دوستى و معاشرت

 
 
 
 
 
گفت: دوستانت را معرفى کن،تا بتوانم شخصیت تو را حدس بزنم:تو اول بگو با کیان دوستى/ پس آنگه بگویم که تو کیستى! درست مى گفت زیرا نزدیک ترین افراد به انسان ،دوستان او هستند که از آنها رنگ مى پذیرد و منش و کنش او چون آنها مى شود: اخلاقش ،رفتارش،تکیه کلام هایش و باورهایش.پس باید در انتخاب آنها بسیار وسواس نشان دهد؛امروز همه طراران عقیده و دزدان اندیشه از طریق دوستى به شما نزدیک مى شوند و سرمایه ایمان شما را مى ربایند.جوانان بیشتر در معرض خطر چنین دوستانى هستند زیرا در این سنین، جوان نیاز به همراه دارد و این همراه اگر خوب و صالح باشد او را به راه صلاح مى برد و اگر ناشایست باشد به سوى فساد مى کشاند…
 
گفتم: چیست ملاک و میزان و معیار انتخاب دوست؟ گفت او را بیازماى به صداقت و امانت و ایمان.اگر در این سه معیار نمره خوبى گرفت لایق دوستى است وگرنه ،نه! راستگوى واقعى باشد،امانت دار باشد و راز تو را فاش نکند و ایمان به خدا و اولیاى او داشته باشد و برای این هر سه با هیچ قیمتى خریده نشود.دیگر اینکه بر دانش و معرفت تو بیفزاید و موجب کمال تو باشد نه اینکه از تو بکاهد و فضیلتى را در وجود تو خاموش نماید.اگر تشکیل خانواده داده اى دوستانى را به خانه خود راه ده که معاشرت با آنان بر خانواده و فرزندان تو،اثر سوء نداشته باشد.خلاصه هرچه در انتخاب دوست و معاشر،سختگیرتر باشى ،ضرر که نکردى هیچ، بلکه به خود منفعت رسانده اى!
 
چون مهم ترین وجهه زندگى خود را مرزبانى مهدوى قرار داده اى،تلاش کن با دوستانى که در این راه هستند پیوند گیرى و معاشر باشى تا تو را در این راه یارى رسانند و محکم تر کنند.وقتى پیوند و ملاط دوستى شما مهر مهدوى باشد مورد توجه خود آن بزرگوار نیز بوده و دست کرامت و عنایتش بر سر شما خواهد بود. همسر و فرزندان خود را نیز در همین مسیر قرار دهید تا آنها نیز در مسیر خدمتگزارى دوستانى مهدوى داشته باشند و رفت و آمدهاى خانوادگى با چنین افرادى باشد.اگر سفر زیارتى هم مى روید با کاروانى همراه شوید که چنین افرادى در آن باشند زیرا همسفران بر هم تأثیر گذارند و اگر چنین همراهانى داشته باشید سفرتان بسیار نتیجه بخش خواهد شد…
 
سخن آخر در مورد دوست،دوستى با خدا و اولیاى اوست.در دعاهای مأثور خود،مثل دعاى مشلول،خدا را به صفات زیباى “رفیق” و “شفیق” مى خوانى،چقدر زیباست آن کسى که خدا رفیقش باشد و او هم با خدا رفاقت کند ؛درد دل گوید؛ با او أُنس گیرد یعنى خدا انیس و مونس او باشد.آنقدر این دوستى شیرین است که گفتنى نیست… دوستى با اولیاى خدا مثل امام عصر ارواحنا فداه هم به همین شیرینى است.این دوست هم دستش باز است،هم هدایتگر است، هم وفادار و قدرشناس است هم کریم و رفیق نوازاست.دیگر چه مى خواهى؟وقتى تنهاى تنها شدى با این دوست مهربان خلوت کن و مانوس شو که انتهاى رفاقت و آقائى است…هم اساتیدمان طعم شیرین این رفاقت را چشیده اند و به ما توصیه کرده اند و هم خود تجربه کرده و شیرینى اش را در زندگى خود بالعیان چشیده ایم…
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه