درسی از صدوق

 
 
اگر می خواهی گره از کارت باز و مشکلت حل شود،خدمتی به صاحب الزمان(ع)کن ! این درسی عملی است که شیخ صدوق (ره)عالم بزرگ و پر افتخار دین و صاحب یکی از کتب اربعه به ما آموزش می دهد.آن فقیه و متکلم عالیقدر که از مرزبانان بزرگ تشیع است – و خود به دعای امام عصر (ع) متولد شده  و مزارش اکنون در شهرری مطاف عاشقان آستان مهدوی است- در شرح زندگانی خویش و علت تألیف کتاب “کمال الدین و تمام النعمه” شرح می دهد که به رهنمود امام عصر(ع) چگونه مشکلات زندگی خود را با تألیف آن کتاب -که از بهترین و مهم ترین کتب  اصلی مهدویت است -برطرف نموده است:
 
آنگاه که برای ماموریت تبلیغی در نیشابور اقامت گزیدم ، دیدم بیشتر شیعیان در باره امام قائم علیه السّلام شبهه دارند و از راه راست منحرف گشته و به رأی و قیاس روی آورده اند. پس با استمداد از اخبار وارده از پیامبر اکرم و ائمّه اطهار صلوات اللَّه علیهم تلاش خود را در ارشاد ایشان به کار گرفتم تا  آنها را به حقّ و صواب دلالت کنم.همین ایام دوستى از علمای قم از بخارا بر ما وارد شد،…او نیز بر اثر مباحثاتی که در بخارا در موضوع مهدویت داشت از من خواست کتابی در موضوع  حضرت مهدی(ع) برایش بنگارم. درخواست او را پذیرفتم و به او وعده دادم که هر گاه خداوند وسایل مراجعتم را به محلّ استقرار و وطنم- شهر ری- فراهم کند به گردآوری آنچه خواسته است اقدام نمایم. 
در این میان، شبی در باره آنچه در شهر ری بازگذاشته بودم از خانواده و فرزندان و برادران و نعمت ها اندیشه می کردم که ناگاه خواب بر من غلبه کرد و در خواب دیدم گویا در مکّه هستم و به گرد بیت اللَّه الحرام طواف می کنم.  در شوط هفتم به حجر الأسود رسیدم آن را استلام کرده و بوسیده این دعا را می خواندم: این امانت من است که آن را أدا و پیمان من است که آن را وفا می کنم تا به ادای آن گواهی دهی.
 
در این هنگام مولایمان صاحب الزّمان- صلوات اللَّه علیه- را دیدم که بر در خانه کعبه ایستاده است و من بادلی مشغول و حالی پریشان به ایشان نزدیک شدم، آن حضرت در چهره من نگریست و راز درونم را دانست.بر او سلام کردم و او پاسخم را داد. سپس فرمود: چرا در باب غیبت کتابی تألیف نمی کنی تا اندوهت را زایل سازد؟ عرض کردم: یا ابن رسول اللَّه! در باره غیبت پیشتر رساله هایی تألیف کرده ام. فرمود نه به آن طریق، اکنون تو را امر می کنم که در باره غیبت کتابی تألیف کنی و غیبت انبیاء را در آن بازگوئی، آنگاه آن حضرت- صلوات اللَّه علیه- گذشت. من از خواب برخاستم و تا طلوع فجر به دعا و گریه و درد دل کردن و شکوه نمودن پرداختم و چون صبح دمید تألیف این کتاب را آغاز کردم تا امر ولیّ و حجّت خدا را امتثال کرده باشم …
او با یک خدمت علمی به آستان مهدوی مشکلاتش برطرف شد،آن کریم آل الله هیچ خدمتى را بی پاسخ  نخواهد گزارد… 

 

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه