون وجود خدا،حدوث عالم، ردّ قیاس در احکام فقهى و… گزارش شده است. در برخی از مناظرات، شاگردان امام صادق(ع) در حضور وی در زمینهای که تخصص داشتهاند، با دیگران مناظره کردهاند. در این جلسات امام صادق(ع) بر مناظره نظارت کرده و گاه خود نیز وارد بحث شده است. برای مثال در گفتگو با عالمی اهل شام که خود درخواست مناظره با شاگردان امام صادق(ع) را داشت، امام از هشام بن سالم خواست تا در زمینه کلام با او گفتگو کند. همچنین از فردی که قصد مناظره با او را داشت، خواست تا در هر زمینه ای که می خواهد، ابتدا با شاگردانش گفتگو کند و در صورت غلبه بر آنها با خود امام مناظره کند. آن فرد در موضوع قرآن با حمران بن اعین، در ادبیات عربی با اَبان بن تغلب در فقه با زراره در کلام با مومن طاق و هشام بن سالم مناظره کرد و مغلوب شد…
شیخ طوسى در رجال خود از حدود ۳۲۰۰ راوى برای امام صادق(ع) نام میبَرد.شیخ مفید در کتاب ارشاد خویش شمار راویان او را به چهار هزار نفر میرساند.بیشتر نویسندگان اصول اربعمأه (اصول چهارصدگانه شیعه)، شاگردان امام صادق(ع) بودهاند. در مقایسه با دیگر ائمه، وی بیشترین شاگرد را از میان اصحاب اجماع داشته است که مورداعتمادترین روایان ائمه هستند.همچون زراره،ابو بصیر،حماد بن عیسى،ابن مسکان،هشام بن سالم و هشام بن حکم ، ابن بکیر،ابن سنان،ابان ابن عثمان و …مشهور است که جابر بن حیان دانشمند شیمى نیز از شاگردان امام بوده است.علاوه بر این مرتبت علمى ، در زهد و عبادت و رسیدگى به مستمندان،سرآمد عصر خود بود.روایاتى از انفاقهای پنهانی امام صادق(ع) رسیده که شبها ناشناس غذا و پول به خانه تهیدستان مى رساند. ابوجعفر خثعمى گوید امام صادق(ع) کیسه پولی را به او داد و از او خواست آن را به فردی از بنى هاشم بدهد و نگوید که چه کسی آن را فرستاده است. هنگامی که آن فرد پول را گرفت، برای فرستنده آن دعا کرد و از امام صادق(ع) گله کرد که به او رسیدگى نمى کند…!