هیچوقت توان دیدار چشم در چشم را در خود نمی بینم…
اگر چه نوای عاشقانه جمعه ها در ندبه های شور و حماسه این بوده است:یابن الحسن،روحی فداک /”متی ترانا و نراک”…اما روبرو شدن دل می خواهد!
آیا وقتی در مردمک چشمان نافذ خلیفه الله باشی،جرأت می کنی سرت را بلند کنی و در چشمانش نگاه کنی؟! من که از خجلت آب می شوم.نه فرمان برده ام ؛ نه در خور بوده ام؛ نه یاری کرده ام ؛نه خدمتی داشته ام که گزارش خدمت گویم؛نه کردار درستی داشته ام که روی دیدار داشته باشم؛ نامه تباه و روی سیاه ؛چگونه روی کنم به آن جلوه ماه؟!
راستی این خود یک باب سخن است،چه کنیم که لایق دیدار شویم و چون به دیدار نائل أئیم یارای دیدن آن ذخیره آل الله -حضرت بقیه الله – را داشته باشیم؟
در یک کلمه باید از “اصحاب “شویم. اصحاب نوفیق آن دارند که پروانه وار گرد او حلقه زنند و چشم در چشمش اندازند،دستور گیرند و فرمان برند و گزارش دهند و گرد غم از چهره اش زدایند و او را در اهدافش،مساعدت کنند و خالصانه خدمتش نمایند…
پیشوای ششم فرمود:هرکس خوشحال می شود که از اصحاب “قائم”(ع)باشد،باید انتظار پیشه کند؛تقوی پیشه گردد و زیبائی های اخلاق در او دیده شود:[من سرّه ان یکون من اصحاب القائم،فلینتظر ولیعمل بالورع و محاسن الاخلاق]
بر این اساس ، انتظار ،تقوی و محاسن اخلاق از شما یک یاور و مرزبان می سازد و از اصحاب او می شوید.
در این روزگاران ،”منتظر بودن” یعنی هماره و هر ساعت آماده دیدار و یاری او بودن،”تقوی”داشتن یعنی پاک بودن و آلوده به معاصی نشدن؛و “محاسن اخلاق” یعنی بهترین سلوک را با دیگران(چه موافق یا مخالف) داشتن.این هرسه از شما ،مرزبانی می سازد که برای امامش موجب زینت و افتخار است نه موجب رنجش و تکدر خاطر او که فرموده اند :”کونوا لنا زینا و لا تکونوا لنا شینا”…
البته در این زمانه عسرت – که از در و دیوار فساد جلوه گر است(ظهر الفساد فی البر و البحر)- ،تخلق به این صفات آسان نیست و همت بالا و اراده والا می طلبد اما با توسل و تمسک به خود آن بزرگوار،می توان توفیق آنگونه شدن را به دست آورد…در این صورت اگر دیدار با آن یوسف رحمانی دست دهد توان چشم در چشم شدن را خواهید داشت…