از جمله صفات زیبای پیامبر ما غیر از “رحمه للعالمین/ رحمت برای جهانیان” و”سید المرسلین/ آقا و سرور رسولان”، یکى هم صفت “خاتم النبیین/پایان بخش پیامبران” است.مفهوم این صفت نورانى این است که نبوت و رسالت به وجود شریفش پایان یافت و شریعتش به عنوان “آخرین شریعت الاهى “معرفى گشت.نشان زیبای ختم نبوت ،فقط بر اندام او و شریعتش،نشست و وصف جاودانگى دینش، اینگونه در قرآن آمد: محمد -صلى الله علیه و آله- پدر هیچیک از مردان شما نیست(یعنى فرزند پسر ندارد)اما فرستاده خدا و آخرین پیامبران است(ما کان محمدٌ اَبٰا اَحدٍ من رجالکم و لکن رسول الله و خاتَم النبیین).یعنى دین اسلام تا پایان جهان تداوم دارد و تنها آئین مورد رضایت الاهى است و گرایش به آئینى جز آن مقبول درگاه الاهى نیست(وَمَن یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلَامِ دِینًا فَلَن یُقْبَلَ مِنْهُ )…
چرا این دین قابلیت ختمیت و جاودانگى دارد؟ زیرا کامل ترین دین از جنبه های معرفت شناسی و پایدارترین شریعت برای احکام و وظایف شخصى و اجتماعى و معنوى و عبادى است.قرآن،منشور جاودانه این دین،آخرین کتاب الاهى است که هدایت جهانیان در دستور کار اوست(تَبَارَکَ الَّذِی نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَىٰ عَبْدِهِ لِیَکُونَ لِلْعَالَمِینَ نَذِیرًا)؛
دیگر ویژگى ها و قابلیت ها: وجود امامان منصوب از طرف خداوند به عنوان مبین کتاب و هادیان خلق ؛ برنامه ریزى و ماموریت فراگیر برای مومنان به منظور تعلیم و تبلیغ و هجرت و ارشاد ونشر آموزه ها ؛ نظام حقوقى و فقهى حکیمانه برای موضوعات ثابت و متغیر.این ها همه زمینه هائى است که این دین را قابلیت جاودانگى مى دهد…
اگر با ختم نبوت،پیامبری پایان پذیرفته، خداوند چگونه و به چه طریقى هدایت های خویش را به مردم مى رساند؟پاسخ:از طریق امامان (اما نه به شکل وحى زیرا وحى با قرآن ،پایان پذیرفت )اما از طریق اعطای علم و الهام و نزول اخبارات غیبى بر قلب و فؤاد امام در موقعیت های ویژه مثل شب قدر، این ارتباط تداوم دارد.حفظ دین از تحریف،در گرو تبیین عالمانه آنها صورت پذیرفته و تنها قرائت صحیح از دین،قرائت مبتنى بر میراث علمى آنان است.مکتب علمى اهل البیت علیهم السلام،در طول این سالها و قرون،میلیون ها عالم فرهیخته را تربیت نموده که هرکدام مشعلی فروزان فرا راه هدایت خلق بوده اند و این قابلیت را دارد که همچنان هدایت علمى را ادامه دهد…
باید اضافه نمود که مدعیان دروغ پردازی پس از اسلام،آمدند و دعوی نبوت کردند و چه بسا بعد از این نیز بیایند، تکلیف مردم با آنها چیست؟ : اولاً این مدعیان خود رسواگر خویش برای اهل خرد شدند؛ زیرا کپى های ناقص و بی رنگ از کار پیامبران حقیقى هرگز جای نسخه اصل را نخواهد گرفت:نداشتن معجزه و بیّنه، عدم پایبندى به سخنان خود،عجز از آوردن کتابى همانند قرآن،وجود تناقضات فراوان در بیان و اجرا؛ سستى مبانى و محتوا، از جمله دلائل عدم توفیق آنها و رسوائى شان در این دعوت ها بوده است.شاید چند صباحى جولان دهند اما دوام نخواهند داشت چنانکه مردودی نزد خردمندان،از همان آغاز ،طبل بطلان آنان را به صدا درآورده و آبروئى برایشان باقى نگذاشته است. چنان که در مورد امثال مسیلمه کذاب در ابتدای اسلام و در زمان ما قادیانیه و بهائیه آشکار گشت.سرنوشت دین جاودانه الاهى،با ظهور آخرین امام -حضرت مهدى(ع) – و سپس رجعت و برپائى قیامت رقم خورده است…