دانشجویان

 
 
 
 
 
گفتم:حمید جان ! تو که سالهاست دانشجو هستى و شنیده ام دوره دکترایت تمام شده و همین روزها جلسه دفاعیه ات برگزار مى شود، براى ما در این نشست هاى فامیلى،از رسالت دانشجویان بگو…حمید گفت:بعضى فکر مى کنند فقط وقتى در دانشگاه مشغول تحصیل هستند باید دانشجو باشند؛نه! باید همه عمر دانشجو باشى نه فقط چند سال که در دانشگاه یا حوزه بطور رسمى دانشجوئى و طلبگى مى کنى.پیامبر خدا(ص)فرمود: “در زندگى یا دا

نشمند باش، یا دانشجو، یا مستمع و شنونده دانش یا دوستدار علم و پنجمی مباش که هلاک خواهی شد!”١؛ شبیه همین مفهوم را 

امام صادق(ع) به ابوحمزه ثمالی فرمود:”یا دانشمند باش یا دانشجو و یا دوستدار دانشمندان؛ و دشمن دانش و اهل آن مباش که به سبب آن هلاک می شوی”!٢.یعنى هیچ وقت نباید از دانش جدا شوى، چه در لباس تعلم یا تعلیم ؛در نوجوانى یا کهنسالى؛هیچگاه نباید دانشجوئى را ترک نمائى؛باید داش را دوست بدارى و دشمنش نباشی…

 

گفتم:البته به یاد داریم که پیامبر دانشجوئى را یک فریضه براى هر مسلمان اعلام نموده و فرمود: دانشجوئی، بر هر انسانی واجب است. همانا خداوند علم آموزان را دوست دارد(طََلَبُ العلمِ فریضهٌ عَلَی کلِّ مُسلمٍ ألا اِنَّ اللهَ یحِبُّ بُغاهَ العِلْم)٣؛اینکه ذات ربوبى و خداوند بزرگ،دوستدار دانشجوست و دانشجوئى را هم بر هر زن و مرد مسلمان فریضه شمرده،یک اصل مترقى است.حمید گفت:بعضى از ما وقتى فارغ التحصیل مى شویم با کتاب خداحافظى مى کنیم و گاهى یک نفس راحت مى کشیم و مى گوئیم بالاخره تمام شد! حالا که حرف پیش آمد،مى خواهم بگویم،من با همین واژه فارغ التحصیلى هم مخالفم! نباید هیچگاه از تحصیل،فارغ شویم و فکر کنیم از دانشجوئى،فراغت پیدا کرده ایم.به نظرم این شعار را در لوگوى دانشگاه تهران دیده بودم که :”میاساى زآموختن یک زمان”! باید به جاى فارغ التحصیلى،کلمه “پایان دوره”را به کار برد،مثلاً مراسم جشن پایان دوره لیسانس یا فوق لیسانس یا سطح دو حوزه یا سطح سه و امثال آن…

گفتم:بدین ترتیب،آیا مى توان گفت:رسالت دانشجویان،آموختن دائمى است؟ گفت:آرى و در این آموختن این مبانى را باید در نظر داشته باشیم:نخست اینکه در دانشجوئى قصد قربت کنیم و به عنوان یک کار و ماموریت الاهى آن را انجام دهیم.دوم آنکه هدف از علم آموزى،تفاخر و ریاست طلبى نباشد.امام صادق(ع)فرمود:کسى که به دنبال ریاست باشد، هلاک مى شود(مَنْ أَرَادَ اَلرِّئَاسَهَ هَلَکَ)۴؛امام باقر(ع) نیز فرمود:هرکس به دانشجوئى بپردازد تا نزد علما،مباهات نماید و نزد عوام،خودنمائى کند یا نظر مردم را به سوى خود جلب نماید،شایسته است جایگاهش از آتش پر شود؛همانا ریاست پسندیده اهل آن است نه دیگران!۵؛سوم محدودیتى در علم آموزى از نزد اقشار متفاوت نداشته باشد،علم را بیاموزد حتى از اهل نفاق یا کفر،که حضرت امیر(ع)فرمود:”دانش، گمشده مؤمن است. پس دانش بیاموز اگرچه از غیر مسلمان باشد و از اهل نفاق”۶؛چهارم،علمى بیاموزد که نافع باشد،هر چیزى شایسته آموختن نیست و هر دانش جوئى، کمال نیست…

گفتم:رسالت دیگر دانشجویان چیست؟گفت:از علمش به مردم سود برساند و آن علم را به کار بندد. امام باقر(ع) فرمود: آن کس از شما که دانش را آموزش دهد، پاداشی برابر دانش آموز دارد و البته آموزگار بر دانش آموز فضیلت و برتری دارد. پس دانش را از حاملان آن فراگیرید و آن سان که عالمان به شما آموخته اند، آن را به برادرانتان بیاموزید!”٧؛و نیز امام باقر(ع)فرمود:  دانشمندی که از دانش او بهره ببرند، از هفتاد هزار عابد برتر است(عالِمُ ینْتَفَعُ بِعِلْمِهِ افضَلُ مِنْ سَبْعَینِْ اَْلفَ عابِد)٨؛پیامبر خدا(ص)نیز فرمود:عذاب شدیدى در قیامت در انتظار کسى است که به علمش عمل نمى کند و علمش به او سودى نمى رساند.دیگر آنکه این علم،این دانشجوئى و استادى،نتیجه اش خدا ترسی و پرواپیشگى عالم و متعلم باشد؛امام صادق(ع)فرمود: دانشمند کسی است که چون به او نگاه کنى، تو را به یاد آخرت اندازد،اگر چنین نباشد نگاه به او فتنه است…”١٠؛و در پایان: هرچه دانشمند تر شود، متواضع تر شود و بداند که نمى داند زیرا برترین دانش مرد این است: بداند که نمى داند!:تا بدانجا رسید دانش من /که بدانم همى که نادانم…

———————–

١. منیه المرید , جلد١،ص١٠۶. 
٢و ٣.اصول کافى،ج١،ص٣٠و٣۴.
۴.همان،ج٢،ص٢٩٨.
۵.همان،ج١،ص۴٧.
۶.نهج البلاغه،حکمت٢٠۵.
٧.اصول کافى،ج٣،ص١٧٢.
٨.مجموعه ورام،ج١،ص٨۴. 
٩.همان،ص٢٢٠.
١٠.همان،ص٨۴.
١١.همان،ص٨٢.
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه