“تقیه” را سپر دفاعی و به عبارت بهتر “حفاظ امنیتی” و عامل صیانت و نگهداری خوانده اند.آنجا که شرایط سیاسی و فرهنگی در محیطی که زندگی می کنید آنقدر سنگین ،خشن و استبدادی است که ظرفیت پذیرش حقیقت را ندارند و آشکار کردن اعتقاد خطر جانی دارد،باید تا فراهم شدن زمینه از حفاظ امنیتی تقیه استفاده نموده و چیزی از اعتقاد خود را که موجب خطر جانی شود آشکار نکنید.
در قرآن کریم در چند آیه صریح یا ضمنى به تقیه اشاره شده است. یکى از این آیات آیه ٢٨سوره آل عمران است: (لاَ یَتَّخِدِ الْمُؤْمِنُونَ الْکَافِرِینَ أَوْلِیَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ وَ مَن یَفْعَلْ ذلِکَ فَلَیْسَ مِنَ اللّهِ فِیْ شَیْء إِلاَّ أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاهً وَ یُحَذِّرُکُمُ اللّهُ نَفْسَهُ وَ إِلَى اللّهِ الْمَصِیرُ ؛ افراد با ایمان نباید به جاى مؤمنان ، کافران را دوست و سرپرست خود انتخاب کنند و هرکس چنین کند، هیچ رابطه اى با خدا ندارد_ و پیوند او به کلى با خدا گسسته مى شود_ مگر این که از آن ها «تقیه» کنید. خداوند شمارا از نافرمانى خویش بیم مى دهد و بازگشت شما به سوى خداست)که عبارت«إِلاَّ أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاهً ، دلالت بر«تقیه» دارد[ ١].. همچنین در آیه ١٠۶ سوره نحل می خوانیم: (مَن کَفَرَ بِاللّهِ مِن بَعدِ ایمانِهِ اِلاّ مَن اُکرِهَ و قَلبُهُ مُطمـَئِنٌّ بِالایمانِ ولـکِن مَن شَرَحَ بِالکُفرِ صَدرًا فَعَلَیهِم غَضَبٌ مِنَ اللّهِ ولَهُم عَذابٌ عَظیم؛ هر کس پس از ایمان آوردن خود، به خدا کفر ورزد [عذابى سخت خواهد داشت]مگر آن کس که مجبور شده [ولى]قلبش به ایمان اطمینان دارد. لیکن هر که سینه اش به کفر گشاده گردد خشم خدا بر آنان است و برایشان عذابى بزرگ خواهد بود) که این آیه درباره عمّار است که در برابر شکنجه مشرکان مکّه از روى تقیه، به ظاهر از پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) برگشت و بعد از این عمل خود اندوهگین شد اما بعد از این که پیامبر با خبر شدند فرمودند: «برگشت عمار ظاهرى بوده است و ایمان با گوشت و خون او آمیخته است.»[ ٢]] آیات دیگرى نیز به طور ضمنى یا صریح به تقیه و کتمان عقیده اشاره دارد همچون: (آل عمران/٢٨)؛ (صافات/٨٩)؛ (انبیاء/۶٣) و (یوسف/٧٠)
بر خلاف آنچه افراد ناآگاه مى پندارند تقیه ـ البته در موارد خاص خود، نه در همه جا ـ نه نشانه ضعف است و نه ترس از انبوه دشمن و نه تسلیم در برابر فشار، بلکه تقیه یک نوع تاکتیک حساب شده براى حفظ نیروهاى انسانى و هدر ندادن افراد مؤمن محسوب مى شود چنانکه استتار و مکتوم ماندن هدف متأثر از این شیوه است. به همین دلیل تقیه قبل از آن که یک برنامه اسلامى باشد یک روش عقلانى و منطقى براى همه انسان هایى است که برای استقرار هدف خود متناسب با شرایط محیطی برنامه ریزی حکیمانه می کنند.
در کتب حدیثی شیعه، احادیث بسیارى در جواز و ضرورت تقیه نقل شده است.[٣]
امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: تقیه سپر و وسیله حفظ مؤمن است.[۴]آن حضرت تقیه را یک حکم دایمى و براى همه اعصار و قرون مى دانند نه موقتى و مختص به زمان خاص و لذا فرمود: تقیه امر واجبى است ترک آن تا قیام امام عصر ارواحنا فداه جایز نیست وهر کس تقیه را قبل از قیام قائم ما ترک نماید از ما نیست. و اگر مى بینیم در احادیث اسلامى، تقیه نشانه دین و علامت ایمان و نه قسمت از مجموع ده قسمت دین شمرده شده است به همین سبب است.[۵]
انسان منتظر در غیبت مولایش،با یک برنامه ریزی حکیمانه و متناسب با محیط،مخاطبان،شرایط اجتماعی و ترفندهای دشمنان و نیز قابلیت پذیرش مردم ، بدون فراموش کردن حفاظ امنیتی برای حفظ نیروها و نیز تأثیرگذاری به اصطلاح “چراغ خاموش” در محیط های نا آماده و دشوار، اقدام بجا و مؤثر دارد.
___________________________________________
[١]. ر.ک: المیزان فى تفسیر القرآن ، ج ٣ ص ١۵٣؛ التبیان فى تفسیر القرآن ، ج ٢، ص ۴٣۵ و … .
[٢]. المیزان، ج 3 ، ص ١۵٣؛ تبیان، ج ۶ ، ص ۴٢٨؛ مجمع البیان، ج ۶ ، ص ۵٩٨.
[٣]. ر.ک: بحارالانوار، ج ٧۵
[۴]. وسائل الشیعه، شیخ حرّ عاملى، ج ١۶، ص ٢٠۵.
[۵].مرحوم شیخ حر عاملى در وسایل الشیعه از مجموع ١۴۴ روایتى که درجلد ١١ در بحث “امر بالمعروف و نهى عن المنکر” ذکر نموده ٨٣ روایت اختصاص به بیان تقیه دارد که بخشى از عناوین بحث را «باب وجوب التقیه» و بخشى را نیز «باب جواز التقیه» نامگذارى نموده است.می توان سخنان ائمه را اینطور خلاصه نمود:
تقیه دین خداست و سوگند به خدا که تقیه «من دین الله» است.تقیه دین من و دین پدران من است و کسى که تقیه نورزد دین ندارد.تقیه سپر مومن و حرز و پناهگاه اوست. تقیه جزء سنت حضرت ابراهیم خلیل الرحمن است. کسى که تقیه نورزد خیر و ایمان ندارد.تقیه پناهگاه محکم و سدى بین مومن و دشمنان اوست.تارک تقیه مثل تارک نماز است….