دگراندیشان

 
 
 
 
 
زهره آخرین نوشته خود در موضوع ارتباطات را در مورد”دگراندیشان”نوشت:در سرزمین هاى اسلامى که مسلمانان اکثریت داشته اند هماره اقلیت هائى بوده و هستند که مسلمان نیستند؛ارتباط با اینان چگونه باید باشد؟ و کلاً با دگراندیشان چه در کشورهاى اسلامى یا غیر اسلامى چه رفتارى باید داشت؟ اصل نخست این است که مسلمان هماره ولایت خدا را بر جان خویش پذیرفته و اجازه نمى دهد تا ولایت کافران و دگراندیشان بر قلب او وارد شود: “مؤمنان نباید کفّار و دشمنان خدا و پیامبر را به جاى مؤمنان ، براى خود دوست و یاور بگیرند(لَا یَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْکَافِرِینَ أَوْلِیَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ١)حتى اگر آن دگر اندیشان، پدران، فرزندان، برادران و خویشاوندان آنان باشند٢؛زیرا پذیرش ولایت کافران کم کم به پذیرش حقانیت آنان منتهى مى شود و این مغایر پذیرش ولایت خدا و پیامبر و اولیاى اوست که فرمود: ولىّ شما خداست و فرستاده او و کسانیکه ایمان آورده و نماز را بپاداشته و در رکوع زکات مى دهند(إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَهُمْ رَاکِعُونَ٣)…
 
اما اگر آنان سر جنگ با مومنان را نداشته و یا در پناه دولت اسلامى هستند(مستأمن) یا با مسلمانان معاهده و پیمان دارند،باید حقوق انسانى آنها را پاس داشت و از محبت به ایشان دریغ نداشت.حضرت امیر(ع)در منشور حکومتى مصر، اینگونه سفارش آنان را به مالک اشتر مى نماید:”مهربانى به مردم و دوست داشتن آنها و لطف در حق ایشان را شعار دل خود ساز؛ چونان حیوانى درنده مباش که خوردنشان را غنیمت شمارى، زیرا آنان دو گروهند یا همکیشان تو هستند یا همانندان تو در آفرینش…۴” یعنى چون تو انسانند و باید حقوق انسانى آنها را محترم شمارى.براساس این اصل، تمامی حقوق و وظایفی که برای شهروندان مسلمان مشروع دانسته شده جز در چند مورد، برای شهروندان غیر مسلمان که به پیمان ذمّه وفادارند،نیز به رسمیت شناخته می­شود. به عبارت دیگر مسلمان و غیر مسلمان در اکثر موارد از نظر قانونگذار­ یکسانند و حقوق و تکالیف آنان برابر است…
 
حق حیات و زندگى و مصونیت فردی یا امنیت شخصی، و در امان بودن فرد از هرگونه تعرض و تجاوز مانند قتل، جرح، ضرب، توقیف، حبس، تبعید، شکنجه و سایر مجازاتهای غیر قانونی و خودسرانه یا اعمالی که منافی شئون و حیثیت انسانی اوست، مانند اسارت، تملک و بهره­کشی، بردگی، فحشا و غیره و حق دادرسى در دادگاه عدل بطور مساوى و برابر با مسلمین از دیگر حقوق دگراندیشان در جامعه اسلامى است. قرآن کریم بارها تعدی و تجاوز به حدود دیگران را به صورت عام تحریم نموده است:” تجاوز و تعدّی نکنید؛ زیرا خداوند تجاوزگران را دوست نمی دارد(وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ یُحِبِّ الْمُعْتَدِینَ۵).در پیمان نامه اى که با مسیحیان نجران پس از مباهله و پذیرش جزیه توسط آنان نوشته شد آمده است: “غیر مسلمانان نجران و اطراف آن در پناه و حمایت خدا و پیامبرش محمد(ص) می­باشند … هیچ شخصی از آنان به سبب ظلم دیگری مجازات نمی­گردد۶”
 
امیر مومنان(ع)اهمیت حق زندگی افراد را تا حدی می­داند که اگر حاکم اسلامی به ناحق و از روی عمد فردی را به قتل برساند، باید قصاص شود. ایشان در دستورالعمل حکومتی خویش به مالک بن حارث اشتر نخعی این چنین می­نویسد: “از ریختن خون به ناحق بپرهیز … مبادا که حکومت خود را با ریختن خون ناحق تقویت کنی … اگر مرتکب قتل عمد شوی، نه در برابر خداوند معذوری و نه در برابر من؛ زیرا قتل عمد، موجب قصاص می­گردد … نباید گردنکشی و غرور قدرتت، باعث گردد که خونبها­ی مقتول را به خانواده­اش پرداخت نکنی٧”؛ همچنین از شهروند مسلمان خود به سبب ریختن خون شهروند غیر مسلمانش اعلام تنفر و بیزاری جسته، می­فرماید: “کسی که مردی را امان دهد، سپس آن عهد خود را نقض کند و خون او را بریزد، من از قاتل بیزارم، حتى اگر مقتول در دوزخ جاى گیرد٨”…به اتفاق مذاهب اسلامی اگر شهروندان غیر مسلمان در منطقه­ای سکونت دارند که جدا از مناطق مسلمان نشین است، حق دارند ساختمانهای خود را به نحو دلخواه بنا کنند، اما در صورتی که آنان با مسلمانان در یک منطقه سکونت داشتند، حق ندارند ساختمانهای خود را بلندتر از ساختمانهای مسلمانان بنا نهند٩…
 
—————-
١.سوره آل عمران،آیه ٢٨
٢.سوره مجادله،آیه ٢٢
٣.سورهٔ مائده،آیهٔ ۵۵
۴.نهج البلاغه، نامه۵٣
۵.سوره بقره،آیه ١٩٠
۶.ابن کثیر،ج۵،ص۶۶
٧.شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید،ج١٧ص ١١٠
٨.وسائل الشیعه،ج١۵،ص۶٩
٩.امالى شیخ طوسى،ج٢ص۴۶
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه