حضور

 
 
 
 
 
امام علیه السلام ، علاوه بر حضور معنوى، گاهى حضور معمولى نیز – البته بطور ناشناس – در برخى مکان ها داشته و دارند و از این جهت به حضرت یوسف شباهت دارند که برادران او ،او را دیدند و نشناختند.سدیر صیرفی از امام صادق(ع) روایت می کند: «صاحب الامر» از این جهت با یوسف(ع) شباهت دارد که برادران یوسف – با این که عاقل و دانا بودند و قبلا هم با وی معاشرت داشتند – وقتی پیش او رفتند، تا خودش را معرفی نکرد، او را نشناختند و با این که بین او و یعقوب(ع)، بیش از هجده روز راه فاصله نبود، یعقوب از وی اطلاعی نداشت. پس چرا این مردم انکار می کنند که خداوند همین عمل را نسبت به حجت خویش صاحب الامر،نیز انجام دهد؟ او نیز در بین مردم تردد می کند و در بازار ایشان راه می رود و بر فرش های آنان قدم می گذارد؛ ولی او را نمی شناسند…
 
در تشرفاتى که بزرگان نقل نموده و شنیده و خوانده ایم، آن حضرت قرار ملاقات خود را با عالمى که چله نشینى نموده تا به شرف ملاقات امام نائل آید،در مغازه محقر یک کاسب صالح قفل ساز تعیین مى فرمایند.او سر قرار حاضر مى شود و در آنجا که مغازه کوچکى بود با یک پیشخوان و جا براى نشستن یکى دو نفر، رفتار منصفانه و خداپسندانه آن کاسب را با پیرزنى فقیر مى بیند و بعد در همان مغازه به فیض لقاى حجت خدا نائل مى آید در حالیکه آن کاسب ، امام را نشناخته و مى گوید ،آقاى بزرگوارى است گاهى به مغازه ما آمده و از ما احوالپرسی  مى نماید… حضرت به آن عالم مى فرمایند اگر شما نیز چونان این کاسب صالح، عمل کنید ما به دیدار شما مى آئیم و نیاز به چله نشینى نیست! این تشرف ها هم نشانگر حضور امام در بازار و حتى خانه بعضى افراد(چون شیخ حسن عراقى)است و هم نشان لطف و آقائى آن حضرت نسبت به دوستداران و صالحان و نیازمندان…
 
یکى دیگر از مکان هائى که آن حضرت بطور ناشناس حضور پیدا مى نمایند،بعضى مجالس بدون ریا و خالصانه دعا و توسل و روضه و عبادت و مرزبانى و خدمت و علم آموزى و رفع شبهات و موعظه و هدایت است.آن بزرگوار از چنین مجالسى خرسند مى شود و گاهى در بعضى از آنها شرکت مى نماید که براى بعضى افراد که به ملاقات ایشان فائز شده اند از این مطلب ،پرده برداشته اند…گاهى نیز براى رفع مشکل حاجتمندانى که به ایشان متوسل شده اند نزد آنها رفته و گره گشائى فرموده اند که نمونه ها در این موضوع فراوان است و در کتب تشرفات به تفصیل آمده است.آن بزرگوار در تشییع جنازه بعضى مومنان و عالمان و نیز بر قبور آنان حاضر شده و فاتحه قرائت نموده و اینگونه از آنان تجلیل نموده و مى نمایند و حتى گاهى آنان را با نوشتن عبارتى نواخته اند همچون دو بیت شعرزیبائى که بر مزار مرزبان بزرگ شیعه شیخ مفید( ره )نگاشتند …
 
این جلوه از کرامت و آقائى و یاور نوازى و احسان و بزرگوارى امام،چراغ راه سالکان راه ایشان است که بین مردم باشند و در کارهای خیر و عبادت و هدایت مشارکت داشته و گره از کار مردم بگشایند و حتى امور خیرى اینگونه را به نیابت امام انجام دهند که اگر چنین کنند چه بسا شمیم حضور امام را احساس نمایند اگرچه او را نشناسند… 
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه