دابه الارض

 
 
 
 
در قرآن واژه اى به نام “دابّه الارض” در یکى از آیات به کار رفته است که به امیرمومنان (ع)و دوران پس از ظهور حضرت مهدى(ع)، تأویل شده است.آیه چنین است: “و چون حکم [عذاب] ما بر آنان تعلق گرفت بر ایشان دابه الارض را از زمین برآوردیم که با آنان سخن بگوید”(وَ إِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیهِمْ أَخْرَجْنَا لهَُمْ دَابَّهً مِّنَ الأَرْضِ تُکلِّمُهُمْ)١. “دابّه” به معنى زنده و جنبنده و “ارض” به معنى زمین است و علاوه بر انواع جنبدگان که در روى زمین هستند، انسان را هم در بر مى گیرد:”هیچ جنبنده‏اى در زمین نیست مگر اینکه روزى او بر خدا است و خدا قرارگاه و آرامش گاه او را مى داند و همه چیز در کتاب مبین الاهى ثبت است”(و ما مِنْ دَابَّهٍ فِى اْلأَرْضِ إلاّ عَلَى اللَّهِ رِزْقُها وَ یَعلمُ مُستقرّها وَ مُسْتَودعُها کلٌّ فى کتابٍ مبین)٢.دو کاربرد دیگر که دابّه را بر انسان حمل نموده است عبارتند از :”اگر خداوند مردم را به خاطر ستم هاشان مجازات مى‏کرد، جنبنده‏اى را بر صفحه زمین باقى نمى‏گذاشت(وَ لَوْ یُؤاخِذُ اللَّهُ النّاسَ بِظُلْمِهِمْ ما تَرَکَ عَلَیْها مِنْ دَابَّهٍ)٣؛ و نیز: “بدترین جنبندگان نزد خداوند افراد کر و گنگى هستند که چیزى نمى‏فهمند”(إنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذینَ لا یَعْقِلُونَ)۴… 
 
در روایات متعددى ،”دابّه الارض”بر شخص امیرمؤمنان على(ع)تأویل شده است:در تفسیر على بن ابراهیم از امام صادق(ع)مى ‏خوانیم: مردى به عمار یاسر گفت آیه‏اى در قرآن است که فکر مرا پریشان ساخته و مرا در شک انداخته است، عمار گفت: کدام آیه؟ و او آیه “دابّه من الارض” را خواند و گفت: این کدام جنبنده است؟ عمار به او گفت: به خدا سوگند من روى زمین نمى ‏نشینم، غذائى نمى‏خورم و آبى نمى ‏نوشم تا دابّه الأرض را به تو نشان دهم! سپس همراه آن مرد به خدمت على(ع) آمد، در حالى که غذا مى‏خورد هنگامى که چشم امام (ع)لیه به عمار افتاد، فرمود بیا، عمار آمد و نشست و با امام (ع)غذا خورد. آن مرد سخت در تعجب فرو رفت و با ناباورى به این صحنه مى ‏نگریست زیرا که عمار به او قول داده بود و قسم خورده بود که تا به وعده‏اش وفا نکند غذا نخورد، گوئى قول و قسم خود را فراموش کرده است. هنگامى که عمار برخاست و با على(ع)خدا حافظى کرد، آن مرد رو به او کرده گفت: عجیب است تو سوگند یاد کردى که غذا نخورى و آب ننوشى و بر زمین ننشینى مگر اینکه دابّه الأرض را بمن نشان دهى؟ عمار در جواب گفت:من او را به تو نشان دادم اگر مى‏فهمیدى۵..! 
 
نظیر همین حدیث در تفسیر عیاشى از ابوذر رحمه الله علیه نقل شده است.علاّمه مجلسى نیز در بحار الانوار با سند معتبرى از امام صادق علیه السلام چنین نقل مى‏کند که: على علیه السلام در مسجد خوابیده بود، پیامبر صلى الله علیه و آله آنجا آمد، على علیه السلام را بیدار کرد و فرمود:”برخیز اى جنبنده الهى”!( قم یا دابه الله): یکى از یاران عرض کرد اى رسول خدا آیا ما حق داریم یکدیگر را بر چنین اسمى بنامیم؟ پیامبر فرمود: نه، این نام مخصوص او است، و او است دابه الارض که خداوند در قرآن فرموده: (وَ إِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیهِمْ أَخْرَجْنَا لهَُمْ دَابَّهً مِّنَ الأَرْضِ) … سپس فرمود:” اى على! در آخر الزمان، خداوند تو را در بهترین صورت زنده مى‏کند و وسیله‏اى در دست تو است که دشمنان را با آن علامت مى‏نهى”۶. خود امیرمؤمنان(ع) در ضمن خطبه مفصّلى بعد از شرح کشته شدن دجّال می فرماید: پس از آن طامّه کبرى است. اصحاب پرسیدند: “طامه کبرى”چیست؟ فرمود:خروج دابّه الارض است که در نزدیکى صفا ظاهر می شود. انگشتر حضرت سلیمان و عصاى حضرت موسی در دست اوست؛هنگامی که سر را بلند می کند همه کسانى که در میان مشرق و مغرب هستند به قدرت الهى او را می بینند٧…
 
چنان که دیدیم از نظر روایات اهل بیت عصمت و طهارت هیچ تردیدى نیست که منظور از “دابه الارض”رجعت وجود مقدّس حضرت على بن ابى طالب(ع) می باشد.همان طور که ایشان در آخرت، “قسیم الجنه و النار”هستند، در رجعت نیز دوست و دشمن را از یکدیگر جدا می کنند و بر روى بینى دشمنان مهر باطله می زنند٨. خروج دابه الارض یکى از نشانه هاى دهگانه قیامت (اشراط الساعه)است که بیش از قیامت بدون تردید تحقق خواهند یافت.از بررسى احادیث، به این نتیجه می رسیم که روایات اهل سنّت در مورد دابه الارض دقیقا با روایات شیعه منطبق است. جز این که فقط به نام امیرمومنان تصریح نکرده اند که البته به دلائل تاریخى و دشمنى حاکمان و سانسور شدیدى که در مورد آن حضرت انجام مى دادند و حتى بر منابر بنى امیه ایشان را سبّ مى نمودند،قابل درک است٩…
———————–
١. نمل/٨٢.
٢.هود/۶.
٣.نحل/۶١.  
۴.انفال/٢٢. 
۵.تفسیر علی بن ابراهیم ذیل آیه ٨٢ نمل.
۶.بحارالانوار ج ۳۹ ص ۲۴۳؛ تفسیرقمی ص ۴۷۹ ؛تفسیر صافی ج ۴ ص ۶۷۴ ؛نورالثقلین ج ۴ ص ۹۸، تفسیر برهان ج ۳ ص ۲۰۹.
٧. تفسیر تبیان ج ۸ ص ۱۱۹ و نور الثقلین ج ۴ ص ۹۸.
٨.بحار الانوار، ج ۵۳، ص ۱۲۷.
٩.رجعت، محمد خادمی شیرازى، ص ۶۵. 

 

 

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه