پسرم مرا دعوت کرد تا از سیستم ایمنى که برای منزلش ایجاد کرده بود بازدید کنم ؛ یک بار دزد به خانه انها زده و هرچیز قیمتى که داشتند برده بود و حالا با مشاوره شرکت هاى متخصص سیستم هاى ایمنى، هزینه زیادى کرده بود تا راه نفوذ سارقان را کاملاً کور کند:سیستم آژیر براى همه درها و پنجره ها که حتى با قطع برق هم از کار نمى افتد؛درهای چندجداره با لایه اى از فولاد، قفل هاى رمزى؛ گاوصندوق کارگذاشته شده در داخل سازه ساختمان و…گفتم: بسیار عالی! خانه را کاملاً برای دزد ها غیر قابل نفوذ کرده اى؛ اما من یک دزد مى شناسم که به راحتى از هر مانعى عبور مى کند و همه داشته هایتان را مى دزدد و مى برد! با تعجب پرسید: کیست این دزد؟ گفتم: او دزد اندیشه و باور و ایمان است؛او شیطان است؛ او به راحتى به خانه روح ما ورود و نفوذ پیدا مى کند و با ابزار خود که وسوسه است در اعماق باورهاى ما وارد شده و سرمایه ایمان و پاکى ما را به یغما مى برد، و وقتى مطلع مى شویم که همه چیز خود را از دست داده و آس و پاس شده ایم…!
پسرم گفت: تا به حال من از این زاویه به شیطان فکر نکرده بودم که او را دزد سرمایه معنوى خود بدانم و برای عدم نفوذ او در خانه جان و روانم، برنامه ریزى کنم.چه تشبیه جالبی کردید بین دزد مادى و دزد معنوى؛ راستى راه بستن نفوذ این دزد معنویت چیست؟ گفتم: نزد امیرمومنان مى رویم و از ایشان راهنمایی مى جوئیم. گفت: رهنمود ایشان چیست؟ گفتم: نخست پناه بردن به خودخدا از شرّ وسوسه هاى اوست(استعاذه):”خدا را می ستایم و در اموری که باعث راندن و دور کردن محفوظ ماندن از دام ها و نیرنگ هاى شیطان است ، از او یاری می طلبم”١؛ دوم ، جدا نشدن از جمع مومنان و جماعت موحدان است:”هرکس که ترک جماعت کند و از مردم جدا شود و تکروى نماید، گرفتار (دام) شیطان گردد، همچنان که گوسفند از گله جدا شده و تنها مانده، طعمه گرگ خواهد شد!”٢. سوم دورى از خشم و غضب نابجاست. آن حضرت در نامه خود به حارث همدانی به او توصیه فرمود:”از خشم دوری کن ؛زیرا که خشم یکی از سپاهیان بزرگ ابلیس است”٣؛چهارم دورى از تکبر و تعصب نارواست که شیطان بخاطر همین از فرمان خدا سرپیچى نمود و رانده گشت:”شراره های تعصب و کینه های جاهلیت را که در قلب دارید خاموش کنید که این نخوت و تعصب ناروا در مسلمان، از تلقین ها و نخوت ها و فساد و وسوسه های شیطان است”۴…
گفت:آن دزدی که خانه ما را جارو کرد و برد و ما را برآن داشت که مواظبش باشیم و در برابرش این سیستم ایمنى را در خانه ایجاد کنیم، به اموال ما شبیخون زد که قابل جبران است و به جان و شخصیت ما ضربه نزد؛نمى دانم چرا در برابر شیطان که بطور پنهانى مى آید و درون خانه جان ما رخنه مى کند و همه شخصیت ما را مورد حمله قرار مى دهد و با شبهه ها و وسوسه های خود، ایمان ما را مى دزدد،هیچ حساسیتى نداریم و سیستم ایمنى برای مقابله با او ایجاد نمى کنیم. گفتم:درست گفتى پسرم، بزرگ ترین هنر شیطان آن است که ما را نسبت به خود، حساس نمى کند و در طول روزها او را فراموش کرده ایم و فکر نمى کنیم همین الان که به فکر حمله او نیستیم،حمله اش را آغاز کرده است و از طریق دعوت به گناه و خواندن مطالب شبهه ناک در فضای مجازی وارد جان ما شده است.امیرمومنان در مورد حمله پنهانى شیطان به انسان فرمود:شیطان گماشته و همراه اوست، گناه را در نظرش می آراید تا آن را مرتکب شود و او را به توبه امیدوار می کند، تا در آن تعلل و تاخیر ورزد”۵…
گفت:چه رفتارهایی ما را در برابر شیطان مصون مى سازد؟ گفتم:نخست رفتن به دنبال هدایات رهبران الاهى است زیرا خداوند از طریق آنها ما را نسبت به مقابله با این دشمن عنود، مصون ساخته است.پیامبران و امامان و امروز حضرت بقیه الله(ع)بهترین کهف حصین و پناهگاه ما در مقابل شیاطین هستند اگر به آنها متوسل و متمسک شویم شیطان را شکست داده ایم و به همین خاطر است که شیطان همه نیرویش را به کار مى گیرد که مانع پیوند افراد با ولى الله شود.دیگر مراقبت همیشگى خود است که در هرکارى بیندیشم الان شیطان از من چه مى خواهد تا من خلافش را انجام دهم.این هشدار امیرمومنان است:”فروتنی را انبار اسلحه میان خود و دشمنتان، ابلیس و سپاهیانش کنید؛ زیرا او در هر امتی لشکریان و یاران، و نیروهای پیاده و سواره دارد…او سواران خود را بر ضد شما بسیج کرده و با پیادگانش قصد راه شما را نموده تا از راه راست منحرفتان سازد…”۶؛و با جدیّت مگذار دشمنت با انحراف تو شاد شود:”شیطان را از خود بهره مند مساز و راه او را در نفس خود باز مگذار”(لا تجعلن للشیطان فیک نصیباً، و لا علی نفسک سبیلا)٧…
———————-
١.نهج البلاغه،خطبه١۵١.
٢.همان،حکمت١٢٧.
٣.همان،نامه ۶٩.
۴.همان،خطبه١٩٢.
۵.همان،خطبه۶۴.
۶. همان،خطبه١٩٢.
٧.همان، نامه١٧.