دگراندیشان و کافران نیز حقوقى دارند که باید رعایت شود. آنان به دو گروه حربى (اهل جنگ و کشتار) و غیر حربى (اهل صلح و مسالمت)تقسیم مى شوند.با گروه دوم ،نباید همچون گروه اول برخورد شود بلکه باید به آنها احسان نمود و رفتار عادلانه داشت :”خدا شما را از کسانى که در دین با شما نجنگیده و شما را از دیارتان بیرون نکرده اند باز نمى دارد که با آنان نیکى کنید و با ایشان عدالت ورزید، زیرا خدا دادگران را دوست مى دارد. خداوند ،تنها شما را از دوستى با کسانى باز مى دارد که در [کار]دین با شما جنگ کرده و شما را از خانه هاتان بیرون رانده و در بیرون راندنتان با یکدیگر همپشتى کرده اند١”.که منظور از اینان،کافرانى هستند که با مسلمانان نجنگیده و آنان را از دیارشان بیرون نکرده بلکه براى کمک نکردن به دشمن بر ضرر مسلمانان عهد و پیمان بسته بودند(یعنى کافران معاهد)٢.لذا احسان به مستمندان آنها به ویژه در مواقع خشکسالى و سیل و زلزله و دیگر بلایاى طبیعى، همانند احسان به مستمندان جامعه اسلامى،مورد رضایت خداوند است…
حق دیگر آنها، التزام و پایدارى مسلمین به تعهدنامه ها و مقاوله نامه و پیمان نامه هائى است که با آنها منعقد شده است: “اگر آن مشرکانى که با آنان پیمان بسته اید و چیزى از[تعهدات خود نسبت به]شما فروگذار نکرده و کسى را بر ضد شما پشتیبانى ننموده اند، پس پیمان اینان را تا [پایان]مدت شان تمام کنید، چرا که خدا پرهیزگاران را دوست دارد٣”.پس از فتح مکه آیات برائت از مشرکین نازل شد ولى در همانجا خداوند متعال مشرکانى را که با مسلمانان عهدى داشته و آن را نقض نکرده اند از حکم یاد شده استثنا مى کند و به مسلمانان فرمان مى دهد که بر سر پیمان خود با آنان باشند۴.همچنین مى فرماید:”مگر با کسانى که کنار مسجدالحرام پیمان بسته اید، پس تا با شما [بر سر عهد] پایدارند با آنان پایدار باشید۵”. بنابراین، قرآن کریم هر نوع عهد و پیمان و قرارداد[مانند عقد مهادنه و صلح، عقد ذمه، عقد امان، عقد تحکیم (عقد العهد على حکم الامام)، قرارداد ارضى (نوعى صلح بر روى زمین)، عقود معیّن مالى مانند: عقد تجارت، شرکت، اجاره، رهن و…۶]فردى یا گروهى با مسلمانان یا غیر مسلمانان- به ضرر یا نفع فرد باشد – واجب مى داند و تنها موردى که پاى بندى به عهد و پیمان را ضرورى نمى داند موردى است که طرف مقابل پیمان شکنى کرده باشد٧…
حق دیگر،گفتمان نیکو(جدال أحسن)است.رعایت ادب و دورى جستن از عناد و لجبازى و دشنام و بى عفتى در سخن گفتن هنگام دعوت نمودن اهل کتاب به توحید و اسلام عنایت خاص داشته و از مؤمنان مى خواهد با آنان جز به نیکوترین روش مجادله نکنند:”با اهل کتاب جز به [شیوه اى] که بهتر است مجادله مکنید مگربا کسانى از آنان که ستم کرده اند؛ و بگویید به آنچه بر ما و شما نازل شده ایمان آوردیم و خداى ما و خداى شما یکى است و ما تسلیم اوییم٨”.جدال احسن یا بهترین روش مناظره یا گفتمان بر مبنای برهان و استدلال٩، روشى است که در آن از سخنى که طرف مقابل را به دشمنى بیشتر و لجبازى وامى دارد، دورى شود و از بى عفتى در سخن و توهین به مقدسات طرف مقابل پرهیز گردد و هر دو طرف خواهان روشن شدن حق باشند.(یک نمونه آن در مناظره زنده شدن دوباره استخوان هاى پوسیده در سوره یاسین آمده است١٠).دشنام،به کلى تحریم شده:”آن هایى را که جز خدا را مى خوانند دشنام مدهید که آنان نیز از روى دشمنى و به نادانى خدا را دشنام خواهند داد١١”بلکه جز به نیکوئى با مردم سخن نگویید((وَقُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْناً١٢”….
و حق جامع،رعایت عدالت در مورد آنهاست:”اگر [کافران]نزد تو آمدند،میان آنان داورى کن یا از ایشان روى برتاب و اگر از آنان روى برتابى هرگز زیانى به تو نخواهند رسانید و اگر داورى مى کنى پس به عدالت در میانشان حکم کن که خداوند دادگران را دوست مى دارد١٣”.آیه دیگرى، از مؤمنان مى خواهد که حتى با دشمنان خویش، به عدالت رفتار کنند و به آنان هشدار مى دهد مبادا دشمنى آنان، شما را به گناه و ترک عدالت وادار کند١۴.بنابراین، رفتار عادلانه در مورد دشمنان نیز مطلوب بوده و کفر کافر، مانع اجراى عدالت درباره وى نمى شود.لذا همان گونه که رعایت قسط و عدل با مسلمانان مطلوب خداوند متعال است، رعایت آن با غیر مسلمانان نیز مطلوب خداوند و وظیفه مسلمین و نظام اسلامى باشد.اجراى عدالت حتى اختصاص به کافران غیرحربى ندارد و شامل کافران حربى نیز مى شود…
————————-
١.ممتحنه/٨و٩.
٢.مجمع البیان ،ج۵،ص٢٧٢؛المیزان،ج١٩،ص٢۶٩.
٣.توبه/۴.
۴.المیزان،ج٩،ص١۵۴.
۵.توبه/٧.
۶.فقه سیاسى،عمید زنجانى،ص٩.
٧.انفال/۵۶-۵٨؛توبه/١٢.
٨.عنکبوت/۴۶.
٩.المیزان/ج١٢،ص٣٩٨.
١٠.یس/٨١و٨٠.نورالثقلین،ج۴،ص١۶٢.
١١.انعام/١٠٨.
١٢.بقره/٨٣.
١٣.مائده/۴٢.
١۴.مائده/٨.