حق الناس

 
 
 
 
روزی رسول خدا(ص) مردم را مخاطب ساخت و فرمود:”می دانید مُفلس کیست؟ گفتند مفلس نزد ما کسی است که مال و اموالی نداشته باشد. حضرت فرمود: مفلس امت من کسی است که با داشتن نماز و زکات و روزه به عرصه محشر می‌آید اما کسانی را مورد تعدّی و ستم قرار داده است و به جان و مال و آبرویشان تجاوز نموده است. به این دشنام داده و تهمت زده است، اموال شخصی را برده، خون دیگری را ریخته و آخری را کتک زده است. برای جبران گناهانش از حسنات وی به این و آن می‌دهند، اگر حسناتش تمام شود پیش از آن که بریء الذمه گردد از گناهان صاحبان حق می‌گیرند و به حساب وی می‌گذارند و سپس در آتشش می‌افکنند١”.امیر،پس از نقل این حدیث،پرسید:رسیدگى به حق الناس،یکى از مواقف قیامت است، بحث امروز در این زمینه است.دوستان مشارکت فرمایند! سروش گفت:حق‌اللّه و حق‌الناس، دو اصطلاح مشهور در فقه و حقوق، به معنای “حقوق خداوند بر بندگان” و “حقوق مردم بر یکدیگر” است. تمام احکام واجب یا حرام حق‌الله هستند و آن بخش از احکام که دربردارندۀ حق مالی یا غیرمالی برای دیگر افراد است، حق‌الناس یا حق مردم نیز هستند.یکى از جامع‌ترین روایاتی که بسیاری از حقوق الهی و حقوق مردم را دسته بندی کرده است رساله الحقوق امام سجادع)است که مهمترین حقوق مثل حق خدا،امام،حاکم،رعیت،پدر، مادر، همسر، فرزند، همسایه، استاد، شاگرد و غیره را بیان کرده است…
 
 
و ادامه داد: در برخی روایات، اهمیت حق‌الناس از حق‌الله مهم‌ تر دانسته‌ شده زیرا حق‌الناس، حق‌الله هم هست، ولی حق الله، حق‌الناس نیست. هرکس گناهی بکند فقط طرفش خداست و دیگر به کسی بدهکار نیست اما اگر کاری کند که حق مردم ضایع شود، خدا هم مدعی است.برخی از سوره‌های قرآن همچون مطففین،حجرات و همزه در زمینه حق‌الناس هستند. آیه ۲۸۲سوره بقره که بلندترین آیه قرآن است نیز در زمینه حق‌الناس است.امامان ما عبادتی را برتر از ادای حق مؤمن ندانسته٢ و مدیون ماندن و خیانت در حق دیگران را دور از شأن مؤمن معرفی کرده‌اند٣. در شب عاشورا،امام حسین(ع) به یاران خود فرمود کسانی که حق‌الناس به گردنشان است در لشکرگاه او نمانند۴. توبه از گناهان نیز در صورتی پذیرفته است که حقوق الاهی و حقوق مردم ادا شوند.یکی از بزرگان دودمان نَخَع به حضور امام باقر(ع) آمد و عرض کرد:من از زمان حکومت حجاج (استاندار عبدالملک در کوفه) پیوسته فرماندار حکومت طاغوتیان بوده ام. آیا توبه برای من رواست؟ حضرت سکوت فرمود. او دوباره پرسید. امام فرمود:نمی‌توانی، مگر اینکه همه حقوق حق داران را ادا نمایی۵… 

 

مسعود هم وارد بحث شد:در نگاه دین، حق‌الناس اختصاص به مال مردم نداشته و جان و آبروی افراد را نیز در برمی‌گیرد،رسول خدا (ص) فرمودند :مؤمن همه چیزش: آبروی او، مال او، و خون او حرام (محترم) است(الْمُؤْمِنُ حَرَامٌ کُلُّهُ عِرْضُهُ وَ مَالُهُ وَ دَمُه)۶ ؛ حتی ترساندن و وحشت افکندن و یا ناراحت کردن بیجای مردم نیز حق‌الناس شمرده شده که مجازات سختی در قیامت به دنبال دارد،رسول خدا (ص) فرمود:ا گر کسی فرد با ایمانی را غصه‌ دار کند، آنگاه همه دنیا را به او ببخشد کفاره کارش نخواهد بود٧.،نیز فرمود: هرکس به مؤمن، خوفناک نگاه کند، خداوند در قیامت ، او را خائف نماید٨. از موارد دیگر حق الناس ، طعنه زدن یا بردن آبرو یا افشای اسرار مومن است که به شدت نهی شده است.امام باقر(ع) فرمود: هر کس رو در روی مؤمن به وی طعنه زند، به بدترین شکل خواهد مرد و جا دارد که هیچ گاه عاقبت به خیر نشود٩. و سخن آخر اینکه: ظلم به مردم و حق‌الناس از عوامل مستجاب نشدن دعاها در دنیاست، امام صادق(ع)فرمود: هرگاه یکی از شما می‌خواهد دعایش مستجاب شود کسب خود را پاک کند و حق مردم را به آنان بازگرداند؛ زیرا دعای بنده‌ای که در شکمش مال حرامی هست یا در نزد او حقی از حقوق مردم ضایع شده ،دعایش به سوی خدا نمی‌رود١٠…

 

سروش گفت: از رسول اکرم(ص)در حدیثی که به حدیث مناهى١١ مشهور است آمده کسی که حق دیگری را در حالی که به پرداخت آن قدرت دارد امروز و فردا کند، هر روز در پرونده‌اش معادل گناه یک داروغه ظالم ثبت می‌شود، و امام ششم شدیدترین حال انسان در قیامت را وقتی می‌دانند که مستحقین زکات و خمس جلوی انسان را گرفته و بگویند: خداوندا! این شخص خمس یا زکات مالش را به ما نپرداخته، پس خداوند از حسنات این شخص به آن‌ها عوض می‌دهد. در گناهان مربوط به حق‌الناس مانند دزدی، رباخوارى،غیبت،تهمت، زخم زبان و آبروریزی، علاوه بر استغفار و توبه به سوی خداوند، باید از مردم نیز حلالیت طلبیده شده و حقوق آنها جبران شود و حتی شهادت در راه خدا نیز اینگونه گناهان را پاک نمی‌کند.امام باقر(ع) فرمود: نخستین قطره خون شهید کفاره گناهان اوست مگر بدهی که کفاره آن ادای آن است(اول قطره من دم الشهید، کفاره لذنوبه الاّ الدّین فان کفارته قضائه١٢)… 

——————————

١. بحارالانوار، ج ۶۹، ص ۶، باب ۹۶
٢. میزان الحکمه، ج ۲، ص ۴۸۱
٣. بحارالانوار، ج ۱۰۳، ص ۱۴۲
۴.احقاق الحق؛ ج ۱۹، ص ۴۳۰
۵.کافی، ج ۲، ص ۳۳۱
۶.بحارالانوارج٧۴ص١۶٠
٧.کافی، ج ۵، ص ۱۲۵
٨.کافی، ج ۲، ص ۳۶۹
 ٩.المحاسن، ج ۱، ص ۱۰۱
١٠.بحارالانوار، ج۹۰، ص۳۲۱
١١.من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۳
١٢. وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص ۸۵
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه