در کتاب اقدس برای مردان،بیش از زنان حقوقى قرار داده است. نخستین مورد تفاوت در ارث بین زن و مرد و اختلاف بین فرزندان ذکور و اناث فرد متوفی در بهره وری از خانه مسکونی است.مطابق نص کتاب اقدس، خانه مسکونی و لباس های مخصوص فرد متوفی متعلق به فرزندان پسر است و نه فرزندان دختر؛ همچنین در این حکم ذکر نشده که آیا تفاوتی بین زن بودن متوفی یا مرد بودن او هست یا خیر،یعنى اگر فرد متوفی زن باشد لباس ها و اثاثیه مخصوص او باز به ذریه ذکور او می رسد نه ذریه اناث. عبارت اقدس چنین است:”و جعلنا الدار المسکونه و الالبسه المخصوصه للذریه من الذکران دون الاناث و الوراث”، یعنی ما قرار دادیم خانه مسکونی و البسه مخصوص فرد متوفی را برای پسران و نه دختران و دیگر وارثان.تفاوت های دیگرى هم بین زن و مرد در ارث وجود دارد که در بخش ارث به آن خواهیم پرداخت و این اختلاف با تعلیم تساوى حقوق رجال و نساء(از تعالیم دوازده گانه بهائى) سازگار نیست.
اختلاف و تفاوت میان زن و مرد در امور معنوی و عبادی هم وجود دارد زیرا در آئین بهائى زنان از یک فریضه عبادی مثل حج هم محروم شده اند.عبارت کتاب اقدس چنین است: قد حکم الله لمن استطاع منکم حج البیت دون النساء” ، یعنى خدا برای توانمندان از شما و نه زنان، حج بیت را واجب نموده است.حج در بهائیت،زیارت خانه باب در شیراز و خانه بهاء الله در بغداد در هنگام اقامت در آنجاست.به هرحال حج برای زنان وضع نشده است.
اختلاف دیگر بین زن و مرد در بهائیت،ممنوع بودن زنان از ورود به تشکیلات رهبرى و عضویت در بیت العدل است.از آنجا که در اقدس، اعضای بیت العدل با لفظ “رجال”،یاد شده اند لذا در تمام دوره های این تشکیلات فقط مردان ، بیت العدل را اداره کرده اند و هیچ زنى در این مدت جزو کادر رهبرى بیت العدل نبوده است.عبارت کتاب اقدس چنین است:”… نوصی رجاله بالعدل الخالص ….و نیز: یا رجال العدل کونوا رعاه اغنام فی مملکته و احفظوهم عن الذئاب الذین ظهروا با لثواب کما تحفظون ابنآئکم …این موضوع توسط دیگر رهبران بهائى هم بیان شده است.شوقی افندى رهبر سوم بهائیت در پاسخ به سوال یکی از بهائیان که علت این تفاوت بین زن و مرد در عضویت بیت العدل را سوال نموده در پیام ۵ جولای ۱۹۴۷ مى گوید: مردم باید بپذیرند که نساء صلاحیت عضویت در بیت العدل عمومی را ندارند از آنجا که حضرت عبدالبها فرمودند حکمت این موضوع در آینده ظاهر خواهد شد، ما با اطمینان به صحت مطالب ، باید آن را قبول نماییم ولی نمی توانیم برای فرو نشاندن اعتراض حامیان نهضت زنان توجیهی ارائه دهیم . . . »
آموزه “تساوى حقوق رجال و نساء” ایجاب مى کند که زنان لااقل در امور دینى با مردان مساوى باشند در حالیکه هیچکدام از رهبران روحانی درجه اول این آیین از زنان نبوده است؛ این مسأله از همان ابتدای پیدایش آئین بهائی مطرح بوده و سوألاتی را در ذهن پیروان این آئین به ویژه پیروان مؤنث این آئین مطرح کرده است بهعنوان نمونه در کتاب گلزار تعالیم بهائی ص۲۸۸آمده است: «سؤال خانمی به حضور مبارک عرض شد که گفته بود تا حال از جانب خدا زنی مبعوث نشده و همه مظاهر الاهیّه رجال بودهاند. فرمودند: «هر چند نساء با رجال در استعداد و قواء شریکند ولی شبههای نیست که رجال اقدمند و اقوی حتّی در حیوانات مانند کبوتران و گنجشگان و طاووسان و امثال آنان هم این امتیاز مشهود»؛یعنى به صراحت اعلام شده که زنان اقدم(جلوتر) و اقوى(نیرومندتر) نیستند و باید تحت قیمومت مردان باشند و تساوى در این موضوع معنا ندارد . جای این پرسش از باورمندان اقدس باقى است که:و اگر چنین است که زنان بهره مساوى از ارث ندارند و نیز صلاحیت ورود به بیت العدل را هم ندارند و از حج هم محروم اند و اقدم و اقوى هم نیستند پس شعار “تساوى حقوق رجال و نساء” چه معنى دارد؟