مقایسه مکتب خانه های قدیم با مدارس جدید ؛مقایسه کتاب های درسی آن زمان با این زمان؛ معلمان آن دوران و مربیان این دوران ؛ابزارهای آموزشى و روش هاى تدریس و…اختلاف شدیدى را نشان مى دهد که عاملش تغییر زمان و شرایط متفاوت دو دوره است.در شیوه های گذشته ،مطلبی آموخته مى شد که با آن دوره سازگار بود و اکنون مطالبى تدریس می شود که برای این دوره مناسب است.اکنون نه از تنبیه بدنى و چوب و ترکه معلم خبری هست و نه از نصاب الصبیان و عمّ جزءها.آن زمان معلم سالاری بود و این زمان شاگرد سالارى؛سخن بر سر این نیست که کدامیک بر دیگری رجحان دارد یا کدام صحیح است و کدام غلط، بلکه سخن در این است که زمان و دوران و شرایط زندگى متفاوت شده است و این تغییر و تفاوت،ایجاب مى کند که آموزش ها، متناسب با این دوران باشد…
محور تعلیم و تربیت،انسان است. انسان امروز برای زیستن به عنوان یک شهروند جهانى در دنیائى که دهکده جهانى اش گفته اند نیاز دارد حداقل چیزهائى که برای این زندگى لازم است بداند، به او یاد دهند تا توان زیستن در این جهان را بیابد و زندگى موفقى هم داشته باشد.مدارس و دانشگاه ها بخشی از این نیاز را پوشش مى دهند، بخش دیگر را والدین و رسانه ها و آموزش های غیر رسمى و دوستان و محیط ،انجام مى دهند.آموزش های دینى بسته به اینکه در بسترهای رسمى انجام گیرد یا غیر رسمى ،کارکردهای متفاوتى خواهند داشت.وقتى درس دینى در کنار آموزش های فنى و عمومى ارائه مى شود،کارکردش پس از نمره و قبولى،فراموشی است! اما وقتى در محیط های خانگى و غیر رسمى انجام مى شود و سازمان های دینى با همراهى خانواده ها متولى آن هستند گونه دیگرى است…
آموزش های دینى هم از شرایط خاص زمانى، جدا نیست. در روزگارى که دین در یک جامعه مورد هجوم افکار الحادی است به نوعى در آموزش ها بر مقابله با آن افکار،تأکید مى شود و اگر افکار التقاطی یا گرایشات وهابی و سلفى و فرقه های قدیم و جدید هجوم آورده باشد، در محتواى آموزش ها تغییراتى ایجاد خواهد نمود.اولیای تربیتى و دینى تلاش مى کنند ضمن حفظ افراد در این زمان، آنها را در برابر آن افکار مهاجم،با آموزش های خود مصون نمایند؛لذا شناخت مختصات فکری زمان و شرایط فکری مخاطبان،در برنامه ریزی های آموزشی تربیتى،ضرورى است…
اگر اوضاع سیاسى اجتماعى زمانه، شرایطی بوجود آورد که دین را کاملاً به حاشیه راند یا با آن مقابله نمود یا محتواهائى را به آن تحمیل نمود و مجالى برای قرائت خاص مورد نظر متولیان دینى برای حضور اجتماعى نماند،این آموزش ها تعطیل نمى شود بلکه ممکن است به خانه ها و تجمعات کوچکتر و چه بسا مخفى کشیده شود که در این شرایط دشوارى ها و محدودیت هائى حاکم مى شود که برای هریک باید چاره جوئى هائى نمود.تشیع بدلیل قرارگیری در اقلیت ،این تجربه را در قرن ها متمادی داشته است و نشیب و فرازهاى گوناگونى را پشت سر گذاشته اما خاموش ننشسته است و انتظار موعود عدالت گستر مهدوى ،مشعل امید او در این سالیان بوده است…