چگونه مى توان با او دوست شد؟ چگونه مى توان قلب خود را مالامال از محبت او کرد؟ اصولاً چرا باید او را دوست بداریم؟ نوید با این سوالات ،سخن را به دوستى با امام کشاند و گفت مى خواهم معنای این فراز از زیارت آل یاسین را بدانم آنجا که مى گوید:”خدایا! از تو میخواهم که سینهام را از نور دوستی محمد و آل محمد، سرشار کنی، تا آن زمان که تو را ملاقات کنم(وَ اَن تَملَاَ قَلبِی نُورَ الیَقیِنِ… وَ مَوَّدَتِی نُورَ المُوالاهِ لِمُحَمَّدٍ وَ آلِهِ علیهم السلام حَتَّی اَلقاکَ)؛ گفتم:بحث را به دوستى و محبت کشاندى و دل را هوائى او کردى! محبت و مهر، گوهرى است که قلب و وجود هر انسانى را سرشار از نشاط مى کند:دل سراپرده محبت اوست/دیده آینه دار طلعت اوست/بی خیالش مباد منظر چشم/ زان که این گوشه جای خلوت اوست/تو و طوبی و ما و قامت یار/ فکر هر کس به قدر همت اوست…چه کسى بهتر از امام که محبتش در قلب ما جابگیرد؟امامى که خوب ترین و مهربان ترین و دلسوزترین است به ما…
گفت:ریشه این محبت چیست؟گفتم:ریشه این محبت ،به محبت پیامبر اکرم(ص)بر مى گردد که حق بزرگى بر همه ما دارد:حق وجود،حق هدایت،حق پدرى و حق حیات معنوى.خود ایشان فرمود:”خدا را دوست بدارید به خاطر نعمت هایى که به شما ارزانى مى دارد و مرا دوست بدارید به دلیل آن که خدا را دوست دارید و خانواده ام را دوست بدارید به سبب آن که مرا دوست دارید١“؛ همچنین فرمود:”هیچ یک از شما ایمان ندارد، مگر آنگاه که مرا از فرزند و پدر خود و از همه مردمان دیگر بیشتر دوست داشته باشد٢”؛و در سخنى دیگر فرمود:“هیچ یک از شما ایمان ندارد، مگر آنگاه که مرا از خودش بیشتر دوست داشته باشد و نیز خانواده مرا از خانواده خودش و خاندان مرا از خاندان خودش و نسل مرا از نسل خودش بیشتر دوست داشته باشد٣”؛و نهایتاً فرمود:”هیچ بنده اى ایمان ندارد مگر آنگاه که مرا از خودش دوست تر بدارد و خاندان مرا از خاندان خودش و خانواده مرا از خانواده خودش و جان مرا بیشتر از جان خودش دوست بدارد۴”…این یعنى اینکه مرا و خاندانم را عزیزتر از جان خویش دوست بدارد…
نوید: آیا محبت به امام زمان در میان امامان داراى ویژگى خاصى است؟گفتم:آرى.محبت به آخرین امام که داراى ماموریت خاصى است و آن چیره شدن دین و غالب گردیدن مسلمین بر کافران به دست آن حضر است ،شأنى خاص دارد. در روایت معراج از قول پیامبر(ص)،چنین مى مى خوانیم:در شب معراج،خداوند به من فرمود:آیا مى خواهى جانشینان خویش را ببینى؟گفتم: آری. فرمود: پیش بیا. چون پیش رفتم ناگاه علی بن ابی طالب و حسن بن علی و حسین بن علی و علی بن حسین و محمدبن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمدبن علی و علی بن محمد و حسن بن علی و حجت قائم را که همچون ستاره ای درخشان در میان آنان بود، دیدم. گفتم: ای پروردگار من! اینان کیستند؟ فرمود: اینان امامان هستند و این قائم است، حلالم را حلال و حرامم را حرام می نماید و از دشمنانم انتقام میگیرد، ای محمد او را دوست بدار که من او و دوست دارنده او را دوست دارم۵”…
١.علل الشرائع،صدوق ،ج١،ص١٣٩؛امالى،طوسی،ص٢٧٨و۵٣١.
٢.کنز العمّال ،ص٧٠.
٣.همان،ص٩٣.
۴.علل الشرائع،ج٣،ص١۴٠.
۵.غایه المرام،بحرانى به نقل از نعمانی.