خودشناسى

 
 
 
 
 
مبحث “آئین ما”،در پایگاه خبرى،هر روز مخاطبان بیشترى مى یافت و نشان مى داد جاى خود را بین مردم باز کرده است ؛خود بچه هاى نویسنده نیز با دیدن این اقبال،شورشان براى ادامه بیشتر مى شد.دو موضوع خود شناسى و خودسازى را لیلا پذیرفت و اولى را ارسال کرد:از زیباترین جنبه هاى معرفتى در آئین ما ،تأکید فراوان بر خودشناسى و معرفه النفس است؛ بطورى که آن را کلید معرفت هاى بعدى شمرده اند.به این کلمات از امیرمومنان(ع) دقت کنید:خودشناسی سودمندترین دانش هاست(معرفه النفس انفع المعارف١)؛نهایت معرفت آن است که انسان خود را بشناسد(غایه المعرفه ان یعرف المرء نفسه٢)؛کسی که به شناخت خود دست یابد به بزرگ ترین رستگاری و پیروزی رسیده است(نال الفوز الاکبر من ظفر بمعرفه النفس٣)؛بزرگ ترین حکمت آن است که انسان خود را بشناسد(افضل الحکمه معرفه الانسان نفسه۴)؛بزرگ‏ ترین نادانی خود ناشناسی انسان است(اعظم الجهل جهل الانسان امر نفسه۵)؛در جهل انسان همین بس که خود را نشناسد(کفی بالمرء جهلاً ان یجهل نفسه۶)…
 
راستى چرا این اندازه خودشناسى مهم است و بر آن تأکید شده و آن را انفع المعارف(سودمندترین شناخت ها) نامیده اند؟ به نظر من،اهمیت این معرفت،در نتائجى است که از این معرفت حاصل مى شود؛ به عبارت دیگر اهمیت خودشناسی به سبب نقشی است که خودشناسی در تحقق کمال انسان دارد. کسى که با نگاه دقیق، به خود بنگرد و ویژگى هاى خویش را ببیند و در آنها تأمل نماید،به دستاورد بزرگى دست مى یازد زیرا با دقت در خود،مى یابد که من یکپارچه فقر و نیاز هستم و اگر نیروى دیگرى مرا نگاه نداشته باشد چند ثانیه هم دوام نخواهم داشت؛اوست که مرا از بیدارى به خواب،از خواب به بیدارى؛از شادى به غم و از غم به شادى؛از نادانى به دانائى و از دانائى به نادانى و فراموشی؛ از ناتوانى و ضعف به قدرت و توانائى و از توانائى به ناتوانى؛ از نگرانى وتشویش به آرامش و از آرامش به نگرانى؛از نطفه و علقه و مضغه و رحم مادر به کودکى و بعدبه نوجوانى و از نوجوانى به جوانى و سپس پیرى و از حیات به مرگ مى برد و من در برابر آن نیرو، ناتوان و نیازمند و در فقر کامل هستم؛نتیجه این شناخت از خود این مى شود که :این “من”، سراسر فقر است و  و ضعف و احتیاج و نیازمند و وابسته به یک نگهدارنده…
 
انسان با کاویدن خویش و رسیدن به خود شناسی وجدانى، خود را موجودی وابسته و فقیر می ‏یابد؛موجودی که همه احوال او اعم از حیات، علم، قدرت، محبت و اراده و دیگر اوصاف و افعالش، وابسته به موجودی است که از لحاظ حیات، علم و قدرت نامتناهی است. این درک حضوری و وجدانى به فقر خود نسبت به خداوند، نتیجه شناخت نفس به صفت فقر و نیازمندی است که همزمان با شناخت نفس، در نفس انسان حاضر است و از هرگونه قیاس و استدلال مستغنی است.این است که خودشناسی، به خداشناسی می‏انجامد؛پیامبر اکرم(ص) می فرماید:کسی که خود را بشناسد، همانا پروردگارش را شناخته است(من عرف نفسه عرف ربه٧).نتیجه این معرفت،اعتماد و اتّکا به این خالق مهربانى است که هرلحظه در او حیات و زندگى و قدرت و علم و انواع تحولات و تغییرات را ایجاد مى نماید و ادامه حیاتش وابسته به اوست.برمى خیزم به قدرت اوست؛ مى نشینم به مدد اوست(بحول الله و قوّته اقوم و أقعد)؛پس خود را در مسیر خشنودى او قرار دهم و تسلیم اوامرش باشم که جز خیر برایم نخواسته و جز به سعادت رهنمونم نخواهد ساخت… 
 
اهمال و غفلت از خودشناسى،ما را از نتایج سودمندش محروم مى سازد.بازهم از کلمات مولا على (ع)مدد مى گیریم: نسبت به خویشتن، نادان مباش زیرا کسی که به شناخت خویش نادان است به همه چیز نادان است(لا تجهل نفسک فان الجاهل معرفه نفسه جاهل بکل شی‏ء٨) و نیز:کسی که خود را بشناسد با آن مجاهده می‏کند و کسی که به خویشتن جاهل باشد نفس خود را وا می‏گذارد(من عرف نفسه جاهدها، و من جهل نفسه اهملها٩)و در نهایت: کسی که خویشتن را نشناسد از راه رستگاری دور می‏شود و به گمراهی و نادانی ها مبتلا می‏شود(من لم یعرف نفسه بعد عن سبیل النجاه و خبط فی الظلال و الجهالات١٠) و نیز:برترین خرد شناخت انسان از خویشتن است، پس کسی که خود را بشناسد خردمند است و کسی که خود را نشناسد گمراه است(افضل العقل معرفه الانسان بنفسه فمن عرف نفسه عقل و من جهلها ضل١١)…نگذاریم غفلت از خویش ،ما را از نتایج معرفه النفس محروم سازد.دنیاى امروز ،دنیاى غفلت هاست، رسانه ها و گوشى هاى همراه و مشکلات و گرفتارى ها نمى گذارد لحظاتى با خود خلوت کنیم تا ببینیم چه هستیم و چگونه باید باشیم و به کجا باید تکیه کنیم و پشتیبان ما کیست…؟
 
———————-
١. شرح غررالحکم و دررالحکم (خوانساری)، ج۶،ص١۴٨‏
٢. همان، ج۴،ص٢٧٢‏
٣. همان،ج۶،ص١٧٢ 
۴. همان، ج٢،ص۴١٩‏
۵. همان، ج٢،ص٣٨٧‏
۶. همان، ج‏۴، ص۵٧۵ 
٧.همان،ج۵، ص١٩۴
٨.همان،ج۶،ص٣٠۴
٩.همان، ج‏۵ ،ص ١٧٧-١٧٨   
١٠. همان، ج ۵،ص۴٢۶   ‏
١١.همان، ج٢ ،ص ۴۴٢
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه