انسان ترکیبى از بدن و روح است.وقتى خداوند پیکر آدم را از طین(ترکیبى از آب و خاک) خلق نمود، روح را در آن قرار داد تا موجودى داراى حیات شد(و نفخت فیه من روحى١).در واقع بدن،لباس و پوشینه روح است و اگرچه عظمت و وسعت روح بسیار گسترده تر از بدن است اما به حکمتى در زندان تن، قرارش دادند و بدن را مالکش گردانیدند و بین آن دو تعلق و دلبستگى ایجاد نمودند.هر وقت هم این تعلق برداشته و روح از بدن جدا شود، بدن پیکرى بى جان است و مرگ او فرا مى رسد. در خواب هم موقتاً روح از بدن جدا مى شود و با بازگشتش،بیدارى رخ مى دهد(الله یتوفى الانفس حین موتها واللتى لم تمت فى منامها٢).روح نیز مجرد نیست و جسم است اما جسمى لطیف.امام صادق(ع) فرمود:روح جسم لطیفى است که کالبد ستبرى بر آن پوشانده شده است(الرُّوحُ جِسمٌ رَقِیقٌ قد اُلبِسَ قالَبا کثیفا٣) . چنانکه گفته شد روح یکى از مخلوقات الاهى است که پیش از بدن بوده و بعد از آمادگى بدن،خداوند از این روح به او افاضه نموده و علاقه بین آن دو ایجاد مى شود و انسان،حیات مى یابد.این روح،روح الحیات است…
اما در مورد چیستى روح، به صراحت در قرآن آمده است که دانش بشر براى درک آن کافى نیست:”از تو در باره روح می پرسند، بگو: روح از امر پروردگار من است و جز اندکی از علم آن به شما داده نشده است١۶”. فهم ماهیت هیچ کدام از انواع روح،چه روح الحیات و چه مخلوق عظیم روح یا روح الامین و روح وحى و…قابل درک براى بشر نیست و دانش آن در انسان ها نیست و کنکاش هاى بشرى در این زمینه،راه به جائى نمى برد چون بشر در حیطه ماده است و درک عوالم و موضوعات ملکوتى براى او مقدور نیست.گاهى اولیاى الاهى که دسترسى به علوم ملکوتى دارند اخباراتى از آن عوالم داده اند:”چون خداوند مى دانست که اگر ارواح در همان موقعیت والا و بلند مرتبه اى که دارند رها شوند بیشترشان در برابر خداوند عزّ و جلّ ادّعاى ربوّبیت (و بى نیازى از خداوند) خواهند کرد،آنها را محتاج و وابسته به ابدان نمود١٧”؛”ارواح لشکریانى فراهم آمده هستند،آنها که یکدیگر را بشناسند با هم انس مى گیرند و آنان که همدیگر را نشناسند از هم جدا مى شوند١٨”؛”بدن را شش حالت دست مى دهد: سلامت ، بیمارى ، مرگ ، زندگى ، خواب و بیدارى . روح نیز چنین است :حیاتش به دانش و مرگش به نادانى و بیماریش به شکِّ و سلامتش به یقین او و خوابش به غفلت او و بیداریش به هشیارى اوست١٩”…
١.حجر/٢٩؛ص/٧٢.
٢.زمر/۴٢.
٣.بحارالانوار،ج۶١،ص٣۴،ح٧.
۴.قدر/۴.
۵.تفسیر برهان.ذیل آیه.
۶.معارج/۴.
٧.نبأ/٣٨.
٨.شعرا/١٩٣.
٩.نحل/١٠٢.
١٠.بقره/٩٧.
١١.بقره/٨٧و٢۵٣.
١٢.مائده/١١٠.
١٣. مجادله/٢٢.
١۴.شوری/۵٢.
١۵. غافر/١۵.
١۶. اسراء/٨۵.
١٧.توحید صدوق/ص۴٠٢،ح٩.
١٨.کنزالعمال/ح٢۴۶۶٠.
١٩.بحارالانوار،ج۶١،ص۴٠،ح١٠.