حلالیت

 

 

 

مى خواست به سفر حج برود به دوستان گفت:اگر بدى کردم یا حقى از شما ضایع نمودم مرا حلال کنید … یکى از دوستان گفت: این سفر تو که کوتاه است و ان شاء الله بزودى باز مى گردى؛بیائیم براى سفر آخرت که بازگشتى ندارد،همدیگر را حلال کنیم زیرا پیامبر(ص)فرمود:”کسی که ظلمی به کسی کرده باید از او حلالیت بطلبد قبل از آنکه به دیاری منتقل شود که دینار و درهمی در آن وجود ندارد و اگر دسترسی به او ندارد،برای او طلب استغفار نماید١”؛ .نیز فرمود:”شخصی که به کسی ظلم کرده از خدا براى او طلب استغفار و بخشش کند زیرا این استغفار، کفّاره عمل بد اوست٢”…و نیز شایسته است که اگر کسى از انسان حلالیت خواست،او را حلال کند که این حلال کردن ،پاداش عظیمى نزد خدا دارد.حسن بن خنیس گوید به امام صادق علیه السلام عرض کردم عبدالرحمن ابن سیابه از مردی طلبی داشت و او از دنیا رفت و من با او صحبت کردم تا حقش را حلال کند. ولی او خودداری کرد حضرت فرمود: “وای بحالش آیا نمی داند که به هر یک درهم ده برابر ثواب می گیرد اگر حلال کند؟ و اگر حلال نکند فقط در برابر هر درهمی که طلبکار است حق یک درهم را دارد٣”…

دوست دیگرى گفت:بگذارید داستان جالبى در اهمیت حلالیت بگویم:علی بن یقطین که یکى از یاران امام کاظم(ع) بود و به دستور امام در دستگاه هارون کار می کرد، عازم سفر حج گردید، خواست در مدینه امام را زیارت کند، امام به او اجازه ملاقات نداد و فرمود: «امسال حج تو قبول نمی شود، چون تو ابراهیم شتربان را، در محل کار خود نپذیرفته ای خدا هم تو را نمی پذیرد» . علی بن یقطین بسیار ناراحت شد، از مدینه به کوفه برگشت و به سراغ آن شتربان رفت و در خانه او را کوبید و صورت خود را روی خاک گذاشت و به آن شتربان گفت: با پای خود صورتم را لگدمال کن. شتربان قبول نمی کرد، تا با اصرار او صورت این وزیر ، که به مسلمانی توهین کرده بود، زیر پاى شتربان قرار گرفت و او می گفت: «اللّهم اشهد» یعنى خدایا شاهد باش که دارم توهین خود را جبران می کنم. سپس به مدینه برگشت و امام کاظم علیه السلام او را پذیرفت۴”…

و ادامه داد:بهترین حلالیت خواهى را مى توان از پیامبر(ص)آموخت:اواخرعمردرحالی که بیماربود و سرش را با پارچه‌‌اى بسته بود ۲نفر(حضرت على و فضل بن عباس )زیر بغلش را گرفته بودند وارد مسجد شد و روى منبر قرار گرفت و شروع به سخن فرمود و گفت: مردم! وقت آن رسیده است که من از میان شما بروم. اگر به کسى وعده‌‌اى داده‌‌ام  که انجام نداده ام آماده‌‌ام انجام دهم …و فرمود: هر کسى حقى بر گردن من دارد برخیزد بگوید، زیرا قصاص در این جهان آسان‌‌ تر از قصاص در روز رستاخیز است.در این موقع، «سواده بن قیس» برخاست و گفت: موقع بازگشت از نبرد «طائف» در حالى که بر شترى سوار بودید، تازیانه خود را بلند کردید که بر مرکب خود بزنید، اتفاقا تازیانه بر شکم من اصابت کرد.من قصاص می خواهم. پیامبر دستور داد همان تازیانه را از خانه بیاورند. سپس پیراهن خود را بالا زد تا «سواده» قصاص کند.یاران رسول خدا با دلى پرغم و دیدگانى اشکبار و گردن‌‌هایى کشیده و ناله‌‌ هایى جانگداز شاهد ماجرا بودند.ناگهان دیدند “سواده ” بدن پیامبر را مى‌‌بوسد. در این لحظه، پیامبر او را دعا کرده، گفت: خدایا! از «سواده» بگذر، همان طور که او از پیامبر اسلام درگذشت۵… 

 حلالیت طلبى از کسى که از دنیا رفته است،اول کسب رضایت از ورثه اوست و اگر مقدور نیست،باید توبه واقعى کند و براى آن شخص طلب مغفرت نماید و با انجام کارهای نیک مثل دعا و صدقه و … این حق را برطرف کند. این مغفرت خواهى،بسیار مؤثر است چنانکه در روایت آمده:”اگر کسی برای مؤمنین و مؤمنات طلب مغفرت کند، خداوند به عدد هر مؤمنی که از هنگام خلقت آدم تا قیامت خلق می‏کند، برای او سه چیز در نظر می‏گیرد؛ برایش حسنه می‌نویسد و از گناهانش می‌کاهد و بر مقامش می‏افزاید۶».خواندن دعاى روز دوشنبه نیز در همین زمینه توصیه شده است:خدایا از تو خواهانم در باره ستمی که به بندگان تو کردم و حقی که بر من دارند؛ پس هر بنده ای از بندگانت،هر مرد و زنى از مردان و زنان که مظلمه ای از او بر من است که ستمی بر او کرده ام در جانش یا در عرض و آبرویش یا در مالش یا در حق خانواده اش و فرزندش؛ و بدگوئی او را کرده ام یا تحمیلی بر او بسبب خواهش یا هوس یا تکبر یا خشمی یا خودنمائی یا عصبیت نموده ام؛ غایب باشد یا حاضر، زنده باشد یا مرده و دستم از اداى آن کوتاه و از جبران و حلالیت خواهى ناتوان باشم ،پس ای کسی که مالک حاجت هائی و در اراده تو همه حاجت ها مستجاب است،از تو می خواهم که درود فرستی بر محمد و آل محمد واینکه راضی کنی او را از من به هرگونه که خواهی؛ و به رحمتت مرا ببخشی زیرا آمرزیدن از تو چیزی کم نمی کند و بخشیدن ضرری به تو نمی رساند؛ ای مهربان ترین مهربانان٧…

—————

١. مدینه البلاغه،  ج٢ص٢٢

٢. وسائل الشیعه، ج١١ص٣۴٣ 

٣. همان،۵۴٨ب١٣ 

۴.سفینه البحار، ج٢ص٢۵٢

۵. الأمالی، ص ۶٣۴

۶.بحارالانوارج ٩٠ص٣٩١

٧.مفاتیح،دعاى روز دوشنبه

 

 

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه