خطا و لغزش از هر انسانى ممکن است سربزند چراکه انسان،ممکن الخطاست اما از کسی که خود را فرستاده خدا مى داند،نباید خطا و اشتباه و لغزش سر بزند زیرا مردم را به راه خطا مى کشاند و راه خدائى را مخدوش و ملکوک مى سازد و مردم چون به خطایش واقف شوند به خدا بدبین شوند و نبوت را به سخره نشینند.از اینجاست که خداوند، فرستادگانش را به مقام عصمت و پاکى از لغزش و خطا رساند تا به آنها اعتماد کنند و تبعیت نمایند و آسوده خاطر به راهشان روند.او ،پیامبرش محمد مصطفى صلى الله علیه و آله را به این صفت در قرآن ستود و فرمود:او از روى هوای نفس سخن نمى گوید و سخنش وحیى است که به او فرود آمده(ما ینطق عن الهوىٰ إن هو الّا وحى یُوحىٰ).به همین برهان اگر مدعى رسالت،اشتباه کند و به خطا رود معلوم آید که پیمبر نیست و ادعایش گزاف و کذب است…
علامه فقید محیط طباطبائى گزارش مى کند که پژوهشگران و عالمان تنها در یک نوشته بهاء الله به نام ایقان -که بهائیان آن را بسیار بزرگ مى دارند و مقدس و آسمانى مى شمرند- خطاهای فاحش و لغزش هاى ادبى و محتوائى بسیار نشان داده اند ،چنین کتابى چگونه تواند وحى شمرده شود و آورنده ان پیامبر نام گیرد؟! او مى نویسد:آقای محمّد رضای افضل که ایقان چاپ اصلاح شده ١٣١٨قاهره را مورد مطالعه قرار داده هشتاد و چهار خطای آن را در کتاب مطبوع «فلتات و خطئات» بر شمرده است.همچنین آقای ابوتراب هدائی در چاپ سوم از کتاب «این دین نیست» چهارصد و پنجاه مورد تفاوت یا تصحیح میان یک نسخهی خطی از کتاب ایقان که در دست داشته با نسخه چاپ اول سربی قاهره یافته و در برابرهم در جدولی نهاده است. علاوه بر آن در ضمن نقل ده آیه از قرآن کریم تصرفاتی یافته و نوشته است.علاوه بر آن عدهای از جوانان فاضل پژوهشگر در تهران از مقابله دقیق چاپ اول ایقان با پنج چاپ دیگرجدولی فراهم آوردهاند که ۴٨۴مورد اختلاف را در آن جدول قید کردهاند.نیز خطیب فاضل آقای حاجی شیخ محمود حلبی علاوه بر نقل جدول اختلافات مزبور، صد و پنجاه و چهار غلط ادبی از متن ایقان بیرون آورده و در کتاب «پژوهش جامع در بارهی ایقان» تألیف خود به تفصیل یاد کرده است”…
جالب است که تشکیلات بهائى متوجه بعضی از این اغلاط و خطاها شده در چاپ هاى بعدى به اصلاح آنها پرداخته است غافل از آنکه اولاً آن نسخه هاى قدیمى با همان خطاها موجود و در دید پژوهشگران است و ثانیاً سیاق بیان و نوع استدلال با ان تصحیحات راه به جائى نمى برد و همچنان خطا را نشان مى دهد مثل اینکه بهاء الله آیه اى از قرآن را تحریف نموده و بر اساس آن استدلال باطلى نموده است(یوم یأتى الله فى ظلل من الغمام …). در چاپ بعدى آیه را درست کرده اند ولى استدلال او بجاست و همچنان بر اساس همان آیه تحریف گشته معنا مى دهد.از نظر پژوهشگران این چه کتاب آسمانى است که سرشار از خطا باشد و پیروانش باید آن را تصحیح کنند؟!
چنین رفتارى (یعنى تغییر اغلاط کتاب ها در چاپ هاى بعدى) را تشکیلات بهائى با سایر آثار هم انجام داده است مانند آنچه که با کتاب(نظر اجمالى به دیانت بهائى) مبلغ بزرگ و مورد تایید شوقى افندى رهبر سوم بهائیان،انجام داده و مطالب آن را باژگونه کرده اند تا خلائى که در رهبرى بهائیت بعد از درگذشت شوقى پدیدآمد به نوعى چاره جوئى کنند.اما فریاد مولف آن احمد یزدانى را موجب شده که در رنجنامه هائی اعتراض آلود خطاب به بیت العدل منعکس نموده است . این تحریف و تغییر کتابها در چاپ های بعدى، نشانگر غیرالاهى بودن آئین است زیرا نشان مى دهد پدید آورندگان آنها انسان های ممکن الخطا هستند نه فرستادگان خدا که مقام عصمت دارند و مصون از خطا و گناه و لغزش اند…