حمله ویرانگر و وحشیانه مغول به کشورهاى اسلامى با سه لشکرکشى در نیمه اول قرن هفتم به خلافت عباسیان و حکومت خوارزمشاهیان و اسماعیلیه الموت و حکومتهای محلی اتابکان سلجوقی خاتمه داد و به ایجاد حکومت ایلخانان مغول منجر شد. چنگیز خان پس از چیره شدن بر چین و بخشی از آسیای میانه با خوارزمشاهیان همسایه شد. خواسته چنگیز خان بازکردن راه بازرگانی میان قلمرو خوارزمشاهیان و چین بود. او در ابتدا، نسبت به سلطان محمد خوارزمشاه ادب و احترام را رعایت نمود، ولی این پادشاه با تدابیر خصمانهٔ خود از جمله قتل ۴۵٠ بازرگان مسلمان مغولى در شهر اترار موجبات غضب خان مغول را فراهم کرد و هجوم او را به ممالک اسلامی باعث گردید و موجب قتل و کشتار ملیون ها نفر مسلمان و تخریب و ویرانى و غارت بسیارى از شهرها شد و خسارت های عظیم اقتصادی و صدمات فرهنگی و روحی بسیارى برجای گذاشت و مراکز علمی و فرهنگی مانند کتابخانه های زیادى سوزانده و ویران شد و شهرهای بسیاری از بین رفت و مراکز رشد و پرورش فکری به حداقل رسید…
مغول ها بر کشورهاى اسلامى مسلط شدند بدون آنکه ایدئولوژی جدیدی با خود آورده باشند.در حالی که در مرکز خلافت اسلامى عباسیان، اندیشه ای جز خوش گذرانی و جمع آوری اموال نبود، این تهاجم بنیان کن حکومت آنان را فرو ریخت و نابود کرد. اگر اسلام توانست در مقابل این مهاجمان وحشی و ویرانگر همچنان سرفراز بماند، به خاطر حرکت اندیشمندانه عالمى بزرگوار، متفکر و دوراندیش چون خواجه نصیرالدین طوسی بود که توانست با تدبیر و فداکارى، مغول های پیروزمند را در برابر اسلام خاضع گرداند و دل های آنان را به روی اسلام بگشاید و عقیده اسلامى را بر آنان پیروز نماید.سازند. هلاکوخان مغول پس از قتل عام ٩٠٠ هزار نفر از اهالی بغداد، بر اثر مشاوره و تأثیرپذیرى از خواجه نصیرالدین،تغییر موضع داده و مسلمان شده و دستور بازسازى مسجد خلیفه و ضریح و مرقد حضرت کاظم(ع)را مى دهد.حرکت شجاعانه و بازدارنده این عالم بزرگوار موجب جلوگیری از خون ریزی ها و خسارت های معنوی بیشتر شد و او توانست با نفوذ در تشکیلات مغول ها باعث نجات جان بسیاری از مردم و علمای جهان اسلام از تیغ خون ریز مغول شود و شهرهاى بسیارى را از نابودى نجات بخشد و سخت ترین دشمنان اسلام را در برابر اسلام و شعائر تشیع مجبور به تواضع و ایمان نماید.
آن بزرگ مرد، متجاوز از ۶۰ کتاب ارزنده در علوم و فنون مختلف به رشته تحریر در آورد و خود بانى بنیادهاى علمى همچون رصدخانه شد.خصوصیات اخلاقی خواجه نصیرالدین طوسی به او چنان استعدادی بخشید که بتواند با ویژگی های زاییده حکومت مغولان سازگاری پیدا کند و در همان اوضاع و احوال گسترش میراث علمی، فکری و مذهبی اسلام را همچنان بخشی مهمی از خواست های زندگی خود بداند. این حقیقت را باید دریافت که اگر خواجه نصیرالدین نمى توانست هلاکو را مهار کند ضایعات جبران ناپذیر بیشتر و کشتارهای افزونترى بر مسلمانان وارد مى شد.او ناگزیر از همکاری با آن یورشگر مغولی بوده و این همکاری او تا اندازه ای چشمگیر به سود مردم و فرهنگ جهان اسلام بوده است و در این راه هم زندانى شد و هم تهمت های بسیارى را به جان خرید به نوعى که آماج حملات کسانى چون ابن تیمیه و شاگردش ابن قیم جوزیه یا خواندمیر، در مورد نقش داشتنش در حمله به بغداد شد که تهمتى بیش نبود و توسط مورخان منصف، رد گردید١.
حرکت بازدارنده خواجه و بعضى دیگر از علمای شیعه توانست دین مردمی را که زیر پای مغولان شکسته و نابود شده بود، بر دل و جان همان مغولها حاکم گرداند و آنها را به صورت ابزاری برای پیشرفت دین در آورد.او صدها دانشمند را که از ترس مغولان متوارى و مخفى شده بودند در پناه خود در مراغه جای و مستمرى داد لذا مراغه یکى از مراکز مهم علمى در جهان اسلام شد.فساد سیاسی گسترده در مرکز خلافت عباسى و حمله ویرانگر مغولان، خواجه را به این نتیجه رسانده بود که همکارى مشروط با این یورش مهارنشدنى مى تواند از تبعات فاجعه بار پیش بینى ناپذیر جلوگیرى کند و مانع تخریب ایران و نابودى شیعیان و عالمان شود و موجب حفظ و تداوم فرهنگ و تمدن اسلامى گردد.اعتلا و ماندگارى فرهنگ و تمدن ایرانى و اسلامى،مدیون تشخیص و تدبیر و رفتار مداراگرایانه بزرگمردانى چون خواجه نصیرالدین طوسى است…
—————
١.ر.ک:مواضع خواجه نصیرالدین طوسى در قبال یورش هلاکو به ایران،محسن بهشتى سرشت، فصلنامه پژوهشی تاریخ اسلام و ایران، پیاپى٧٧؛ خواجه نصیرالدین طوسى و فتح بغداد،راضیه صالحى،محمدحسن ادریسی،مجله تاریخ اسلام،شماره٣۶.